resimkoy

کتاب نقد: جایی که او گیتل فورمن

۹ تیر ۱۳۹۶

جایی که او رفت دنباله ای هست اگر من بمانم، و این بار ما به صدای آدم گوش می دهیم. تقریبا از آن حادثه مرگبار که والدین میا و برادر کوچک او، دنی را کشته اند، تقریبا یک بار اتفاق افتاده هست. میا به Juilliard وارد انجام گرفت و به طور سلسله انفرادی محبوب هست. از سوی دیگر، آدم زمان خانومدگی خود را با خانومدگی یک ستاره مشهور راسخ دارد. یا به نظر می رسد از آنجا که آدام وایلد در افسردگی و ناامیدی فرو می رود. چه اتفاقی بعد از میا بیدار انجام گرفت؟ دلیل آدام و مایا جدا انجام گرفتند؟ حیاتیتر اینکه چه اتفاقی برای آدم افتاد پس از میا بیدار انجام گرفت؟

برای پایان ۲۷۲ صفحه (کپی من در PDF)، جایی که او به دشواری و عاطفی بود، کجا رفت. من می توانم درد آدم را از لحظه ای که فصل نخست را آغاز کـــردم، احساس کنم. تعداد صفحه نسبت به پایان، من به معنای واقعی کلمه گریه کـــردم. اگر اگر بمانم غم انگیز هست، کجای کجهست، قلب شکسته هست. اگر اقامت افزایش متافیزیکی هست، کجا او رفت واقعی تر هست. این دو کتاب نیکو یک جفت تکمیل هست – بعد از خواندن نخست نمیتوانید صبر کنید تا عاقبت ادامه پیدا کنید. گیل فورمن می نویسد با چنین شور و هیجان خام، و من دوست دارم که چگونه او تکمیلا از flashback به حال حاضر، و بالتصویر تغییر دهید.

راه رفتن. بسته انجام گرفتن این موضوعات اصلی در این کتاب هستند. چه کسی از این نوع چیزها عاطفی نمیگیرد؟ آنچه که من در مورد این کتاب دوست دارم (و اگر من نیز بمانم) این هست که موسیقی چگونه نقش حیاتیی در خانومدگی شخصیت ها ایفا می کند. اگر چه من با زیادی از موزیک ها و خوانندگان ذکر نانجام گرفته (من نه یک جوجه پانکراکس و نه یک موسیقی کال کلاسیک) خیلی آشنا هستم، از اینکه چگونه آدم و میا با هم متحد انجام گرفته و با شور و شوق خود برای موسیقی پاره انجام گرفته

من به ویژه این بخش را دوست دارم:

"کنسرت به این معنا نیست که یک هزاران غریبه مانند یک دنبال ایستاده هست. این به معنی هماهنگی هست. " (ص.۲۴۳)

جایی که او به طور تکمیل به پایان رسید، برای من این هست، و برای یک لحظه قبل از رسیدن به فصل نهایی، من به انجام گرفتت امیدوار بودم که بتوانم پایان را اداره کنم. خوشبختانه من این کار را کـــردم چون گیل فورمن به اندازه کافی بی رحمانه بود که کل قلبم را به صورت قطعه بریزد و از رینیت به دلیل گریه زیاد از حد رنج بربندد (اغراق آمیز بودم، اما می دانستم که این کتاب چقدر احساسی هست). این یکی از بهترین نوشته های من برای این سال هست و من به انجام گرفتت به این همه توصیه می کنم.

—————

"او می گوید:" شما می دانید که در این تعداد سال گذشته خیلی زیاد فکر کـــرده اید. " شما دست دست خود را در حالی که شما برای همه که شما از دست داد؟ (ص.۲۵۴).

اوه، اشک.

۵ ستاره.