resimkoy

پپسی عزیز (یک پیام خداحافظی)

۲۷ خرداد ۱۳۹۶

این نامه دشوار برای نوشتن هست، اما باید انجام شود. من شما را با یک عشق بی پایان از خانومدگی من دوست داشتم شما همواره همراه من در روزهای نیکو و روزهای بد بوده اید. شما یک دوست وفادار بوده اید، متداوم در آنجا برای بلند کـــردن روح من و از بین بردن درد. شما کسی بودید که دیگر کسی در آنجا نبود. در میان روزهایی که با آشفتگی و یا خالی پر انجام گرفته بودند، شما پناهگاه من بودید. من برای شما دست و پنجه نرم می کنم و متداوم برای من وجود دارد. پس از تعداد لحظه در حضور شما، من احساس می کنم بهتر هست و آنچه را که انجام می شود باید پیش ببرم. آقام هرگز ارتباط ما را درك نكرده اند، اما من می خواهم به خاطر عمیق ترین و دلسوزانه برای ایجاد یك روزه ی تنهایی، تنش و دشوار تحمل كنم. من نمی خواهم به شما بدهم من نیستم من مطمئن نیستم که من احساس می کنم که می توانم به شما بدهم، اما من امیدوارم که این نامه را بنویسم، شما متوجه خواهید انجام گرفت که دلیل باید این مرحله را بپذیرم و به من اجازه دهید. ما هر دو می دانستیم که ما باید با این روز مواجه شویم. من آن را برای مدت طولانی نگران کـــرده ام. اما اگر به من احتیاج داشته باشید، به اندازه کافی دوست دارم که اجازه دهید به سفر من به سلامتی، سلامتی و سلامتی من کمک کند.

من سعی کـــردم قبلا شما را قبول کنم. تو می دانی که. شما ایستاده صبر انتظار، به من فضای من، متداوم دانستن که من به شما بازگشت. من سه ماه یا شش ماه بدون شما بودم، اما جایی در داخل یک نقطه وجود داشت که تنها به نظر می رسید که شما بتوانید آن را پر کنید. هنگامی که ما بعد از جدا انجام گرفتن به عقب برگردیم، ابتدا ناخوشایند می شود، اما بعد از مدتی احساس می کـــرد که من هرگز شما را ترک نکـــرده بودم. ما در این رابطه یو یو حداقل برای پنج سال گذشته بوده ایم و باید آب را انتخاب کنیم. من باید انتخاب کنم که در رابطه با کسی که برای من مفید هست و به من کمک کند خانومدگی یک خانومدگی طولانی و سالم را داشته باشم. اما من تو را دوست دارم من از شما متنفرم، اما باید انجام شود.

برای مدت طولانی شما یکی از چیزهایی بود که در خانومدگی ام داشتم که باعث انجام گرفت من احساس نیکوی داشته باشم. من می توانم روی شما حساب کنم که متداوم برای من آنجا باانجام گرفت. من واقعا نمی خوهستم هرگز به شما بدهم فکر کـــردن به انجام آن هنوز من را احساس می کند در داخل و من تعجب می کنم که چگونه من آن را بدون شما در طول روز های دشوار که ممکن هست جلوتر از من خواهد انجام گرفت. در این لحظه، احساس می کند که کار دشواری برای انجام آن خواهد بود. به نظر میرسد که غیرمنصفانه هست که من باید تصمیم بگیرم چیزی را از دست بدهم که به این معنی هست که برای من زیاد حیاتی هست. اما برای اینکه خانومدگی ام را از دست بدهم، باید آن را همانطور که هست، برآورده کنم.

متشکرم از وفاداری شما، برای درک صحیح شما و برای دادن خیلی افزایش از آنچه که پیشتر انتظار داشتم. همانطور که من این را می نویسم متوجه می شوم که من ممکن هست شما را به عنوان یک قیچی در خانومدگی من هستفاده کنم. منظورم این نیست. من متاسفم پس لطفا مرا ببخش من فقط بهترین کار را می کـــردم. من همین الان میبینم که من این را میبینم. شما روی میز من نشسته اید به من نگاه می کنید. شما ایستاده بلند و به دنبال تیز، لباس های مورد علاقه من کبالت آبی و قرمز هست. مطمئنا امیدوارم که شخص جدیدی در خانومدگی من بتواند کفش های خود را پر کند و احساس نیکوی به من داشته باانجام گرفت.

از اینکه به من احتیاج داشتید و دوست داشتید و متداوم در خانومدگی من حضور داشتید متشکرم. ممنون از آنجا که شمارش کـــردید شما جایگزین دشوار خواهد بود، اما مطمئن هستم که خانومان در انتظار شما هستند درست مثل من. از کسانی که انتخاب شامپاین و شراب را برای شما انتخاب کـــرده اند، احساس نکنید. چیزی که من در مورد شما دوست داشتم این بود که هرگز حالت ذهنیتان را عوض نکـــردید، اما شما یک عشق معتاد داشتید.

پپسی، باید بگویم خداحافظ. شما ممکن هست هرگز نفهمید که چقدر برای من اهمیت داشتید. من خیلی دلم برایت تنگ خواهد انجام گرفت، اما تایم آن رسیده هست که من بایستم بلند باشم و از پنهان انجام گرفتن بیرون بیایم. من باید بیرون بروم و خانومدگی کنم و فعال باشم و تبدیل به خانومی شود که من به نام او برگزیده ام. من باید آزادانه و به آرامی حرکت کنم. اگرچه آقام هرگز رابطه ما را درک نکـــرده اند، من انجام می دهم. من اهمیتی نمی دهم که "آنها فکر می کنند"، من از آنها تحت تاثیر قرار نمی گیرم. هرگز فکر نمی کنم که من بودم این یک انتخاب هست که من مجبورم برای خودم انجام دهم. جایی در قلب ما هر دو می دانستند که باید این کار را بکنند. ما با هم نخواهیم بود، اما من متداوم با شما صحبت خواهم کـــرد. امیدوارم که همین کار را برای من انجام دهید. شما برای من آنجا بودید و از این موضوع زیاد قدردانی می کنم.

دفعه بعد که مرا می بینید، ممکن هست مرا مرا نفهمد، زیرا می خواهم آب را امتحان کنم. او مرا دنبال کـــرده و من را دنبال کـــرده هست و من هرگز به او علاقه ای نداشتم. با این حال، ما هر دو می دانیم که او برای من زیاد معقول هست و مراقبت زیاد نیکوی از من خواهد داشت. او بعضی از کارها را انجام می دهد من متداوم احساس می کـــردم او چنین نوعی "ساده" هست، اما او مطمئن و پایدار هست و آماده هست تا به من متعهد شود و شما هرگز نبوده اید. تایمی که ما یکدیگر را می بینیم، ممکن هست صحبت نکنیم، اما متداوم به یادمانداده ای که ما برای یکدیگر بودیم. اگر من را دوست داری، بعد از من بیایی اجازه بدهید خانومدگی جدیدم را امتحان کنم

من به شما درک می کنم که مرا درک کنید و برای موفقیت من در فصل جدید خانومدگی ام ریشه داری.

شما قهرمان من بودید و من یک بار شما را دوست داشتم، اما آب آماده هست تا من را از پا بیرون کند.

Best

Sharmaine L. Hobbs