resimkoy

نو اصولگرایی و چهار اصل جدید

۲۲ مرداد ۱۳۹۶

به نقل resimkoy، محسن مهدیان با اشاره به جریان نو اصولگرایی، در یادداشتی تحت عنوان «نواصول گرایی و چهار اصل جدید» نوشت:

نواصول گرایی قبل از هر تغییر ساختاری، نیازمند ابداًح مبانی هست. اصول‌گرایان برخلاف تصورها، مبانی سیاسی‌شان اصول گرایانه و انقلابی نیست؛ به صورت حتم اگر اصول و انقلاب را با نگاه حضرت امام (ره) و رهبری مورد سنجش قرار دهیم. انحراف و ناکارایی هم اگر ایجاد انجام گرفته، به سبب همین اخلال در مبانی هست. کسانی که شکست‌های پیاپی اصول گرایی را در سیهست ورزی خلاصه می‌کنند، نشانی غلط می‌دهند و هیچ تضمینی نیست که ابداًح سیهست ورزی نیز منجر به شکست‌های جدید نشود. به نظر می‌رسد برای عبور از اصول‌گرایی غیرانقلابی، چهار نسبت کلیدی را باید ابداًح کـــرد. برخی از این نسبت‌ها تأسیسی و برخی نیازمند بازسازی‌اند. ابتدا، نسبت جبهه انقلاب با آقام؛ دوم، نسبت با امام (ره) و رهبری و سوم نیز نسبت با گروه‌های رقیب و در نهایت باید نقش خودش را در انقلاب، به‌درستی تعریف کند.

**یکم. نسبت جبهه انقلاب با آقام


اصول گرای انقلابی قبل از هرچیز آقام گرهست. متن انقلاب آقام هست. هرنوع قیامی توسط آقام رقم می‌خورد. بار انقلاب برگرده آقام هست. مقاومت به آقام هست و ابداًح توسط آقام صورت می‌گیرد. بازگشت به آقام فراتر از یک رویکـــرد فرمایشی انتخاباتی هست. جبهه انقلاب باید توسط کسانی سامان یابد که اعتقاد ایدئولوژیک به نقش و جایگاه آقام دارند.
در این رویکـــرد تن‌ها شعار‌ها تغییر نمی‌کنند. تغییر باور نسبت به جایگاه آقام راه حرکت را تغییر می‌دهد. در چنین مدلی، کنش‌های سیاسی زیاد از آنکه معطوف بر تاثیرگذاری بر حوزه «قدرت سیاسی» باانجام گرفت، معطوف به اثرگذاری بر سطح «تصمیم گیری آقام» هست.
این رویکـــرد نیازمند نیروهای متدین تربیت یافته از جنس بسیجیان نسل نخست انقلاب هست؛ کسانی که وظیفه ذاتی‌شان را خدمت به آقام می‌دانستند و با همین بهانه سراغ قدرت رفتند.
رمز عبور از اصول گرایی غیرانقلابی «خدمت» هست؛ خدمت کف خیابان و خالصانه به آقام.

**دوم. رابطه جبهه انقلاب با اندیشه‌های امام (ره) و رهبری


اصول گرای انقلابی باید بازگشت پایان عیار به منش و بینش امام (ره) و رهبری داشته باانجام گرفت. جریان محافظه کاری که مصالح سیاسی خود را نخستی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌دانست، نمی‌تواند مدعی رهستین انقلاب باانجام گرفت.
عبور از اصول گرایی غیرانقلابی و تمسک به اندیشه امام (ره) و رهبری تن‌ها در شعار نیست. دستیابی به اندیشه امام و رهبری و انتقال ساحت اندیشه به عمل نیازمند دستیابی به نظام اندیشه‌ای این بزرگان هست. جریان انقلابی باید بتواند با بصیرت تکمیل خط امام را بفهمد و با جان و دل درک کند و پیشرو و خط شکن برای ولایت باانجام گرفت. نه اینکه در بهترین حالت به جای ذهن و دلش، گوش خود را به نقل کردان رهبری دهد و پشت سر رهبری تن‌ها شعاردهنده باانجام گرفت.

**سوم. رابطه جبهه انقلاب با گروه‌های رقیب


جبهه انقلاب باید مدل رقابت خودش با گروه‌های دیگر را متناسب با دوقطبی انقلابی ضدانقلابی بازتعریف کند. با فهم درست از نقل کردان رهبر انقلاب درباره این دوقطبی حقیقی، از هر نوع دوقطبی شکننده و ظاهری عبور کند و متوجه باانجام گرفت که جریان ضدانقلاب یک نقطه و جبهه انقلاب طیف هست.
جبهه انقلاب باید همه طیف‌های انقلابی را مدنظر داشته باانجام گرفت. گستره انقلابی‌گری نباید منحصر به یک گروه خاص شود. هرکس مقابل نقطه ضدانقلاب قرار گیرد انقلابی هست. انقلاب را باید موسع دید، اما در همین جبهه انقلاب نیز ارزش‌گذاری باید متناسب با پیشرو بودن باانجام گرفت.

**چهارم. تعیین نقش جبهه انقلاب


اصول گرایی جدید باید همه توجه‌اش کارآمدی باانجام گرفت. کارآمدی اگر همراه با محتوای انقلابی باانجام گرفت، از تکنوکراتی خشک و بی روح فاصله گرفته و موجب پیشرفت حقیقی ایران اسلامی می‌شود. این دغدغه باید واقعی و همراه با حضور جهادگونه و مخلصانه باانجام گرفت. کارآمدی با محتوای انقلابی و مدیریت جهادی، باید همت جدید نواصول گرایی باانجام گرفت. باید نگاه شعارگونه به مقاومت را تغییر دهد و هستقلال و عزت را در کارآمدی انقلابی که به پشتوانه آقام قوت و قرار یافته، پیگیری کند. سیهست ورزی اصول گرایی جدید نیز باید در نسبت همین حیاتی اتفاق بیفتد. برخلاف دیگر جریانات سیاسی، اصول گرایی در قدرت باانجام گرفت یا خارج قدرت، باید به رانجام گرفت و رفاه آقام و تحقق عدالت فکر کند. اگر تعالی انقلاب دنبال غایی اصول گرایی هست، باید همه همتش را در پیگیری کارآمدی سیاسی و اقتصادی صرف کند. کارآمدی انقلاب و در اصل کارایی اسلام باید دغدغه اصول گرایی باانجام گرفت. با این سبک سیهست ورزی، فصل جدیدی از نسبت‌های سیاسی در جریان اصول گرایی رقم می‌خورد.

انتهای پیام/