resimkoy

مصائب یک وصال عاشقانه

۳ شهریور ۱۳۹۶

مصائب یک وصال عاشقانه

اما امروزه هنرمندانی همچون همایون شجریان و سهراب پورناظری به‌واسطه همین اثر توانسته‌اند طیف وسیعی از مخاطبان را به خود جذب کنند.

به نقل رویدادنگار resimkoy “سی” اثری هست که شاهنامه را با زبانی زیاد ساده و روان بیان می‌کند و بخش‌های مربوط به “زال و رودابه”، “نبرد رستم و سهراب” و ” نبرد رستم و اسفندیار”و همچنین “خیانت شغاد و کشته انجام گرفتن رستم” را به تصویر می‌کانجام گرفت.

بااینکه سهراب پورناظری و همایون شجریان در کارهای دیگری همچون ” آرایش غلیظ، خداوند اسرار و رگ‌ خواب” باهمکاری یکدیگر خوش درخشیدند اما این نخستین کنسرتی هست که آن‌ها برگزار می‌کنند.

در این پروژه اما با توجه به آثاری همچون ” آغاز”، ” نیکو انجام گرفت”، ” با من صنما”، “آهای رویداددار”، ابر می‌بارد” به موزیکسازی “سهراب پورناظری” هستقبال گسترده طرفداران دور از انتظار نیست.

در این کنسرت نمایش، “نغمه ثمینی “نویسنده و “علی‌اصغر دشتی ” کارگردان این اثر توانسته‌اند با هستفاده از گیمگرانی همچون صابر ابر، بهران رادان، سحر دولتشاهی، دلنیا آرام، مهدی پاکدل، پانیپال شومون و حسین صوفیان ارتباط نیکو و عمیقی بین کنسرت و تئاتر برقرار کنند.

مصائب یک وصال عاشقانه

اما در این کنسرت نمایشی نواگرانی مطرح حضور دارند که هر یک توانسته‌اند با نوای موسیقی خود فضای احساسی و عمیقی در شنوندگان ایجاد کنند، که از آن جمله می‌توان به ” سهراب پورناظری، نواخانومده تنبور، سه‌تار و کمانچه”، “حسین رضای نیا، نواخانومده دف و بندیر”، آزاد میرزاپور، نواخانومده تار و دیوان”، ” نگار خارکن، نواخانومده کمانچه و صراحی”، “آیین مشکاتیان، نواخانومده ضرب زورخانه و کوزه”، “مهیار طریحی، نواخانومده سنتور”، “حمید خوانساری، نواخانومده بربت”، “آرین کشیشی، نواخانومده گیتار بیس”، “خورشید دادبه، نواخانومده رباب”و نیز “شیده شکرابی، نواخانومده چنگ” اشاره کـــرد.

این پروژه، باهمراهی اعضای گروه “آنسامبل منطقهزاد”، “نینا جامه گرمی” و “یگانه حسینی نیا”، “نواخانومدگان ویولن”، ” نیلوفر سهی، نواخانومده “ویولا” و “نگار نوراد”نواخانومده “ویولن سل” برگزار انجام گرفت.

مصائب یک وصال عاشقانه

این نمایش در اصل دهستان وصلت زال که سیمرغ افسانه‌ای از او نگهداری کـــرده هست با رودابه فرخانومد اژدههست. اژدها می‌سوزاند و سیمرغ بی‌آنکه جنگ، کینه و نفرت داشته باانجام گرفت می‌سوزد و از خاکسترش مجدد متولد می‌شود و حاصل این عشق رستمی هست‌ که نماد آزادیست. نماد آزادی یک ملت!

همین‌طور که دهستان رسیدن زال به رودابه را می‌بینیم و منجم از وقوع یک اتفاق عجیب رویداد می‌دهد، رستم از والدینش درخوهست می‌کند تا دردهایش را گوش دهند و سپس تصمیم بگیرند. او از دشواری‌هایش می‌گوید و از اینکه مجبور خواهد انجام گرفت در راه حفظ آزادی‌، عزیزانش را به قتل برساند. از مقابله با سهرابی که به دنبال پدرش می‌گردد و می‌خواهد پدرش را به بند کشیده به تاج‌وتخت برساند اما هیچ‌کدام یکدیگر را نمی‌شناسند و از جنگ با اسفندیاری که نیت در بند کشیدنش را برای رسیدن به تاج‌وتخت دارد.

مصائب یک وصال عاشقانه

رستم نیت جنگ ندارد و تاج‌وتخت نمی‌خواهد و معتقد هست جنگ آخرین مرحله هست و تنها زمانی باید از آن هستفاده کـــرد که هیچ راه دیگری وجود ندارد اما درنهایت برای رهایی و حفظ آزادی مجبور به مبارزه می‌شود و هم پسرش سهراب و هم اسفندیار را از بین می‌برد. رستم چنان عذابی را متحمل می‌شود که گویی در هر دو جنگ خودش کشته‌انجام گرفته هست.

اما در اصل پهلوان ایران‌زمین در پایان باخیانت شغاد نابرادری‌اش، تنها درون‌چاهی پر از نیزه‌های فرورفته در بدنش جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند.

زال و رودابه اما که عاشق یکدیگرند هیچ‌چیز مانع وصلتشان نمی‌شود.

مصائب یک وصال عاشقانه

با وصلت آن دو، کنسرت نمایش سی با جشن به پایان می‌رسد اما بیننده خوشحالی در خود حس نمی‌کند چون این دقیقاً سرآغاز پایان رنج‌ها و دشواری‌های رستم هست.

در این اجرا نورپردازی و موسیقی و نمایش چنان باهم آمیخته‌انجام گرفته که بیننده خود را درون ماجرا احساس می‌کند و با رستم در دشواری‌ها هم دردی می‌کند‌ و همین باعث می‌شود که مفهوم شاهنامه نه‌تنها برای مخاطب جذاب باانجام گرفت بلکه شاید تا آخر عمر در ذهنش حک شود.