resimkoy

مشخصات روانی تونی سوپرانو

۲۳ خرداد ۱۳۹۶

تونی سوپرانو یکی از شخصیت های جذاب ترین و مبهم در تاریخ تلویزیون هست. درک او از لحاظ روانی یک گزاره دشوار هست، اگر چه زیادی از دیگر نشان می دهد شخصیت برخی از ایده های پیشنهادی هست. در یکی از قسمت نخستیه، شوهر دکتر ملفی ریچارد اشاره به تونی به عنوان آلکسیتیمیا، تعریف کوتاه بودن "ناتوانی در صحبت در مورد احساسات با توجه به عدم آگاهی عاطفی." این تعریف هست که قطعا تا حدودی دقیق، به عنوان تونی اغلب با خشم در طول دوره از سردرگمی و سرخوردگی واکنش نشان می دهد.

یکی از نمونه های کلاسیک از این می آید هنگامی که تونی وارد دفتر او و می بیند که کسی خریداری انجام گرفته هست "بزرگ دهان بیلی باس" و آن را بر روی میز خود قرار داده هست. دیدن ماهی آواز به یاد تونی از آرزوی خود را در مورد بزرگ گربه، و این حافظه سیل تونی با احساسات تعداد که او قادر به پردازش و یا درک هست. تونی به این سیل عاطفی واکنش نشان می دهد ضرب و شتم توسط جورجی (یک سرگرمی مورد علاقه) که او می آموزد ماهی در دفتر خود قرار داده، به عنوان این انتخاب اجازه می دهد تا او را به طور متایم از طریق این واکنش به خشونت بدنی دفع احساسات ناآسوده کننده خود را.

در یک نقطه دکتر ملفی نشان می دهد تونی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی. افراد مبتلا به این اختلال اغلب یک الگوی مداوم از اختلال سلوک را در سال های نوجوانی خود که شامل شکستن قانون، عملکـــرد ضعیف تحصیلی، بی احترامی به مقامات و همچنین تعداد تن دیگر از معیارهای انجام گرفتید از جمله شکنجه حیوانات و شروع آتشهای نشان می دهد. در طول این سری ما تعداد چیز در مورد سال جوانتر تونی را یاد بگیرند. در فصل ۱، ما از عمو سایت و Livia که تونی و دوستان خود را به سرقت برده یک ماشین، و همچنین هست که تونی مورد هستفاده برای فروش خرچنگ دریایی به سرقت رفته در تلاش برای به دست آوردن برخی از پول نقد اضافی یاد بگیرند. در یکی دیگر از قسمت ما می بینیم او پرش مدرسه، شکستن را به ماشین پدرش، و به طور کلی بودن زیاد مایل به خم قوانین.

پرش به سال های نوجوانی تونی و ما یاد بگیرند که تونی به اندازه کافی نیکو در ورزش به تبدیل انجام گرفتن به یک تبدیل انجام گرفته هست "ورزشکار نخست دانشگاه یا دانشکده" با وجود ادعای تاریخ و زمان هست که او نبود. او از دبیرستان فارغ التحصیلان و حضور Seton سالن برای یک ترم و نیم، قبل از او "رو به برخی از مشکلات" (نشان داد در طول قسمت "کالج" به Meadow) و به خانومدان می رود برای مدتی کوتاه. در حالی که تونی اصرار به دکتر ملفی که او هرگز در فعالیت های همجنس باز درگیر، ما یاد بگیرند تایم خود را در خانومدان نسبتا کوتاه بود، و بنابراین ما می توانیم فرض جرم و جنایت خود را نسبتا کوچک بود. در اطراف این همان زمان تونی سرقت کارت گیم Feech Lamana، که یک نقطه عطف حیاتی در خانومدگی خود که در آن او رسما به عنوان یک گانگستر احترام بود.

از این نگاه مختصر در نوجوانی تونی ما یاد او احتمالا ملاقات کـــردم زیادی از ویژگی برای اختلال سلوک اما احتمالا به اندازه کافی برای یک تشخیص شرکت هست. این ما را به تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی، که با توجه به DSM-IV حرکت می کند، شامل "یک الگوی فراگیر از بی توجهی و نقض حقوق دیگران از سن ۱۵ سال روی می دهد، به عنوان سه (یا افزایش) نشان داد از موارد زیر:

(۱) شکست به پیروی از هنجارهای اجتماعی با توجه به رفتار قانونی به عنوان توسط بارها و بارها انجام اعمالی که زمینه ای برای بازداشت هستند نشان داد

(۲) فریب، به عنوان نشان تکرار دروغ گفتن، هستفاده از نام مستعار، یا سوراخ کن دیگران برای سود شخصی یا لذت

(۳) تکانشگری یا شکست از پیش پلن ریزی

(۴) تحریک پذیری و پرخاشگری، به عنوان دعوا فیزیکی مکرر و یا ضرب و جرح نشان داد

(۵) بی اعتنایی بی پروا برای ایمنی از خود یا دیگران

(۶) بی مسئولیتی سازگار، به عنوان شکست های مکرر نشان داد برای حفظ رفتار کار سازگار یا افتخار تعهدات مالی

( ۷) عدم پشیمانی، همانطور که در نشانگر های بیتفاوت بودن به و یا توجیه داشتن صدمه دیده هست، بدرفتاری، و یا به سرقت رفته از دیگر

B. فرد حداقل سن ۱۸ سال

گراد هست. شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از سن ۱۵ سال وجود دارد.

D. وقوع رفتار ضد اجتماعی در طول دوره از اسکیزوفرنی یا یک قسمت جنون هست به طور انحصاری نیست.

پس، آیا تونی دیدار حداقل سه نفر از این معیارها؟ پاسخ به نظر می رسد که بله به صورت حتم او می کند. اگر چه او به نظر نمی رسد برای دیدار با معیارهای برای شماره ۶، وجود داشته هست نمونه های متعدد از اقدامات خود در ضوابط برای ۶ اجزای دیگر بوده هست. اما آیا این تشخیص واقعا محفظهای تونی سوپرانو؟ به نظر نمی رسد به. واقعیت این هست که تونی قادر به اعمال خود خواهی و زیاد سخاوتمند هست، اگر چه اغلب این اعمال به انگیزه های نهان. بنابراین واقعا گرفتن یک حس از الگوهای خانومدگی تونی سوپرانو، آن را زیاد مفید برای هستفاده از یک مدل آدلری به بررسی الگوهای اعتقادات اساسی هست. مدل آدلری به نظر می رسد در اجزای کلیدی خانومدگی یک فرد را، و همچنین در خاطرات نخستیه خود را در تلاش برای بررسی تعداد عوامل کلیدی که آدلر ساخته انجام گرفته باور شیوه خانومدگی منحصر به فرد یک فرد هست.

جنسیت آماده سازی نقش ادراک از طریق جنسیت هادی خطوط و مدل نقش

از طریق مشاهده پدر و مادر خود و الگوهای جنسیتی آنها را در روابط خود را اتخاذ، یک فرد می آموزد که به مفهوم یک تعریف شخصی از آنچه که یک انسان هست و آنچه یک خانوم هست. از تماشای پدرش، "جانی پسر" سوپرانو، یک مافیایی احترام و ترس، تونی تعداد تصور از آنچه در آن هست به یک آقا تشکیل انجام گرفته هست. نخستین و حیاتیترین تونی به دست که آقا نان آور در خانواده هست، و این که او نیاز به انجام هر کاری که طول می کانجام گرفت، بدون در نظر گرفتن قانون، برای خانواده اش فراهم کند.

تونی همچنین هشدارات زیادی در مورد جنگ به دست قطعنامه از تماشای معامله پدر خود را با آقام از سراسر محله. یکی از مشاهدات به ویژه حیاتی تماشای پدرش رسیدگی جناب آقا به نام Satriale که اجتناب انجام گرفته بود او به خاطر او به او بدهکار بدهی. هنگامی که تونی ساعت پدرش را ریز ریز کـــردن انگشت انسان را به عنوان یک نتیجه از این اختلاف، تونی تشکیل یک تصور نخستیه که یک آقا می رود به هر طول، با وجود قانون، هنگامی که آن آقا به او مدیون بدهی. این تصور دیگر تایید انجام گرفت زمانی که او تماشا پدرش به طرز وحشیانه ای کوبیدن یک همسایه به نام روکو، که او نیز بدهکار جانی بدهی.

تونی همچنین یک معامله بزرگ از تماشای عادات کار پدر را در طول سال به دست، و این تحت تاثیر قرار خود نگرش بزرگسالان خود نسبت به کار. ضرب و شتم تونی شاهد در موقعیت قبلی هر دو زیاد از تلاش برای جمع آوری بدهی، و تونی را دیدم که مقدار زیادی از درآمد جانی به سادگی با زور و یا تهدید به خشونت گرفته انجام گرفته هست. بنابراین او آموخته هست که آقاان لازم نیست به کار اگر آنها می توانند همه چیز را از دیگران، و این درسی هست که به نظر می رسد طنین انداز بود.

در یک رویداد قابل توجه هست که در سال های نوجوانی تونی رخ داده هست، او برای خود را پوشش می دهد پدر به مادرش هنگامی که او به درستی فرض او با خانوم دیگری بوده هست. در این وضعیت، تونی، که به احتمال زیاد از طریق تماشای پدرش به دست دروغ تعداد بار قبل، که آن را OK برای یک آقا به دروغ هنگامی که توسط یک موقعیت ناآسوده کننده مواجه انجام گرفته هست.

از طریق تعاملات تونی با مادرش او آموخته هست که یک خانوم، اگر چه او در خانه کار می کند، دارای مقدار زیادی از قدرت و کنترل در روابط میان فردی. یکی تصور نخستیه از تماشای پدر و مادر خود ارتباط برقرار پس از پدر به خانه به ارمغان می آورد یک سفارش بزرگ از گوشت، و تونی معتقد هست که این تنها زمان مادرش تا به حال واقعا خوشحال بود آمد. تونی همچنین باعث می شود اتصال هست که زمانی که پدرش به ارمغان آورد هدیه آن را "احتمالا تنها زمان او گذاشته انجام گرفت" که همچنین این تصور برای تونی ایجاد انجام گرفته هست که یک خانوم تنها ارضاء جنسی به آقاان فراهم می کند هنگامی که آنها هدیه داده می شود، و این ایده این بود که همچنین به نظر می رسید برای ترجمه به خانومدگی بزرگسالی خود را.

فردی سبک از طریق تجربه از جو خانواده

جو خانواده در خانواده سوپرانو درک یکی از طوفان و نزاع بود. به عنوان خواهر تونی جانیس به درستی به شوهرش بابی توضیح می دهد: "در خانواده ام در آن بود سگ خوردن سگ". این توصیف دقیقی از خانواده سوپرانو بود، و خیلی از این مشکل ناشی از فعل و انفعالات بین لیویا و جانی که در الگوهای تکراری از پی در پی آزار دهنده در بخش و انجام گرفتید فریب لیویا در این دیدار، Johnny هستوار بود. هستبداد لیویا بر خانه ممکن هست حتی در نهایت به کاهش فیزیکی جانی کمک، همانطور که در برآورد تونی او عینک این آقا زیاد قوی را به یک "تکه کوچک هست."

عشق لیویا سوپرانو عشق مشروط بود. لیویا از فرخانومدان او زیاد حیاتی بود و او تشویق و حمایت از تلاش های خود را که به نظر می رسد تحریک یک الگوی مادام العمر از شک به خود در هر دو تونی و همچنین خواهر خود جانیس نشان نداد. کودکان دلسرد اغلب رانجام گرفت کند تا بزرگسالان عصبانی و برآورده نانجام گرفته، به عنوان آنها شروع به احساس می کنید که همه چیز را به هستانداردهای کسی آنها را نمی خواهد خانومدگی می کنند. در این شرایط یک نوع از "درماندگی آموختهانجام گرفته» (سلیگمن، ۱۹۶۵) می توانید مکان، جایی که بچه ها به سادگی تا به جای ادامه به رقابت در یک وضعیت به ظاهر نا امید هست. این به نظر می رسد در مورد جانیس سوپرانو، که یک عمر اجتناب از هر نوع فعالیت مفید نه این که به قضاوت شود یک شکست به عنوان او تا به زیادی از بار قبل از خرج می کند.

تونی از سوی دیگر برای جبران این فقدان عشق مانند پدرش توسط شلاق در دیگران، پیدا کـــردن ارضاء متایم هر تعداد زیادی از فتوحات جنسی، و پیدا کـــردن آرامش در به دست آوردن اموال مادی هست.

لیویا آشکارا از قتل فرخانومد خود صحبت کـــردیم هنگامی که تونی یک آقا جوان بود، که او باید به عنوان یک کاهش ارزش بزرگ از اهمیت خود را دیده و ارزش در خانومدگی مادرش هست. در یکی از موارد قابل توجه لیویا می گوید تونی او می تواند که وحشتزده تونی و باعث می شود او سوال که تا چه حد مادرش واقعا ممکن هست در اجرای مجازات در خانواده سوپرانو رفتن "او را با یک بالش خفه". جانی سوپرانو از سوی دیگر آزادانه تنبیه بدنی در خانه هستفاده می شود، و در کلمات تونی، "کمربند ابزار رانجام گرفت کودک مورد علاقه او بود." جانی به وضوح هر تعداد زیادی از اقدامات او در خانه هست که خشونت پاسخ معقول به ناامیدی بود نشان داد، بود و این هم یک ارزش هست که تونی به نظر می رسید به ارث می برند.

جانی سوپرانو نیز به طور مداوم در ارتباط خود را با خانواده اش فریبکارانه بود ، و فریب خود را ثابت اغلب ماشه که ارسال لیویا پرواز را به خشم بود. یکی از نمونه های نخستیه از فریب جانی پس از دستگیری خود را در کارناوال یک بچه، که در آن او می گوید فرخانومدان خود پلیس ساخته انجام گرفته یک اشتباه وحشتناک و بچه ها اشتباه هست، که می تواند برای حتی یک کودک به این باور دشوار دستگیر انجام گرفت.

یکی دیگر از رویداد حیاتی که تایید فریب ثابت جانی رخ داده هست که تونی یک نوجوان بود و Livia بود در بیمارستان پس از دچار سقط جنین که در آن او در معرض خطر فیزیکی وخیم بود. جانی، که اقامت داشت شب با معشوقه اش، جعلی دروغ هستادانهای که تونی هنجد حمایت از دروغ و تایید دهستان را برای مادر در بیمارستان بستری بود. تونی می کند به همراه با دروغ، و این رویداد مشخص انجام گرفته به عنوان نقطه عطف حیاتی که در آن او را در آغوش شیوه خانومدگی فریبکارانه و شروع به سر به پایین راه پدرش برای او هموار کـــرد.

کد شخصی از رفتار از طریق پذیرش درک / رد ارزشهای خانواده

هنگامی که تونی راه دروغ گفتن پدرش، او در اصل پذیرش و ارزش خانواده سوپرانو، همه از آن نیز توسط عمو سایت تونی مدل انجام گرفت در آغوش گرفت. اگرچه تونی یک تلاش مختصر در زیر یک راه متفاوت با رفتن به کالج ساخته انجام گرفته، سرقت خود از گیم های کارت Feech Lamana یک درس اوایل به دست از پدرش که اگر کسی می خواهد چیزی که آن را آسان تر به سادگی آن را از دیگران از به واقع کار نشان برای این. این ایده به انجام گرفتت تقویت انجام گرفت هنگامی که تونی برای این عمل گرفتار انجام گرفت و او نه تنها مجازات نیست، اما در اثر ترویج به "خانواده" در پی این اقدام بی شرمانه و غیر مسئولانه هست.

برای تونی اصطلاح "ارزش های خانواده" به وضوح به حال زیاد از یک معنی، اما پس از بررسی دقیق مقادیر مدل در خانواده سوپرانو همان که لازم هست به خانومده ماندن و حتی در مافیا "خانواده" رانجام گرفت تونی نیز بخشی از بود. به عنوان مثال لیویا هستفاده تهدید کشتن کسی ضعیف تر از او برای حفظ نظم در خانه و آقام را به پیروی از خوهسته های خود را. دقیقا همان هست خانواده مافیایی هستفاده می شود، به عنوان تهدید به خشونت در انتظار یکی از راه های کلیدی خانواده را تداوم می بخانجام گرفت ثروت آن هست.

ارزش خانواده از فریب در خانه نیز یک مقدار لازم بود برای موفقیت در خانواده بزرگتر مافیا. کد "اومرتا" دلالت سکوت و اجتناب از حتی بحث در مورد سازمان، و این یک اتصال جالب را به توجه به این واقعیت هست که لیویا علیه تونی رفتن به عنوان درمان او احساس او وجود دارد به بود "بحث در مورد مادر خود را." لیویا، که خانواده اسرار ماندن به خاک سپرده ترجیح داده، این کار را با احساس خشم از تفکر هست که تونی اسرار خود را به یک درمانگر نشان می دهد، که او در اصل متقاعد سایت به او را کشته مصرف انجام گرفت. بازگشت به لحظه از ایده تونی آلکسیتیمیا هست، می توان این باورند که این شرایط ممکن هست از ناتوانی مطلق مادرش برای ترویج به اشتراک گذاری از احساسات در خانواده سوپرانو ساقه.

چشم انداز در جهان درک از طریق تجربه روانشناختی تولد سفارش

به عنوان فرخانومد دوم به دنیا آمد از سه، تونی موقعیت فرخانومد وسط کلاسیک به عهده گرفت. کودک متولد دوم اغلب نشانه خود را از قدیمی ترین کودک، که در جهان بوده هست طولانی تر و یک نقشه راه برای فرخانومد دوم به دنبال فراهم می کند طول می کانجام گرفت. دوم کودکان متولد انجام گرفته اغلب شورشیان در خانواده هستند، به عنوان فرخانومدان نخست تمایل به مسئول و اغلب حتی می توانید مانند یک پدر و مادر دوم هست. فرخانومد دوم به همین دلیل اغلب می یابد متعلق طریق اقدام تکمیلا متفاوت از نخست، به عنوان نخستین هست به طور طبیعی در همه چیز به دلیل سن بالا و توسعه فیزیکی بهتر هست. این تا حدی در مورد تونی درست بود، به عنوان جنیس به نظر می رسد لذت بردن از نمایاندن زینت موقعیت خود به عنوان فرخانومد ارانجام گرفت، و حداقل در اوایل دوران کودکی او را متقاعد پدرش او یک کودک به نیکوی رفتار و فاضل بود. تونی از سوی دیگر نشان داد رفتار سرکش فوری، و پیدا انجام گرفته متعلق طریق که به عنوان تاریخ و "اهل جهنم کوچک" که به دست به جا و جلب توجه از طریق سوء رفتار هست.

آدلر ساخته انجام گرفته یک نقطه قوی از تاکید بر این که ترتیب تولد همچنین یک جزء روانی به آن، که در آن تولد تحت اللفظی ممکن هست از تولد فیزیکی متفاوت هست. این مشکل زمانی نخستین پسر متولد usurps فرخانومد دختر متولد می شود و رهبر بالفعل از کودکان، به عنوان او را از یک فرهنگ هست که ارزش آقا زیاد از خانومان می آید. این پویا به نظر می رسد خود را در خانواده سوپرانو آشکار. در صورت جنیس تونی، که از قدرت به عنوان نخستین متولد اما نه مسئولیت، در اثر گذشت مشعل مسئولیت به عنوان نخستین بار به دنیا به تونی، که مسئول خانواده انجام گرفت به عنوان او به بزرگسالی وارد انجام گرفته هست.

[۱۹۴۵۹۰۰۱لذت] محدوده مورد علاقه اجتماعی درک انجام گرفته از طریق دیگر خصوصیات

آدلر معتقد بود که دامنه و درجه هست که یک فرد طول می کانجام گرفت علاقه در انسان همکار خود را پیش بینی کننده زیاد عالی سلامت روان آنها بود. تونی هرگز این علاقه به دیگران توسعه یافته، و به جای آمد به ارزش دیگران را بر اساس سودمندی شخصی خود را به او. نمونه های زیادی از این در خانومدگی تونی وجود دارد، یکی از نمونههای موجود رابطه خود را با پائولی، که از نعمت تونی سقوط کـــرد پس از یک رکود مالی در فصل ۴٫ حتی در ارتباط خود را با آرتی Bucco تونی اغلب اندازه تا چگونه آرتی می تواند به او مفید ، و با وجود عدم تعادل خود را از قدرت تونی پیدا می کند راه های کمی برای بهره برداری از این دوستی برای منافع شخصی خود را.

وسواس عجیب و غریب تونی با حیوانات نیز نشان می دهد عدم توانایی خود را برای به اشتراک گذاشتن احساسات با سایر انسان ها، و مجدد این رفتار ممکن هست برخی از آنها ریشه در فقدان عشق و پشتیبانی از مادرش دریافت کـــرده هست. تونی اغلب پروژه احساسات بر روی حیوانات که او قادر به برای انسان احساس هست، و این صفت نشان میدهد که چگونه گیج کننده و ناآسوده تونی می شود زمانی که توسط احساسات منفی مواجه انجام گرفته هست.

نتیجه گیری

در نتیجه خانومدگی تونی Sopano هست یکی با بینش کم و یا تمرکز حواس خانومدگی می کـــردند. این عدم بینش هست منجر به منبع کنترل بیرونی که در آن او می بیند چیز بد هست که برای او رخ شانس بد اظهارات او و "من مانند پادشاه میداس در جهت معکوس هستم" "من می توانید یک هستآسوده گرفتن نیست" هستند به عنوان مثال از این رفتار، و این ادعا با زیادی از، زیادی حوادث اتفاقی در خانومدگی تونی تطبیق ندارد.

تونی نیز دوست دارد به ارائه ایده هست که او "دلقک غمگین" اما مجدد شواهد در خانومدگی خود هست می کند به نظر نمی رسد برای حمایت از این. هنگامی که تونی عصبانی هست و یا صدمه دیده او تقریبا متداوم به خشونت فیزیکی مانند زمانی که او ملفی را "کس" زیر توبیخ او را از پیشرفت های خود پاسخ می دهد، و گاهی اوقات با خشونت em0tional. موتیف دلقک غمگین نشان دهنده احساس ترحم تونی اغلب برای خود، و نگرش بدبینانه کلی او نسبت به خانومدگی احساس می کند.

آدلر احساس کـــردند که با به دست آوردن بینش به رفتار خود را شما می توانید شروع به درک الگوهای و تفکر معیوب و منطق که این الگوها پس از آن ایجاد انجام گرفته هست. ملفی، پس از سال را کشف کـــرده هست برخی از این الگوها، اما به نظر نمی رسد به ارائه کمک آنجا که به چگونگی پردازش این هشدارات هست. نتیجه این انجام گرفته هست که تونی همچنان به تکرار زیادی از الگوهای به طور مستقیم از تماشای پدر و مادر خود به ارث برده، و با وجود وعده اغلب خالی خود را به تغییر خانومدگی خود، این هست که واقعا ممکن نیست بدون برگشت به ابتدا.

آدلر مراجعه کننده به این ایده به عنوان "نرم" جبر، به این معنی الگوهای فرد را از رفتار قاطعانه و عمیقا انجام گرفت تثبیت، و زیاد، زیاد دشوار هست برای تغییر بدون مقدار زیاد زیادی از بینش. اگر چه تقریبا در حال مرگ بود یک نوع از ستایش برای تونی، این احتمال وجود دارد او را به زیادی از رفتار سابق خود بازگشت به عنوان او را به این الگوها آشنا می افتد.