resimkoy

ماجرای عجیب بیهوشی دختر سوئدی در ماشین یک پایتختی

۲۴ مرداد ۱۳۹۶

یک دختر ایرانی اهل سوئد که به ایران آمده بود ماجرای عجیبی برایش اتفاق افتاد

مجله اینترنتی resimkoy ؛ دختر جوانی که مدعی بود از سوی یک راننده خودروی
ناشناس ربوده انجام گرفته هست، پیش از ظهر امروز در دادسرای امور جنایی پایتخت حاضر
انجام گرفت و در مقابل بازپرس ماجرای ربودنش را تشریح کـــرد.

مهناز در اظهاراتش به بازپرس گفت: من ساکن سوئد هستم و پس
از فوت مادرم به این کشور رفتم تا اینکه تعداد ماه قبل در اینستاگرام با پسر
جوانی به نام کیارش آشنا انجام گرفتم و مدتی قبل برای دیدن مادر و مادربزرگم به
پایتخت آمدم، پس از ورود به پایتخت با کیارش قرار ملاقات گذاشتم که در قرار
دوم ماجرای عجیبی اتفاق افتاد.

ماجرای عجیب بیهوشی دختر سوئدی در ماشین یک پایتختی

وی ادامه داد: شب حادثه من و کیارش به یک رستوران رفتیم، آنجا پس از صرف
نوشیدنی و شام با هم صحبت کـــرده و درنهایت قرار انجام گرفت که به منزلمان برگردیم،
من سوار خودروی کیارش انجام گرفتم اما حال من و کیارش پس از صرف نوشیدنی زیاد بد
انجام گرفته بود، در میانه راه کیارش با گاردیل تصادف کـــرد و خودرو پنچر انجام گرفت که یک
آقا غریبه با خودرویش توقف و به ما کمک کـــرد، در نهایت نیز سوار بر یک خودرو
انجام گرفته و از آنجا به بعد بیهوش انجام گرفتم و دیگر چیزی به خاطر نمی‌آورم، من پس از
سه ساعت در منزلمان در حالی که بدنم پر از آثار ضرب و جرح و کبودی بود، به
هوش آمدم، پس از آن نیز برای ثبت شکایت به کلانتری ۱۰۴ عباس‌آباد رفتم که
کیارش به کلانتری احضار و بازداشت انجام گرفت.

در این جلسه بازپرسی، کیارش نیز که همراه با مأموران کلانتری عباس‌ آباد
به دادسرا منتقل انجام گرفته بود، در اظهاراتش به بازپرس امور جنایی پایتخت گفت: پس
از اینکه با گاردیل تصادف کـــردیم، یک آقا غریبه به ما کمک کـــرد و پنچری
خودروی شاسی‌بلند مرا گرفت، سپس سوار بر خودرویم انجام گرفتیم اما چون فرمان
می‌لرزید مجدداً کنار خیابان توقف کـــردم که مجدد همان آقا غریبه برای کمک
نزد ما آمد و گفت خودرویم قابل حرکت نیست، آن آقا از من خوهست که سوار بر
خودرویش شویم تا ما را برساند، سوار بر خودروی آن آقا انجام گرفته و حرکت کـــردیم،
حوالی خیابان مطهری بودیم که مهناز در حالی که زیاد بدحال انجام گرفته و گیج بود
گفت سیگار می‌خواهد.

وی افزود: در آن لحظات به راننده گفتم که کنار خیابان توقف کند تا برای
مهناز سیگار بخرم، سپس برای خرید سیگار از خودرو پیاده انجام گرفته و زمانی که
برگشتم دیدم که راننده خودرو و مهناز در خیابان نیستند که از یک راننده
خودروی شخصی کمک خوهسته و برای پیدا کـــردن مهناز، خیابانها را جست‌وجو کـــردم
اما هیچ اثری از مهناز پیدا نانجام گرفت تا اینکه حدود ساعت ۶:۳۰ صبح به منزل
مادربزرگم رفتم و خوابیدم،‌ حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح از خواب پریدم و
تلفن‌همراهم را چک کـــردم که دیدم مهناز برایم در اینستاگرام پیغام گذاشته و
نقل کرد به خط تلفن‌ همراهش که متعلق به سوئد بود تماس بگیرم.

کیارش اظهاراتش به بازپرس را اینگونه ادامه داد: سپس به منزل خودمان
رفتم که در حین راه به صورت اتفاقی خودرویم را پیدا کـــردم، بعد با مهناز
تماس گرفتم که مهناز از من پرسید «ساعتم در خودروی تو نیست،‌ ساعتم گم انجام گرفته
هست» که من از او پرسیدم دیشب چه انجام گرفت و کجا رفتی و مهناز تازه یادش آمد چه
اتفاقاتی افتاده هست اما نمی‌دانست در ساعاتی که بیهوش بوده چه اتفاقاتی
افتاده هست.

در این حین مادر مهناز نیز که در جلسه بازپرسی حضور داشت، اظهاراتش به
بازپرس گفت: مهناز نیمه‌های شب در حالی که بیهوش و گیج بود در خانه را زد
که دیدم حال نیکوی ندارد و زمانی که به هوش آمد دید که بدنش پر از آثار
کبودی هست.

مهناز نیز در ادامه اظهاراتش به بازپرس گفت: زمانیکه حالم بهتر انجام گرفت و
سرجایش آمد کم‎‌کم ذهنم فعال انجام گرفت و پس از تماس با کیارش یادم آمد که شب
گذشته سوار بر خودروی آقا غریبه انجام گرفته‌ام اما نه تصویر وی را به خاطر دارم و
نه می‌دانم چه اتفاقاتی افتاده هست فقط با بررسی دوربین مداربسته مقابل
منزلمان دیدم که نیمه‌ های شب از یک خودرو ناشناس به سمت منزل می‌دوم و صبح
زمانی که بیدار انجام گرفتم نیز دیدم که آثار هستامپ روی سبابه انگشت من وجود دارد و
پایان بدنم نیز کبود هست.

سرانجام پس از این اظهارات، سجاد منافی‌ آذر؛ بازپرس امور جنایی پایتخت
دستور بازداشت کیارش را صادر کـــرد و وی را برای ادامه تحقیقات در اختیار
مأموران اداره شانزدهم آگاهی پایتخت قرار داد.