resimkoy

زرد-آجر جاده از کار گروهی – درس هایی از جادوگر شهر از

۲۲ فروردین ۱۳۹۶

هیچ چیز نوستالژی بیش از یک سنت خانوادگی را تداعی. خانواده نامزد من، به عنوان مثال، یک سنت ساخت کیک پنیر گیلاس در روز تولد پدر او را داشته است. آنها همچنین یک سنت جالب توجه از قرار دادن کارت های تعطیلات خود را به سمت راست به درخت کریسمس، نوع مانند زیور آلات بود. در خانه من یکی از سنت های بزرگ ما این بود که پیش بینی در شب سال نو از آنچه اتفاق خواهد افتاد در سال های آینده، نه تنها در کشور و جهان و همچنین در خانواده است. (به خاطر دارم که همیشه پیش بینی است که این امر می تواند سال پدر من از کتاب خود را منتشر و برادر من، برایان، در نهایت یک دوست دختر.) در تولد در خانه من، آن سنتی به انتخاب خود را از هر دو صبحانه تخم مرغ با شد سوسیس یا بیکن، و یا یک ناهار در رستوران مبلغ کم مورد علاقه ما. آه، خاطرات کالری شیرین

بیشتر سنت های خانوادگی به نظر می رسد سالانه در طبیعت (تولد، تعطیلات، و غیره)، ثابت به تقویم، اما در مجموع از زمان من سنت های مورد علاقه در طبیعت نسبتا تصادفی بود: مراسم تماشای "جادوگر شهر از" در تلویزیون. برگشت در روز (قبل از دی وی دی، Netflix و با استفاده از ویدئو)، شما را در شبکه های برای سرگرمی در صفحه نمایش کوچک خود را تکیه هنگامی که یکی از این سه شرکت بزرگ (آن NBC؟) آن زمان برای نشان دادن "جادوگر شهر از" از بلوم تلقی خانواده تمام برنامه های دیگر لغو، جمع آوری اطراف لوله ادم کودن و احمق و صرف ۴ ساعت آینده تماشای جودی گارلند، برت لار، ری بولگر و تمام کسانی که munchkins قطع پایین جاده زرد آجری. تواند تمام کسانی که مشاهده شده ها تکرار جادوگر شهر از برای شغل فعلی من به عنوان یک مربی و teambuilder شود؟ این قطعا ممکن است، چرا که ۱۹۳۹ کلاسیک است، کاملا به سادگی، بهترین مثل طراحی تیمی در تاریخ سینما!

در مورد آن فکر می کنم. در اینجا شما باید به طور معمول سطح پایین "بدهید" خود را، دوروتی گیل، زیر انگشت شست از خیرخواه اما کنترل خاله اونا. در صورت درخواست، او (در چیزی از یک گردباد) از راحت و در عین حال خسته کننده موقعیت او را در تک رنگ وزارت کانزاس به وزارت Oz جدید و رنگارنگ منتقل شده است. این مکان عجیب، این شهر از، با فرهنگ بسیار متفاوت از تقسیم اصلی او است. مردم متفاوت در اینجا صحبت؛ آنها یک کد لباس های متفاوت است. نصب و راه اندازی با محیط جدید، به زمان و تلاش را، و به بالا از آن همه، دوروتی به طور تصادفی برای حذف سلف او، یک جادوگر ستمکار خاصی از شرق است. همکاران جدید دوروتی به نظر می رسد بیشتر در مورد تغییر از گارد خوشحال است، اما دوروتی کشف او چند دشمنان قدرتمند ساخته شده است. آن را طولانی برای تصمیم گیری است که این محل بیش از رنگین کمان است برای او نیست را ندارد. اما انتقال به کانزاس است که آسان نیست. به نظر می رسد که تمام برنامه های کاربردی برای انتقال نیاز به شرکت جاده در شهر زمرد تایید شود، راه را. بنابراین کردن دوروتی می رود به درخواست خود را به رئیس بزرگ، یک ویزارد خاص – همراه مثل همیشه دستیار وفادار او، هم رفته

به عنوان دوروتی زودی در می یابد، آن را به یک راه طولانی و پر پیچ و خم به دفاتر اجرایی است. ، مملو از نوار زرد رنگ در هر نوبت. او را برای رفتن نیاز به برخی از متحدان: چند همفکر همکاران که درخواست خود را را به این با مدیریت. بنابراین دوروتی نهاد با هم تیم او، یک گروه از افراد به طور افراطی متنوع با استعدادها و توانایی های مکمل. این مترسک، انعطاف پذیر، همکار غریزی وجود دارد – از حد از یک متفکر نیست، اما با این مسائل از عظمت او – کسی که شما قطعا در کنار خود می خواهید. و قلع مرد، سفت کمی در ابتدا اما پر از قلب وجود دارد که شما او را کاهش است. و در نهایت این شیر وجود دارد، پر از هیاهو در خارج است، اما عمیق یک پوسیکت واقعی، با عمق پنهان از شجاعت. با هم، این تیم خواهد شانس باور نکردنی غلبه بر، مبارزه از طریق یک جنگل بحرانی تلفن-درختان و موانع اداری تا در نهایت از رسیدن به مجتمع، دفاتر شهر زمرد صنعتی از جادوگر است.

مانند مدیران اجرائی بسیاری از، جادوگر پنهان پشت پرده ثروت و قدرت، واقعا هرگز نشان دادن چهره واقعی خود را. سخنگوی او، یک چهره ترسناک پر از صدا و خشم، اصرار دارد این تیم باید یک پروژه غیر ممکن انجام قبل از درخواست خود را به تصویب خواهد شد. دوروتی و همکاران او نیاز به دور رفت و برگشت رقابت و حساب مشتری به چالش کشیدن ترین صنعت خود را – ماهواره غرب نامحدود. وظیفه خطرناک است. منابع کم است. اما با دل و جرات و شن و تلاش شجاع از دستیار دوروتی، تیم انجام ماموریت خود، در زمان و تحت بودجه.

اما هنوز هم، جادوگر سرکش است. به نظر می رسد او را بسیار کمتر قوی تر از او ادعا کرد، در برج عاج خود را پر از سوراخ، چسبیده به موقعیت خود را با دود و آینه. در پایان، تیم متوجه می شود که قرار دادن تمام امیدها خود را در مدیریت یک اشتباه بود. در عوض، گرفتن نیازهای خود را ملاقات تنها قرار بود برای از طریق تلاش و عزم خود را انجام می شود. مترسک، قلع مرد و شیر را ترک یافت راه اندازی از مغز، قلب و شجاعت، بسته تنها در توانایی های ذاتی خود را دارند. و دوروتی، خوب، او می کشد چند رشته ها، تساوی در سرمایه اجتماعی خود را، و آشکار انتقال تماس به بخش قدیمی خود را. اما با تمام تجربه او را از سفر به دست آورد، همه چیز در کانزاس متفاوت است. حالا دوروتی، رئیس – و خاله اونا بهتر تماس او را تماشا کرده بود

حداقل این که چگونه من آن را به یاد داشته باشید، پشت در خانه بلوم. هیچ جایی مثل خانه وجود دارد

درس Oz برای رهبران تیم:

۱٫ کنار هم قرار دادن به عنوان متنوع به یک تیم که ممکن است.

۲٫ تشویق به عظمت در همکاران.

۳٫ نگه دارید در حال حرکت، حتی زمانی که شما ترجیح می دهم متوقف کردن و بوی خشخاش

۴٫ اعتماد به توانایی های خاص تیم های خود را '؛ حتی کارمند ترین ورود به سطح خود را ممکن است قادر به نوبه خود یک جادوگر به یک گودال آب در صورتی که فرصت

۵ داده شده است. مراقب باشید از سوختن پل (و یا حذف خانه ها) باشد. شما می توانید دشمنان قدرتمند است.

۶٫ منابع را در اختیار خود را در نظر بگیرید. شما فقط ممکن است قادر به کار در اطراف مدیریت بود.