resimkoy

انتخابات ریهست جمهوری نهم ۱۳۸۴ به روایت چهار فعال سیاسی

۲۴ مهر ۱۳۹۶

بعد از پایان انتخابات نهم ریهست جمهوری در خرداد ۱۳۸۴ رویدادگزاری مهر در سلسله گفتگوهای مشروحی تحلیل نتایج این انتخابات حیاتی و روی کارآمدن محمود احمدی نژاد و شکست…

resimkoy: بعد از پایان انتخابات نهم ریهست جمهوری در خرداد ۱۳۸۴ رویدادگزاری مهر در سلسله گفتگوهای مشروحی تحلیل نتایج این انتخابات حیاتی و روی کارآمدن محمود احمدی نژاد و شکست اکبر هاشمی رفسنجانی را با چهار چهره سیاسی: “حسین شریعتمداری، الهه کولایی، ابراهیم یزدی و محمد سلامتی” به گفتگو نشست، بازخوانی این مصاحبه ها در شرابط امروز و بعد از گذشت ۶ سال از آن روزها، قطعا خواندنی و آموخانومده هست. متن این گفتگوها را از نظر می گذرانید:

گفتگو با حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روخانومامه کیهان:

حسین شریعتمداری سالههست در همان اتاق و پشت همان میزی بر کیهان مدیریت می کند که روزگاری “مصباح زاده، مبشری، ابراهیم یزدی، سید محمد خاتمی و مهدی نصیری” بر آن تکیه زده بودند و هر یک در دوران خود یکی از بزرگ ترین و معتبر ترین روخانومامه های ایران را اداره می کـــردند.


با او در خصوص  انتخابات نهیمن دوره ریهست جمهوری و پیامدها و عبرت های  آن گفت و گو کـــردیم و اگر چه موضوع بحث همچون زمان انجام آن پر حرارت بود. مدیر مسوول کیهان گرچه “آرام” ، اما با “مزه مزه” کـــردن هر نقل کردش “محکم” حرف می زد… 

” تصویری از شهید شاهدلیلغی ،  یک کتابخانه کوچک با کتاب هایی چون نهج البلاغه، چهل حدیث، کشکول شیخ بهایی و …، یک میز نسبتا بزرگ با صندلی گردان،  نقشه ایران و جهان، یک کره جغرافیایی، تقدیرنامه جشنواره مطبوعات، یک ساعت با آرم کیهان، کامپیوتر، فکس، پرینتر، تلویزیون و رسیور و ویدئو با سه کنترل که به طور منظم روی میز چیده انجام گرفته بود، تابلویی که بر روی آن جمله ” یا قدس! انا قادمون”حک انجام گرفته بود، یک برد بزرگ که صفحه نخست ۵ شماره آخر کیهان، روی آن نصب انجام گرفته بود؛ همه وسائل و اسبابی هست که توانستم موقع مصاحبه با “حسین شریعتمداری” مدیر مسوول روخانومامه کیهان در اتاق او ببینم ، بشمارم و یادداشت کنم!

                                                                              ***

– جناب آقا شریعتمداری ! به نظر شما نقطه گسست و اضحملال تئوری” تحریم انتخابات ” که تصور می انجام گرفت از سوی برخی اقشار آقام مورد قبول واقع شود، از کجا شکل گرفت؟ و دلیل شکست آن چه بود؟

شریعتمداری: بسم الله الرحمن الرحیم. تحریم باید دارای یک عقبه قابل قبول و منطقی باانجام گرفت. تحریم انتخابات هم از دو جهت صورت می پذیرفت؛ یکی بیرونی ها و بیگانگان و یکی نیز بخشی از یک جریان سیاسی درون کشور. بخش بیرونی تحریم کنندگان انتخابات، اپوزسیون خارج از کشور بود که از طریق رسانه های ماهواره ای و شبکه های تلویزیونی خود انتخابات را تحریم می کـــردند و علت کار آنها این بود که اساسا نظام جمهوری اسلامی را قبول نداشتند و بنابراین طبیعی هست کسانی که یک نظام سیاسی را قبول ندارند و در تقابل با آن هستند، نمی توانند سازوکارهای نظام را بپذیرند . به صورت حتم گروه اندک و کم شماری هستند و عمدتا مشغول درگیری های درون گروهی خودشان هستند و نه برای افکار عمومی داخل مرجع هستند و نه برای خودشان و نه حتی برای خارجی ها.

اساسا من فکر می کنم راه اندازی تلویزیون های  ماهواره ای فارسی زبان، نه فقط به ضرر و زیان ما نیست، بلکه برای نظام مفید هم هست. اگر چه منظورم این نیست که باید به آنها اجازه داد که به فعالیت های خود ادامه دهند، اما از یک منظر، اقدامات آنان که به فرموده امام سجاد (ع) که فرمودند الحمدلله الذی جعل عدونا من الحمقاء، به احمق ها شبیه هستند، و به مصداق “عدو” در آن ضرب المثل معروف “سبب خیر” خواهد انجام گرفت. 

– در داخل چه؟

شریعتمداری: اما در داخل، فقط بخشی از یک جریان مدعی ابداًحات زمزمه های تحریم را در میان خودشان مطرح می کـــردند، اما آنها نیز به دو دلیل وارد این فاز نانجام گرفتند.  نخست این که اساسا این فاز را شکست خورده می دانستند. آنها در آستانه مجلس هفتم رد صلاحیت انجام گرفتند و در اعتراض به این مساله تحصن کـــردند و دیدند این اقدام بر خلاف توقعشان با بی اعتنایی آقام و دوستانشان  مواجه انجام گرفت و حتی بعد از تحصن به صآسوده گفتند که اقدامشان غلط و نسجیده  بود. در حقیقت آنها یک بار “تحریم انتخابات” را تجربه کـــردند، اما نتیجه نگرفتند.

از طرف دیگر، آنها می دانستند که آقام به سرتوشت خویش اهمیت می دهند و به ساز وکار نظام برای تعیین سرنوشت خودشان باور دارند و می دانند که نهایتا تک تک آرای آنها در تعیین سرنوشتشان موثر هست و در انتخابات تقلب نیست. به صورت حتم من نمی گویم احیانا در یک حوزه تقلب نانجام گرفته هست، دلیل که اینها در انتخابات خیلی طبیعی و عادی هست، اما اینکه سرنوشت انتخابات را کسانی از قبل تعیین کنند، این طور نیست و باور عمومی آقام هم بر این هستوار نیست.

ما شاهد بوده ایم که مجریان انتخابات در یک دوره، از یک جناح بودند و رقیب آنها رای آورده و برتصویر آن هم نشان می دهد که انتخابات با سلامت برگزار انجام گرفته هست. آقام، چنین نگاهی به انتخابات دارند و رای خود را موثر می دانند و به همین دلیل آن عده قلیل که فکر و زمزمه  تحریم را در گوشه ذهنشان داشتند، به این نتیجه رسیدند که تحریم شکستی در ادامه شکست های قبلی هست و مجبور انجام گرفتند به خاطر این ذهنیت آقام ، تحریم را کنار بگذارند.

– جناب آقا شریتعمداری ! به اعتقاد شما شباهت ها و تفاوت های دوم خرداد با سوم تیر چه بود؟

شریعتمداری: در دوم خرداد ۷۶، رای آقام رای “آری” به جریان جدید و ترجمان رای منفی آنان “نه” به شرایط قبلی بود. یعنی آقام در عین پذیرش کلیت نظام ، شرایط قبلی را قبول نداشتند و به همین دلیل راهکارهای ابداًح وضع موجود را در چارچوب نظام جست وجو می کـــردند. برخلاف تحلیل آمریکایی ها، آقام به خاطر عدم رضایت از شرایط موجود، به جریان جدیدی که افق جدیدی به آنها نشان داده بود، اقبال نشان دادند.

در سوم تیر ماه ۸۴ هم چنین اتفاقی افتاد؛ با این تفاوت که حالا آقام دیدند که شعارهایی که از سوی همان جریان جدید داده انجام گرفت، تحقق نیافت و ملت احساس کـــرد که این جریان یا به وعده های خود عمل نکـــرد و یا توان عمل به این وعده ها را ندارد و بعضا هم دیدند که برخلاف آنچه که وعده داده بودند، عمل کـــردند. به صورت حتم من معتقدم به حق باید جناب آقا خاتمی را از جریانات متفاوت دانست و در این مکان ایشان را از جریان مورد نظر جدا می کنم ؛ دلیل که بارها دیده انجام گرفت که خاتمی خیز برداشت تا کاری انجام بدهد، اما اطرافیان وی و کسانی که قرار بود همراه او باشند، کارشکنی کـــردند.

– مثلا؟

شریعتمداری: مثلا جناب آقا خاتمی طرح ساماندهی اقتصادی را تهیه و مجلس هم تصویب کـــرد و این طرح از سوی زیادی از صاحب نظران مورد تایید قرار گرفت، اما جریانی که داعیه همسویی با ایشان را داشت، کارشکنی کـــرد و همین جریان کار را به جایی رساند که با بی نزاکتی ، جناب آقا خاتمی را به شاه سلطان حسین صفوی تشبیه کـــرد و طرح “عبور از خاتمی” را مطرح کـــردند.

نمونه دیگر آن مربوط می شود به مقایسه جناب آقا خاتمی با گورباچف. تایمی در دانشگاه هستانفورد آمریکا خانم ” گیلدا لاپیلاس ”  جناب آقا خاتمی را با گورباچف مقایسه کـــرد و خوهستار جایگزینی گورباچف با یلتسین در ایران انجام گرفت، همین روخانومامه های به ظاهر طرفدار خاتمی به این موضوع دامن زدند و خاتمی را گورباچفی می دانستند که باید جای خودش را به یلتسین بدهد.

من این داعیه را قبول ندارم که دوستان دوم خردادی در مقابل نا کارآمدی خودشان کارشکنی جناح رقیب را مطرح می کنند، بلکه آنها باید به این سووال روشن پاسخ بدهند که در پی انجام چه کاری بودند که موفق نانجام گرفتند و در آن کارشکنی انجام گرفت. آنان نخست باید بگویند که چه قصدی برای انجام چه کاری داشتند، بعد بگویند عده ای کارشکنی کـــردند یا نه ؟

مثلا بخشی از پلن های کاری که دولت می خواهد انجام دهد از طریق لایحه ای که به مجلس ارسال می شود پی گیری می شود و  اگر مجلس ابداًحات کاری می خوهست انجام دهد از طریق طرح یا طرح هایی که می توانست تصویب کند پی گیری می کـــرد، اما ما شاهد انجام هیچ یک از این اقدامات نبودیم.

حتی نوعی برخوردهای سخیف با آقام انجام انجام گرفت. مثلا تایمی در میان مدعیان ابداًحات نقل کرد از وضع بد معیشت آقام به میان  آمد، یکی از دست اندرکاران اصلی این جریان، آقام را به لشگر قابلمه به دستان تشبیه کـــرد و یا تایمی از صف ارزاق و مشکلات آقام نقل کرد نقل کرد انجام گرفت، یکی از نمایندکان مجلس ابداًحات گفت اگر مرگ موش هم توزیع کنند، آقام در صف می ایستند.

همه اینها باعث انجام گرفت که آقام احساس کـــردند در انتخابشان اشتباه کـــردند و فهمیدند که ابداًح طلبان به دنبال دغدغه ها آن نبودند. فهم این مساله به صورت حتم ابداً چیز پیچیده ای نیست و نیاز به داشتن هشدارات خاص هم ندارد. فقط کافی هست که به تجربه شورای منطقه نخست و درگیری ها و تنش های دایمی و فرسایشی اعضای آن که باعث بر زمین ماندن کار آقام انجام گرفت، توجه شود.

در سوم تیر، آقام با دید بازتری به میدان آمدند. آنها تجربیات قبلی را با خودشان داشتند و این بار در میان کاندیداهای موجود، هم به سوابق نگاه کـــردند و هم به شعارها و هم میزان صحت شعارها را با سوابق کاندیداها ارزیابی کـــردند و من معتقدم که به این ترتیب بود که آقام به احمدی نژاد اقبال پیدا کـــردند.

– یکی از مباحث مربوط به انتخابات ریهست جمهوری که برخی محافل مرتب به آن اشاره و اعتراض می کنند، مساله “آرای سازماندهی انجام گرفته” بود. نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا ما واقعا با آرای سازماندهی انجام گرفته مواجه بودیم؟

شریعتمداری: آرای سازماندهی انجام گرفته تعریف خاصی دارد و به آرایی نقل کرد می شود که افراد به صورت متشکل و هماهنگ تحت تاثیر یک جریان خاص ارائه می دهند. آرای سازماندهی انجام گرفته معمولا حزبی هست؛ یعنی افرادی که عضو حزب هستند به فردی که مرکزیت حزب معین می کند، رای می دهند، اما این انتخابات نشان داد که احزاب هنوز در کشور ما جایگاه تعدادانی ندارند و اگر منظور از آرای سازماندهی انجام گرفته همان آرای حزبی باانجام گرفت، باید گفت که احزاب در این مقطع شکست خوردند.

اما اگر منظور از آرای سازماندهی انجام گرفته آرایی باانجام گرفت که آقام در میان خودشان به صورت “تشکیلات  نانوشته” پیدا می کنند، بله !این بود. در این دوره از انتخابات، نیروهای متعهد و مذهبی و مومن و کسانی که به قول حضرت امام (ره) ولی نعمت های انقلاب بودند، خودشان را پیدا کـــردند، نگاه و نظرشان را در جامعه سینه به سینه منتقل و نبلیغ کـــردند و از آنجا که این نظر با مبانی اندیشه آنها و خوهسته هایشان سازگاری داشت، با هستقبال جامعه هم مواجه انجام گرفت. به صورت حتم باید تصریح کـــرد که نقش صدا و سیما هم  در معرفی کاندیداها از زبان خودشان زیاد موثر بود.

– در حاشیه  بحث مربوط به آرای سازماندهی انجام گرفته، یک شائبه ای مطرح هست که می گویند عده ای جناب آقا قالیباف را ترغیب به آمدن در عرصه انتخابات کـــردند یا برای ایشان چنین نقشی قائل انجام گرفتند وابداًح طلبان را به این وسیله گول زدند و بر این اساس قالیباف سبیل و دنبال گروه های رقیب جریان اصولگرا قرار گرفت و تخریب انجام گرفت و همین مساله باعث انجام گرفت که جناب آقا احمدی نژاد در سایه و حاشیه امن قرار گیرد و بتواند با رانجام گرفت صعودی در طول انتخابات و نهایتا جهش در روزهای آخر، به مرحله دوم راه پیدا کند. با این تحلیل موافق هستید؟

شریعتمداری: من فکر می کنم کسانی که این تحلیل را می کنند، به جای این که صورت مساله را ببیند و بعد به حل آن بپرداخانومد، نخست مساله حل  انجام گرفته را دیدند و بعد خوهستند برای آن صورت سازی کنند. چنین چیزی نیست. در این گونه مواقع باید یک سازمان  مخفی و پنهان در پس معرکه مشغول بوده و برای آمدن به میدان کانال های ارتباطی با توده ها داشته باانجام گرفت، اما ما چنین سازماندهی را ندیدیم و از آنجا که نمی شود کانال های مذکور پنهانی باشند، اساسا چنین چیزی قابل قبول هم نیست. 

واقعیت این بود که تعداد کاندیدای اصولگرا در میدان بودند و اصرار داشند که به تفاهم و اجماع برسند، اما بنا به هرعلت به اتفاق نظر نرسیدند و آرایشان در دور نخست شکسته انجام گرفت و در مرحله دوم به هم پیوند خورد. بخش حیاتیی از این آراء هم  به دلیل تبلیغات خاصی بود که رقیب نامزد اصولگرایان داشت و به صورتی نتیجه تصویر داشت و زیادی از کسانی که در مرحله نخست هم به کاندیداهای اصول گرا رای نداده بودند، در مرحله دوم به احمدی نژاد رای دادند. به نظرم این شائبه نوعی پیچیده سازی موضوع و به جای تحلیل کـــردن تحلیل ساختن هست. 

– فردا حزب مشارکت را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا آنها به سیهست ائتلاف با مجمع روحانیون روی خواهند آورد یا همین جبهه دموکراسی خواهی را ادامه و گسترش خواهند داد؟

شریعتمداری: اساسا احزاب دولتی احزابی هستند که حیات “گل سنگی” با دولت دارند. یعنی بده بستان هایی با هم دارند و عقبه یک حزب دولتی، دولتی هست که برسر کار قرار دارد و تایمی دوران حاکمیت آن دولت پایان می شود، حزبی که بر پایه آن دولت ساخته انجام گرفته، عمرش پایان انجام گرفته هست. به صورت حتم احزاب دولتی بعد از پایان کار دولت هم می توانند به حیات خود ادامه دهند، اما نه مانند سابق ؛ دلیل که زیادی از رانت های قبلی و اهرم های فشار خود را از دست می دهند و به سرلشگرهای بی لشگر شبیه می شوند.

واقعیت این هست که حزب مشارکت، حزبی بود که با بی توجهی مفرط آقام روبرو انجام گرفت. به صورت حتم باید خودشان از مدت ها قبل این را می فهمیدند؛ دلیل که در انتخابات شوراها و مجلس هفتم که با همه امکانات وارد میدان انجام گرفتند، این تجربه را داشتند و حتی خودشان می گفتند که دلیل شکست ما در انتخابات شوراها این بود که “یاران ما به میدان نیامدند” اما علت آن را که بی اعتمادی یارانشان به آنها بود را هرگز نگفتند.

– آرای ۴ میلیونی معین در انتخابات نهم را چقدر حزبی می دانید؟

شریعتمداری: این که این آرا بتواند در قالب یک حزب جمع شود، مورد تصور نیست. این چهار میلیون رای، رای حزبی نیست، بلکه به نظر من سلیقه بخشی از آقام بود. من فکر می کنم حزب مشارکت از مدت ها قبل پایان انجام گرفته بود، ولی نیکو بازهم لنگ لنگان به کار خود ادامه داد.

حزب کارگزاران هم ضمن این که بر دولت قبلی، یعنی دولت ساخانومدگی تکیه داشت، بعد از انتقال قدرت به دولت ابداًحات، باز هم به دولت جدید تکیه کـــرد وعناصر اصلی آن در دولت خاتمی پست های کلیدی داشتند؛ مخصوصا در عرصه اقتصاد. اما به نظر من دوران کارگزاران هم پایان انجام گرفته هست.

– به نظر شما امکان بازسازی و احیای مجدد “حزب مشارکت” افزایش هست یا “حزب کارگزاران”. یعنی کدام شان عقبه قوی تری دارند؟ 

شریعتمداری: به نظر من کارگزاران قوی تر هستند. مشارکتی ها ساختار ابتدایی داشتند، اما کارگزاران هم به لحاظ تشکیلات و هم سابقه قوی تر هستند. ولی چون کانون قدرت شان از دولت هست، طبعا با پایان انجام گرفتن دوران قدرت، عمرشان پایان می شود. اگر چه در صورت احیا قطعا با گذشته شان تفاوت خواهند داشت.

– در مورد انتخابات نهم، بعضی ها می گویند که هر کس که در مرحله دوم رقیب جناب آقا هاشمی می انجام گرفت، حالا می خوهست احمدی نژاد باانجام گرفت یا قالیباف و یا کروبی باانجام گرفت یا معین رای می آورد و در حقیقت به صرف رقابت با او مورد اقبال آقام واقع می انجام گرفت. آیا جنابعالی هم با این حرف موافق هستید؟

شریعتمداری: نه ! من ابداً با این تحلیل موافق نیستم.ببینید ! واقعیت این هست که آقام برای خودشان ملاک ها و معیارهایی دارند که هرکس به آنها تکیه کند، آقام به آن شخص روی خواهند آورد. از جمله این ملاک ها تکیه بر روحانیت هست؛ یعنی اگر آقام می دیدند کاندیدای رقیب جناب آقا هاشمی مخالف روحانیت هست، قطعا به او رای نمی دادند. احمدی نژاد هم به هیچ وجه مخالف روحانیت نبود، بلکه عده ای زیادی از روحانیون از ایشان حمایت می کـــردند. احمدی نژاد فرخانومد همین روحانیت هست و هیچ پدری از موفقیت فرخانومدش ناآسوده نمی شود. اساسا من این قطب بندی را کاذب می دانم.

– فکر می کنید جناب آقا هاشمی بعد از ناکامی در انتخابات، به نوعی در حال رفتن به حاشیه هستند؟

شریعتمداری: نه ! جناب آقا هاشمی یک شخصیت برجسته انقلاب هست و از ابتدا هم در کانون قدرت بوده و از این به بعد هم خواهد بود. به صورت حتم پیوند آقام و روحانیت خیلی عمیق تر از این حرف ها هست، اما فراز و نشیب های زیادی داشته هست. 

جناب آقا هاشمی با این که سیهستمدار با تجربه ای هست، تحلیل منطبق با واقعیت از شرایط موجود نداشتند و به صورت حتم ترجیح می دهم این ضعف را به برخی اطرافیان ایشان نسبت بدهم و بالاخره این ضعف که به خصوص در دور دوم انجام گرفتت افزایشی داشت، نتیجه انتخابات را به نفع رقیب ایشان تغییر داد.

– اصولا به نظر شما ورود جناب آقا هاشمی به صحنه درست بود؟

شریعتمداری: به اعتقاد من نه!

ما در کیهان طی یک یادداشت اعلام کـــرده بودیم که بهتر هست ایشان در همان منصب ریهست مجمع تشخیص مصحلت بمانند و عرصه را به جوانترها و نیروهای جدید و تازه نفس واگذار کنند.

– یک بحث دیگر در مورد انتخابات این بود که در این دوره، آقام به گروه های مرجع مثل مطبوعات، روشنفکران و حتی بخشی از روحانیت بی اعتماد انجام گرفته اند. به نظر شما این پذیرفتنی هست؟ اصولا فردا این بی اعتمادی چه خواهد بود؟

شریعتمداری: گروه های مرجع باید در همان زمینه ای که با جایگاهشان تناسب دارد، مرجع باشند. مثلا یک پزشک ممکن هست پزشک زیاد ورزیده و نیکوی باانجام گرفت و آقام هم به او احترام می گذارند، اما فقط نظرات پزشکی او را قبول دارند. اگر این پزشک در عرصه ای غیر از تخصص خودش اظهار نظر کند و مورد بی توجهی آقام قرار بگیرد، به معنای نفی جایگاه علمی او نیست.حضرت امام آقام را ملزم کـــردند که در انتخابات فکر و تحقیق و بعد انتخاب کنند. در انتخابات اخیر، عده ای از روحانیت از یک کاندیدا و برخی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت کـــردند. مثلا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم سکوت کـــرد، اما جامعه روحانیت مبارز به طور مشروط از کاندیدایی حمایت کـــرد. این به این معنی نیست که حمایت از آن کاندیدا برخهسته از مبانی مورد قبول و مشترک آن کانون باانجام گرفت، دلیل که اگر چنین باانجام گرفت، باید نتیجه آن نیز یکی شود.

انتخاب گزینه در انتخابات، برعهده آقام هست. اگر همه روحانیت از یک کاندیدا حمایت می کـــردند، می شود گفت که این اجماع بر اساس یک مبنای خاص و یک محور دینی شده هست، اما چون اینگونه نبود و نانجام گرفت، مشخص می شود که این یک دیدگاه سلیقه ای و سیاسی بوده تکمیلا طبیعی بوده هست که خطرناک هم نیست.

– انتخابات نهم و حضور همه سلیقه ها در این عرصه می تواند یک مدل موفق و الگوی سیاسی معقولی برای فردا نظام باانجام گرفت یا خیر؟

شریعتمداری: بله! قطعا اینگونه هست.

– اصول گرایان پیروز انتخابات به نظر شما آیا همان  رهست گرایان بودند؟

شریعتمداری: من اصولا به تقسیم بندی چپ و رهست در جامعه خودمان اعتقاد ندارم ؛ همانطور که محافظه کار و ابداًح طلب هم نداریم. اینها در دنیا تعاریف خاصی را دارند که هیچ کدام در جامعه ما با واقعیت تطبیق ندارند.

مثلا در دنیا چپ ها یا رادیکال ها همراهی با آمریکا را یک دشنام برای خودشان می دانند و یا حمایت از بازار آزاد و آدام اسمیتی را یک لکه ننگ می دانند، اما در بخشی از چپ های ما مساله درست برتصویر هست!

– مدل کابینه فردا به نظر شما چگونه باید باانجام گرفت؟ یکدست یا اتئلافی؟ برخی معتقدند نیکو هست که در کابینه فردا، مدیر جمهور منتخب از ۴ کاندیدای اصولگرا که عصاره فضائل اصولگرایان بودند، مستقیما هستفاده کند. نظر شما چیست؟

شریعتمداری: آن طور که خود جناب آقا احمدی نژاد نقل کرد هست، بنای ایشان بر شایسته سالاری هست. شایسته سالاری هم معیارهایی دارد؛ برخی از این معیارها هم به یک جایگاهی که شخص می خواهد در آنجا قرار بگیرد، مربوط می شود. شایسته سالاری حکم می کند که از میان همه کسانی که در عرصه مدیریت کشور هستند، چه کاندیدا بوده اند و چه نبوده اند، افراد شایسته گزینش و مشغول خدمت شوند، اما یکدست بودن دولت باید تعریف شود. افزایش نقش رییس جمهور ایجاد هماهنگی بین اعضای کابینه و سازمان های مربوط هست. اعضای کابینه باید با رییس جمهور هماهنگ باانجام گرفت و اگر یکدست بودن به این معنا تلقی شود، چیز زیاد نیکوی هست.

–  به نظر می رسد فشارهای مربوط به فعالیت های اتمی روی ایران به نوعی به بن بست رسیده هست. یعنی دنیا فهمیده و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم از نظر فنی به این نتیجه رسیده هست که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست و ظاهرا بر همین اساس محور جدید غرب برای فشار به ایران “بحث حقوق بشر” و آنچه که اخیرا مطرح انجام گرفته یعنی وضعیت جناب آقا گنجی می باانجام گرفت. به نظر شما بهترین تدبیر برای جلوگیری از این فشارهای فردا چیست؟

شریعتمداری: آمریکایی ها به دنبال بهانه هستند. واقعیت این هست که آنها انکار نمی کنند که براندازی جمهوری اسلامی از جمله اهداف هستراتژیک شان هست که با تغییر دولت ها هم کنار گذاشته نمی شود. درگیری ما با آمریکا تایمی پایان می شود که یکی از طرفین دست از ماهیت خودشان بردارند؛ یا خدای ناکـــرده ما از اسلام دست برداریم یا آنها خوی هستکباری خود را کنار بگذارند. در حقیقت میدان درگیری دائما در حال تغییر هست، اما اصل درگیری سر جای خودش باقی هست.

آمریکایی ها هیچ تایم دیدگاه هایشان را سوار منطق نمی کنند، بلکه سوار بمب های ده تنی و کروز می کنند. ما موظف نیستیم  منطق خودمان را برای آمریکایی ها ارایه دهیم بلکه باید دنیا را با منطق خود آشنا کنیم. چون آمریکایی ها در حالی که خواب نیستند، خودشان را به خواب غفلت زده اند. در چنین فضایی ما باید اعمال قدرت کنیم و با قدرت هم در برابر سرمداران کاخ سفید بایستیم و از آنجا که اهل منطق نیستند، با زبان خودشان که “زور”هست، با آنها حرف بخانومیم.

الان وضعیت طوری هست که چهره  آمریکا به خاطر جنایاتش در ابوغریب و گوانتانامو و دیگر نقاط این کره خاکی زیاد از هر زمان دیگری منفورتر هست. الان بحثی هم که روی گنجی می کنند، نشان از این دارد که سطح مانور آنان خیلی پایین آمده و خیلی سطحی برخورد می کنند. این که آمریکایی ها تا این حد پایین آیند، به معنای آن هست که دیگر چیزی ندارند و نشان دهنده پایین ترین سطح حضور و ورودشان در ایران هست.

من معتقدم که همه چیز، از جمله مساله اکبر گنجی باید تابع قانون باانجام گرفت. آزادی بدون قانون معنی نمی دهد و هرکجا که قانون شکنی انجام گرفته، باید با آن برخورد شود.

***

گفتگو با دکتر الهه کولایی، از مسئولان ستاد انتخاباتی مصطفی معین:

کولایی : هنوز هم بانوی آهنین ابداًحات هستم/ ابداًح طلبان درون حاکمیت در شکستن تحریم و مشارکت حداکثری آقام سهیم بودند/ برای تبلیغات معین پول کافی نداشتیم/ آرای بالای احمدی نژاد حیاتیترین فرصت ایشان هست

***

تایمی حرفهای ناامیدانه او را می شنوم به او می گویم: “خانم کولایی! خیلی ها شما را بانوی آهنین ابداًحات می دانستند !” در پاسخ می گوید: “هنوز هم بانوی آهنین ابداًحات هستم!”… کولایی در حاشیه گفتگو ، از سفر اخیرش به آمریکا نقل کرد می گوید که تایمی برخلاف انتظار میزبانانش در یکی از دانشگاههای آمریکا هیچ نقل کردی علیه جمهوری اسلامی نگفت، باعث دلخوری میزبانانش انجام گرفت، او در مورد این تصمیم خود دلیل ساده ای می آورد:” جای شستن رخت چرک در خانه هست!
 احضار به دادگاه  و بازپرسی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی که به اعتقاد برخی تنها به خاطر گفتن این جمله بوده که  “جامعه ایرانی، هستبداد زده هست” ، این هستاد دانشگاه پایتخت را حسابی ناآسوده و عصبانی کـــرده هست. به صورت حتم خانم کولایی به دلیل همین دلخوری هاتعدادان به مصاحبه راضی نبود و آنچه را که می خوانید محصول “جسارت ها و شیطنت های تقریبا معمول(!) در عرصه رویدادنگاری هست. امیدواریم با متانت و سعه صدری که از خانم کولایی سراغ داریم ، از انتشار این گفت وگو دلخور نشوند.

پیشاپیش توضیحی لازم هست. تقریبا همان سوالاتی را که در تحلیل انتخابات اخیر از “حسین شریتعمداری” مدیر مسئول روخانومامه کیهان پرسیدیم از معاون دبیرکل حزب مشارکت هم سوال کـــردیم تا امکان مقایسه یا تطبیق و تحلیل برای مخاطبان افزایش و بهتر به وجود بیاید. هرتعداد که پیچیدگی های انتخابات نهم ریهست جمهوری زیاد عمیق تر از آن هست که در این سوالات محدود بگنجد.

 ***

 -خانم کولایی! برخلاف برخی  پیش بینی هایی که در محافل داخلی و خارجی  مبنی بر تحریم یا حضور کمرنگ آقام در انتخابات انجام گرفته بود، عوامل حضور گسترده آقام چه بود؟

 کولایی: تحلیل ها و مباحثی که از ماه ها قبل از انتخابات مطرح می انجام گرفت به نوعی می توانست تحت تاثیر فضا و شرایط ، دگرگون شود. با توجه به میزان رای دهندگان که ۴۷میلیون نفر برآورد می انجام گرفت و ذکر این نکته که درصد قابل توجهی همچنان در انتخابات شرکت نکـــردند، همان تعداد زیادی که شرکت کـــردند تحت تاثیر عوامل مختلفی بودند.

 از این عوامل می توانیم از عاطفی و هیجانی بودن جامعه یاد کنیم و همچنین تلاشهایی که ابداًح طلبان به شکل گسترده برای شکستن فضای تحریم انجام دادند و این ضرورت را به آقام منتقل کـــردند که با خانه نشینی و کناره گرفتن، امکان ایجاد هیچ تغییر مثبتی وجود ندارد و به عقیده من، ابداًح طلبان درون حاکمیت سهم زیاد گسترده ای را برای شکستن فضای تحریم و تشویق آقام به حضور در انتخابات داشتند. آنها از همه توان خود هستفاده کـــردند تا آقام در حوزه های رای گیری حضور گسترده داشته باشند.

 – به نظر شما  از بین این دلایل “تنوع کاندیداها، کثرت و تنوع تبلیغات و مشکلات معیشتی و اقتصادی آقام” کدام عامل در حضور گسترده آقام موثرتر بود؟

کولایی : از نظر من هر سه مورد حیاتی بودند و هر کدام نقش خود را ایفا کـــردند اما تنوع کاندیداها در جذب طیفهای مختلف جامعه موثرتر بود. به این معنا که تفکرهای مختلف جامعه احساس کـــردند که می توانند در این عرصه، مطلوب خود را پیدا  کنند و انتخاب خود را محقق ساخانومد. بنابراین تنوع کاندیداها که نمایی از یک انتخابات نسبتا آزاد می توانست باانجام گرفت، افزایشین تاثیر را بر حضور گسترده آقام گذاشت.

 –  نقطه گسست و اضمحلال تئوری تحریم  انتخابات کجا بود و چطور شکل گرفت؟

کولایی : در این مکان مجدد می توان از سهم کسانی که عقیده داشتند ایده تحریم نمی تواند پاسخگوی رفع نیازهای آقام در بین جناح ابداًح طلب باانجام گرفت اشاره کـــرد و از طرفی بخش حیاتیی از جامعه ما تحت تاثیر رهبران و مراجع سنتی هست که دارای پایگاه های مختلفی در جامعه هستند و تا دورترین نقاط کشور نفوذ دارند و ابزارهایی را در دست داشتند که بر فکر و رای آقام اثر می گذارد. و باید اضافه کنم که تحریم ایده زیاد گسترده ای در جامعه ما بود که نه تنها از درون بلکه از بیرون نیز به انجام گرفتت به آن دامن زده میانجام گرفت. به عقیده من، عوامل اثرگذار بر بخش سنتی جامعه، نفوذ داشتند و  ابزارهایی که ارتباط مستقیم با قدرت سیاسی داشتند مثل بسیج توانستند این نقش را در بین توده های آقام ایفا کنند. حتی نهادهای اقتصادی مثل کمیته امداد توانستند این نقش را ایفا کنند و به طور مثال حداقل شش میلیون نفری که تحت پوشش کمیته امداد هستند تحت تاثیر اقدامات برای مشارکت موثر قرار داشتند. گذشته از این در بین جریانات طرفدار ابداًحات، وحدت نظری وجود نداشت و ابداًح طلبان درون حاکمیت بودند که در شکست فضای تحریم نقش داشتند.

– برخی ها از مساله “آرای سازماندهی انجام گرفته” در انتخابات یاد کـــردند، تحلیل شما از این مساله چیست؟ ما واقعا با آرای سازماندهی انجام گرفته مواجه بودیم یا خیر؟

 کولایی : به طور قطع چنین مساله ای بود. ما دقیقا دستورالعمل هایی را در بین بسیج دیده بودیم مبنی بر اینکه  دستور داده انجام گرفته بود هر فرد باید ۱۰ نفر را با خود همراه کند و به نظر من، انگیزش قوی وجود داشت که افراد وارد انتخابات شوند.

 به صورت حتم این مورد پدیده جدیدی نیست زیرا توده های آقام به لحاظ اعتقادات و باورهایشان در طول سالهای گذشته در خصوص جمهوری اسلامی و حفظ دستاوردهای انقلاب متداوم این روحیه را نشان دادند. به هر حال من فکر می کنم که این از متن بسیج سازماندهی انجام گرفت که افراد به نوعی درگیر شوند و از این ظرفیت هم در این خصوص بهره برداری انجام گرفت. به صورت حتم من فکر می کنم که بحثهای جناب آقا کروبی در مرحله نخست و نقل کردان جناب آقا هاشمی در مرحله دوم نشان می دهد که فراتر از هشدارات ما نوعی فعالیت سازمان یافته وجود داشته که حتما بر نتیجه آراء اثرگذار بوده اما به آن شکل نداده و تاثیر قطعی نداشته هست.

  –  در مورد جناب آقا معین فکر نمی کنید ایشان کاندیدای معقولی برای ابداًح طلبان نبودند؟

کولایی : ایشان موافقان و مخالفان زیادی داشتند و دیدگاه های مختلفی وجود دارد . در مورد شکست ایشان باید بگویم که حیاتیترین عامل عدم دسترسی ایشان به افکار عمومی بود. ایشان فردی زیاد متدین، مقید ، پاک و ساده زیست هستند و دقیقا همان فردی هستند که آقام به دنبال” او” بودند اما هیچ کدام از اینها به دلایل مختلف به جامعه انتقال پیدا نکـــرد، یا گفتمان معقولی وجود نداشت و یا آن حلقه های واسطی که باید بین آقام وطرفداران دکتر معین عمل میکـــردند به نیکوی وظیفه خود را انجام ندادند.

– خانم کولایی! جریانات فعال و تاثیر گذار اجتماعی و سیاسی در انتخابات نهم چه  گروههایی بودند؟

 کولایی : از نظر من دو طیف دخالت داشتند یکی طیف طرفدار تغییر و یک طیف خوهستار تغییر وضع موجود.

طیف طرفدار تغییر فاقد انسجام و یکپارچگی بود و به دلیل خصوصیات جامعه ما نتوانست به وحدت رفتاری برسد و دچار تفرقه و تشتت در پایان سطوح بود و اغلب کسانی که به جناب آقا احمدی نژاد رای دادند طالب تغییر بودند اما روی  اینکه  این تغییر در چه سطحی و به چه شکلی باانجام گرفت ، وحدت نظری وجود نداشت. طبیعتا افراد مختلف با گرایشهای مختلف طالب تغییر بودند ، و هر گروهی طالب تغییر خاصی بود مثلا فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی ، وهر کدام از این گرایشهای مختلف باید تحلیل شود و از نظر من اشتباه هست اگر انتظار داشته باشیم که شاهد وحدت نظر باشیم . اما فکر میکنم علی رغم تفرقه که در ذات جامعه ما هست ، یعنی در بین نیروهای محافظه کار و ابداًح طلب هرد دو دیده میشود ، در نهایت به دلیل وجود ابهامات ، فقدان تشکل و فقدان انسجام فکر و اندیشه در جامعه ما به نتیجه غیر قابل پیش بینی رسیدیم در ضمن اینکه رفتار سازماندهی انجام گرفته را نیز باید به آن اضافه کنیم.

جریانات خارج از کشور نیز به دلیل  نفوذ خارجی روی افکار عمومی در کشور،  پیشرفت های تکنولوژی ، گسترش ماهواره ها و ایستگاه های رادیویی توانست افزایش روی فضای تحریم متمرکز شود و دخالت قابل توجهی داشتند. تلقی دیگری که می شود این هست که نوعی تعارض بین مجموعه های داخلی و خارجی خوهستار دگرگونی وجود داشته هست به این معنا که در داخل کشور تقاضای” تغییر رفتار و سیهست تا تغییر رژیم بوده هست ” و در خارج ازکشور نیز چنین مسئله ای بوده و لذا باید این موضوع تحلیل شود.

–  این حلقه های واسط چه کسانی و یا چه گروههایی  بودند؟

کولایی : به نظر من دانشجویان این حلقه های واسط بودند که تکمیلا منفعل بودند و به هیچ وجه حاضر نانجام گرفتند به نفع دکتر معین وارد عمل سیاسی شوند. دکتر معین متعلق به قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه بود و برای ارتباط با توده ها نیازمند حلفه های وصل بود و این حلقه های وصل به دلیل اعمال فشار سالهای گذشته تکمیلا منفعل و منزوی بودند و یکی از حیاتیترین عواملی که  باید ایشان را به بطن آقام متصل می کـــردند عمل نکـــردند و در واقع اعتقادی به ابداًح پذیری نظام نداشتند.

مهر:  آیا شما فکر میکنید که جناب آقا معین فاقد کاریزمای معقول بودند؟

کولایی:  نه ! به نظر من بحث کاریزما مطرح نیست زیرا جناب آقا احمدی نژاد هم کاریزما نداشتند . آن چیزی که میتوانست به دکتر معین کمک کند موجود نبود. نخستا ابزارهای ارائه تصویر از ایشان وجود نداشت یعنی اینکه نتوانستیم  چهره دکتر معین را به عنوان فردی که از حقوق آقام ،عدالت ، نفی تبعیض و تامین حقوق آقام صحبت میکند را به نیکوی به آقام نشان دهیم. به عبارتی ایشان فاقد رسانه برای انتقال این پیام و شناساندن افکار و ایده های خودشان به جامعه بودند. و لذا نه به لحاظ مالی و نه به لحاظ انسانی امکانی برای این کار نبود.

مهر:  آیا به عنوان دلایل ناکامی جناب آقا معین, عملکـــرد صداوسیما را هم مقصر می دانید؟  اصولا عملکـــرد صداوسیما را چطور ارزیابی می کنید؟

کولایی: به عقیده من این نگرش درستی نیست که ما یک مقطع خاصی را برش بخانومیم و تصور کنیم که تبلیغ صدا و سیما در مورد کاندیداها همان تبلیغ دو هفته یا ده روزه هست ، این تصوری غلط و دور از واقعیت هست. این فکر،  ساده سازی مسائل جامعه ما هست که متداوم هم اتفاق می افتد.

کار کـــرد صدا و سیما باید در یک فرایند زمانی ارزیابی شود که اذهان را به کدام سوی میکشاند. و از نظر من این تبلیغات از مدتها قبل به نفع کاندیدای مشخصی شروع انجام گرفته بود. این مورد را به عنوان کسی که چهار سال در مجلس بودم  مشاهده کـــردم که صدا و سیما تصویری منفی از ما به جامعه منتقل کـــرد و هیچ تایم اجازه نداد که من به عنوان نماینده آقام با آنها ارتباط مستقیم برقرار کنم . و نمایندگان را آنطور که خودشان میخوهستند به آقام معرفی کـــردند. صدا و سیما ذهنیت منفی ارائه داد مبنی براینکه ابداًحات بی نتیجه بوده هست و ابداًح طلبان کاری صورت نداده اند. این رسانه ملی جامعه هست تایمی جناب آقا احمدی نژاد تعداد خیابان را آسفالت میکنند صدا وسیما آن را به نمایش میگذارد اما مثلا در مورد جناب آقا خاتمی فقط ظرف همین تعداد ماه اخیر سیهستشان تغییر کـــرده هست. در طول این هشت سال،  سیاه نمایی پلن طراحی انجام گرفته صدا و سیما بود نه فقط علیه دولت بلکه مجلس ابداًحات را نیز در بر داشت. و به عقیده من صدا و سیما نقش تکمیلا تعیین کننده ای داشت اما  ساده اندیشی هست اگر تصورمان این باانجام گرفت که صدا و سیما به کاندیداها فرصت برابر داد.

– آیا در انتخابات بعدی باز هم سراغ دکتر معین میروید؟

کولایی: من نمیدانم آیا ایشان  در انتخابات بعدی حاضر به فعالیت سیاسی هستند یا نه.

– به نظر شما اگر جناب آقا خاتمی میتوانستند از نظر قانونی در این دوره مجدد کاندید شوند آیا رای می آوردند؟

کولایی: به نظر من ایشان با رای بالا مجدد انتخاب میانجام گرفتند زیرا آقام صداقت و وفاداری ایشان را که معمولا در سیهست مداران ایرانی در طول تاریخ خیلی نادر بوده هست را پذیرفته اند و به آن اعتقاد دارند.

– قطعا منظورتان این نیست که جناب آقا خاتمی و احمدی نژاد دارای سیهست های مشترکی هستند ؟

کولایی: نه . به هیچ وجه چنین برداشتی نباید کـــرد. جامعه  به دلیل ویژگیهای عمومی توسعه نیافتگی و اینکه ما انسجام تشکیلاتی و فکری حتی در نخبگان خود هم نداریم ، به قول معروف “هر کسی از ظن خود انجام گرفت یار من” . و این موضوع نشان میدهد که در مورد عملکـــرد جناب آقا خاتمی تلقی مثبت وجود دارد و اینکه عملکـــرد ایشان را آقام در طول هشت سال دیده اند ، اما در مورد جناب آقا احمدی نژاد فقط تصویری ساخته انجام گرفت ، تصویر ضدیت با فساد، تبعیض ، نابرابری و ساده زیستی، که آقام به آن تصویر رای دادند. پس نمیتوان انتخاب جناب آقا خاتمی را با جناب آقا احمدی نژاد را یکسان دانست زیرا در مورد جناب آقا خاتمی آقام به عملکـــرد رای می دهند اما در مورد جناب آقا احمدی نژاد به یک آرزو. و این فرصتی برای ایشان هست که بتواند از ادراک مثبت آقام ایران برای تامین خوهسته های آنها هستفاده کند و باعث امیدواری آنها شود.

– به نظر شما در انتخابات نهم ریهست جمهوری, احزاب  موفق تر بودند یا افراد بدون وابستگی به احزاب؟

کولایی: حزب را باید معنی کـــرد. مثلا حزب بسیج عملکـــرد زیادی داشت، پس باید گفت که حزب موفق بوده. ولی حزب غیر حتمی که از منابع دولتی هستفاده کـــرده . به صورت حتم در اساسنامه بسیج و سپاه آمده هست که آنها برای حفظ دستاوردهای انقلاب میتوانند این کار را کنند و جناب آقاان این توجیه را دارند که این کار برای حفظ ارزشهای انقلاب بوده هست. اما فکر میکنم که این کار سازماندهی انجام گرفته و تشکیلاتی بود و منابع مالی هم پشت آن بود. شما نمیتوانید عمل سیاسی بکنید ولی پول نداشته باشید . ما برای تبلیغات دکتر معین پول کافی نداشتیم. و کسی که بخواهد سالم باانجام گرفت باید سلامت خود را حفظ کند اما عمل سیاسی نیازمند منابع مالی هست و من فکر میکنم که در این انتخابات نشان داده انجام گرفت که تشکیلات و سازماندهی میتواند نقش حیاتیی داشته باانجام گرفت ولی از نوع خاص خود و به شکل غیر حتمی .

–  آیا به نظر شما شکست جناب آقا هاشمی به معنای دور انجام گرفتن یا احیانا خداحافظی  روحانیت با منصب ریهست جمهوری هست؟

کولایی : از جناب آقا هاشمی در جامعه به عنوان فردی که خانواده اش باعث گسترش شکاف طبقاتی در جامعه انجام گرفته اند ادراکی وجود دارد. باید در مورد چنین برداشتی تجدید نظر شود و درستی و نادرستی آن بررسی انجام گرفت .اقتصاد ایران اقتصادی  در” حال گذار” هست و اقتصاد در حال گذار عوارض خود را دارد و اشتباهی که ابداًح طلبانی از جنس جناب آقا خاتمی و هاشمی انجام دادند این بود که به معیشت آقام و کاهش مشکلات دوران گذار توجهی نکـــردند. این دوران گذار به طور طبیعی در اقتصاد ما وجود دارد. اقتصاد دولتی اقتصادی رانتی هست و ماهیتا در اختیار گروه های خاص وابسته به قدرت هست. این اتفاق خاص جامعه ما نیست.

– ولی خانم کولایی! این اقتصاد دولتی که می گویید؛ میراث دولت هشت ساله  مهندس میرحسین موسوی که شما ابداًح طلبان اخلاف فکری آن هستید؛ هست.

کولایی : بله , درست هست , من الان ابداً تعصبی ندارم نسبت به چپ و رهست, بحثم تکمیلا تخصصی هست…ببینید اشکال اقتصاد دولتی همانطور که گفتم مختص ما هم نیست،  کما اینکه بعد از فروپاشی شوروی هم این اتفاق افتاد. در شرق اروپا هم این اتفاق افتاد اما چون در آنجا جامعه مدنی قوی تر بود شکافهای طبقاتی مثل روسیه عمیق نانجام گرفت. جناب آقاان باید از این تجربه ها هستفاده کنند اما ما متاسفانه عادت به تجربه آموزی نداریم و باید همه چیز را خودمان تجربه کنیم. و فکر نکنیم که قدرت را به دست گرفته ایم دیگر همه چیز پایان انجام گرفته هست . انبوه مشکلات  عظیم سر راه هست که باید برای راه حل آن به شکل عاقلانه عمل کـــرد. این فرصتی هست که جناب آقاان به دست آورده اند و باید از آن هستفاده کنند این گوی و این میدان آستین همت بالا بخانومند و مشکلات را حل کنند. حیاتی این هست که مشکلات حل شود حالا اگر جناب آقاان ابداًح طلب این کار را نکـــردند دیگران کار را پایان کنند.

پس مشکل ما  اقتصاد بسته هست وکسی که میخواهد مشکلات را بر طرف کند با این نا هنجاریها مواجه هست. در ضمن نباید گفت که فقط خانواده جناب آقا هاشمی بودند ، فرخانومدان  جناب آقاانی که هنوز بر مسند قدرت هستند درگیر این مسائل هستند و همچنان به کار خود ادامه میدهند ولی هیچ کس هم از این مسئله حرفی نمیخانومد. پس سرشت مسئله تقابل سیاسی بود نه فساد اقتصادی ، زیرا زیادی از افرادی که فساد اقتصادی داشتند در پس این ماجرا مورد تعرض قرار نگرفتند.

بنابراین نمیتوان مسئله را به روحانیت نسبت داد و یا اینکه  چون جناب آقا هاشمی نیامده هست پس روحانیت خود را کنار میکانجام گرفت.

-به نظر شما این شکست به معنای باخانومشستگی سیاسی جناب آقا هاشمی هست؟

کولایی : ایشان مبنای قدرت خود را در هشت سال گذشته از آقام نگرفته بودند و به عنوان یکی از چهره های با نفوذ نظام در طول بیست و شش سال گذشته همچنان به عنوان چهره ای مطرح باقی خواهند ماند و لذا تصور من این نیست که حیات سیاسی ایشان پایان یافته هست

-آیا قبول دارید که حمایت شما ابداًح طلبان  از جناب آقا هاشمی یک  اشتباه هستراتژیک بود؟

کولایی : نخیر به هیچ وجه. این واقعیت هست که ما در سالهای بعد از انقلاب اسلامی اقتصاد بسته ای داشتیم که دقیقا مدل آن کمونیستی هست. و من معتقدم که نه تنها ما بلکه همه جنبشهای انقلابی مدل های کمونیستی دارند. گرایش چپ در دنیا نفی وضع موجود هست و وضع موجود نظام سرمایه داری هست بنابراین همه جا آبشخور چپ یکی هست. ولی تجربه ها نشان می دهد که یک سری از سیهستها پاسخ نمیدهد. اقتصاد بسته یعنی رانت ، رانت هم به من و شما داده نمیشود.  قبل از اینکه جناب آقا ملک مدنی بگوید فروش تراکم را متوقف میکنیم ، اعوان و انصارشان متوجه میشوند و کارهایشان را انجام میدهند.

پس آن چیزی که سرشت یک نظام هست ، چه نظام اسلامی چه غیر اسلامی و به طور کلی جامعه بشری، قواعدی داردکه ثابت هستند و این همان چیزی هست که در قرآن به سنتهای الهی تعبیر میشود و این سنتها را باید شناخت . این مشکلات یک سری مشکلات ما هوی جامعه ما هست که به افراد ارتباطی ندارد.

– بعضی ها می گویند هرکس که  در دور دوم  رقیب جناب آقا هاشمی میانجام گرفت ،  پیروز میانجام گرفت، آیا شما این تحلیل را قبول دارید؟

کولایی: این تحلیل را قبول دارم زیرا ادراکی که نسبت به جناب آقا هاشمی وجود دارد و مصادیقی نیز دارد باعث انجام گرفت که آقام این تفکر را داشته باشند که سیهست های جناب آقا هاشمی باعث نابرابریها و تبعیضها انجام گرفته هست. اما جناب آقا هاشمی تنها فردی نبود که این وضعیت را داشت ،زیادی از فرخانومدان جناب آقاان بر بخشهای مختلف این مملکت به عنوان تیول خودشان  غالب بوده و هستند.  و از آنجایی که سطح توسعه جامعه ما زیاد تعیین کننده هست آقام در انتخابات با این طرز تفکر آمدند که چون جناب آقا هاشمی را می شناسیم به او رای نمی دهیم و به کسی رای می دهیم که نمی شناسیم ببینیم او برای مملکت چه کاری انجام میدهد.

– به نظر شما شباهتی بین این انتخابات و انتخابات دوم خرداد وجود دارد؟

کولایی : بله شباهت هایی وجود دارد و زیادی از آقام به عنوان اینکه وضعیت موجود را نمی خواهند به جناب آقا احمدی نژاد رای دادند.

  
 – به نظر شما این تحلیل درست هست که می گویند جناب آقا قالیباف، سیبل و دنبال تخریب ابداًح طلبان قرار گرفت و ابداًح طلبان  در یک دام هستراتژیک از طرف جریان اصولگرا  افتادند و با تخریب قالیباف از احمدی نژاد غافل انجام گرفتند و به همین خاطر  جناب آقا احمدی نژاد در یک حاشیه امنیتی پیشرفت کـــرد و در دو روز آخر با یک جهش ، توانست پیروز دور نخست شود؟

کولایی : ما رویدادهایی داشتیم مبنی بر اینکه  قرار بود که ایشان مدیر جمهور شوند و من فکر میکنم که چنین چیزی میتوانسته وجود داشته باانجام گرفت. اما بعد گزارشهایی داده انجام گرفته در مورد تخریب جناب آقا هاشمی از طرف ایشان و بعد تصمیم در مورد ایشان عوض انجام گرفت

. اما من در این مورد هیچ قضاوتی ندارم. ولی در عین حال فکر نمیکنم که جناح رهست آنقدر پیچیده و زیرک باانجام گرفت که بتواند چنین پلن ای را طراحی کـــرده باشند. وبه تئوری توطئه معتقد نیستم. و چپ و رهست از نظر من  خیلی با هم فرق نمیکنند و آنها هم در یک سطح از  توسعه  یافتگی هستند و رهست هم همین مشکلات چپ را دارد و به عقیده من مغز متفکری پشت این قضیه نیست.

– آیا تجربه جناب آقا هاشمی در انتخابات نهم منجر به ایجاد قطب های جدید سیاسی در روحانیت خواهد انجام گرفت ؟

کولایی : حتما این اتفاق خواهد افتاد. زیرا همانطور که اشاره کـــردم ایشان فردی با نفوذ هستند و فردی با خصوصیات ایشان تایمی تخریبی که علیه ایشان شد منابعی که پشت این تخریب بود روی طرفداران ایشان اثر خواهد گذاشت و تصور من این هست که اینها پدیده های مثبتی نیست.

– به نظر شما حیاتیترین چالشها و فرصت های  پیش روی دولت احمدی نژاد چیست؟

کولایی :  آرای بالای ایشان حیاتیترین فرصت ایشان هست. و اینکه آقام با ادراک مثبتی یک بار دیگر به فردی اعتماد کـــردند که برای پاسخ گویی به مشکلاتشان پاسخ بگیرند. ایشان با یک سری فرصتها  و تهدیدات مواجه هستند. به اعتقاد من طیف رهست و محافظه کار در واقع یک طیف هست که میتواند از گروه های افراطی تا افراد معقول که واقعیتهای جامعه و افراد را به نیکوی می شناسند و می دانند که جامعه را چگونه باید اداره کـــرد ومی دانند که جامعه جهانی چه الزاماتی دارد، تشکیل انجام گرفته هست  و من معتقد هستم که آن جناح معقول و با تجربه به هدایت و کنترل مشغول باانجام گرفت و جناب آقا احمدی نژاد هم درچنین محتوایی عمل کنند.

ما در سیهست با “اگر و پس” مواجه هستیم و هیچ حتم و  قطعی نمیتوانیم داشته باشیم . اگر جناب آقا احمدی نژاد از فرصتها هستفاده کند، اگربه واقعیتها توجه کند، اگراز تجربه های داخلی هستفاده کند ، پس میتواند موفق شود و حتما ایده جناب آقا خاتمی تغییر میکند. اما هیچ کدام قطعی نیست و ما برای ایشان آروزی موفقیت میکنیم.

– و چالش ها ؟

کولایی : چالشهای هر نظام سیاسی اجتماعی و اقتصادی در حال گذار هست. اکثر جمعیت ما جوان هستند. جمعیت طالب کار و کار یعنی سرمایه گذاری . چطور میشود سرمایه جذب کـــرد؟ با ایجاد امنیت، ایجاد ارتباط با جامعه جهانی . اینها حلقه های به تنیده هست.

ببینید غرب  رفتار خود را چگونه با  جناب آقا احمدی نژاد شروع کـــرده هست. این فوق العاده خطرناک هست. کاری که ریگان در مورد شوروی کـــرد افزایش فشار دفاعی نظامی روی دوش اقتصاد آنها بود تا اقتصاد شوروی نتواند نیاز آقام را پاسخ گوید. و آقام علیه نظام قرار بگیرند. و حالا جناب آقا بوش همین کار را روی ایران انجام میدهند. یعنی نظامی گری و انتقال بودجه ها به بخش نظامی، تنش و عدم سرمایه گذاری . و همانطور که می دانید بعد از انتخاب جناب آقا احمدی نژاد سیل عظیم سرمایه ها مجدد به طرف دبی میرود.

در روابط بین الملل و درسیهست داخلی حیاتی نیست که نیت شما چیست ، حیاتی این هست که در مورد شما چه فکری میکنند. در حال حاضر نیز حیاتی نیست که جناب آقا احمدی نژاد و تیم شان به چه فکر میکنند ، حیاتی طرز فکر جامعه بین الملل  از ایشان هست  و این به رفتارها و موضع گیریها و اقداماتی دامن میخانومد که میتواند به نفع ما باانجام گرفت یا به ضرر ما. بنابراین از نظر سیهست خارجی ما به عنوان یک گیمگر فعال ، اثر گذار و فعال در جامعه جهانی ظاهر خواهیم انجام گرفت و یا میخواهند چهره ای تروریستی و مخل امنیت از ما بوجود بیاورند.

– چه ارتباطی بین انتظارات اقتصادی آقام با کارکـــرد سیهست خارجی احمدی نژاد وجود دارد؟

کولایی: ارتباط مستقیمی بین انتظارات اقتصادی آقام از جناب آقا احمدی نژاد با کارکـــرد سیهست خارجی ایشان وجود دارد. ضمن اینکه می دانیم که ریهست جمهوری در سیهست خارجی زیاد نقش ندارد. ولی حیاتی این هست که به دنیا نشان دهیم که چه رفتاری را میخواهیم پیش بگیریم.  تحلیل خارجیها این هست که آقام از جمهوری اسلامی ایران ناراضی هستند و آنها هم از خارج فشار وارد میکنند و اگر جناب آقا احمدی نژاد نتوانند ظرف یک سال فردا فشارهای اقتصادی را کاهش دهند باعث مشکلات زیادی خواهد انجام گرفت. و در آخر برای ایشان آرزوی موفقیت میکنیم که بتوانند این مشکلات را هر چه زودتر از سر راه بردارند.

***

 گفتگو با ابراهیم یزدی:

انصراف هاشمی در دور دوم هم به نفع او بود و هم به نفع نظام / بزرگترین درس نهضت آزادی شرکت فعال در انتخابات هست / به ائتلاف مشارکت – هاشمی نمی پیوندیم / جنبش دانشجویی سکولاریزه نمی شود / بزرگترین چالش احمدی نژاد پاسخگویی به مطالبات اقتصادی آقام هست

در سالهای نخست انقلاب، مثلثی بین آقام مشهور بود که اضلاع آن را”بنی صدر، یزدی و قطب زاده” تشکیل می دادند. این سه نفر که همگی جزو گروه موسوم به “روشنفکران دینی” و مسلمانان نوگرا محسوب می انجام گرفتند، از جمله مشهورترین و جنجالی ترین شخصیت های دهه ۵۰ شمسی بودند و هریک نیز سرنوشت متفاوتی یافتند.”ابوالحسن بنی صدر” نخستین مدیر جمهور ایران انجام گرفت ولی بخاطرانحراف از راه انقلاب ، غرور و خودپسندی انجام گرفتید و زیاده خواهی هایش با سازمان  منافقین متحد انجام گرفت و نهایتا از سوی امام خمینی (ره) عزل و با لباس مبدل از کشور گریخت.  “صادق قطب زاده”، دومین ضلع این مثلث هم بعد ازانقلاب، مدیر سازمان صدا وسیما و وزیر خارجه انجام گرفت ولی در سال ۶۲ به اتهام دست داشتن در یک کودتا و توطئه براندازی اعدام انجام گرفت. ازاین مثلث عجیب، تنها ابراهیم یزدی باقی مانده هست و همین “بقاء” نشان می دهد که یزدی حداقل از دو ضلع این مثلث زیاد زیرک تر بوده هست…!   

چهره ابراهیم یزدی -که اینک ۷۴ساله هست – نخستین باردر روزهای نخست بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی به همراه حجت الاسلام  “شیخ صادق خلخالی” در حالی که در یک پلن  تلویزیونی مشغول مصاحبه و گفت وگو با تعداد تن از مقامات رژیم شاه (هویدا، نصیری، رحیمی، ناجی و… که به اسارت نیروهای انقلاب درآمده بودند)بودند ، مطرح انجام گرفت؛ دکتر یزدی که از همراهان امام در نوفل لوشاتو در پاریس نیز بود در دولت متایم مهندس بازرگان (۱۵ بهمن ۵۷-۱۳ آبان ۵۸) ، وزیر امور خارجه انجام گرفت و در بهمن ۵۸ تا اسفند ۶۲ نماینده آقام پایتخت در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی بود.

در ادامه سلسه گفت وگوهای “مهر” با صاحبنظران مختلف در مورد نتایج و پیامدهای انتخابات نهم ریهست جمهوری، این بار سوالات تقریبا ثابت در مصاحبه های قبلی بعلاوه تعداد سوال اختصاصی را از دکتر ابراهیم یزدی ، دبیرکل گروه موسوم به نهضت آزادی که از منتقدین پرسابقه و قدیمی نظام جمهوری اسلامی محسوب می شود، پرسیدیم. او حتی بر خلاف ابداًح طلبان که در صحت انتخابات تشکیک نکـــرده اند ، بدون اشاره به نتیجه دور دوم انتخابات ، مصرانه  آرای رییس جمهور را در دور نخست “سازمان دهی انجام گرفته” می داند ، آنهم مثل انتخابات دوم شوراها ؛ معتقد هست که شعار “همه با هم ” در نخست انقلاب اکنون به “همه با من” تبدیل انجام گرفته ؛ بدون اشاره به حضور زیاد از ۶۰ درصدی آقام پای صندوقها، کارنامه ۲۷ سال گذشته نظام را در افکار عمومی فاقد مقبولیت می داند ؛ انصار حزب الله را جریانی مستقل از نهادهای قدرت نمی پندارد و ….. جهت آگاهی افکارعمومی از دیدگاههای مختلف موجود در جریانهای سیاسی نسبت به نهمین دوره انتخابات ریهست جمهوری متن تکمیل آن در پی می آید:

مهر: بعد از هشت سال دولتجناب آقا خاتمی، به نظر شما  بزرگترین اشتباه وی چه بود؟

یزدی: انصاف حکم می‌کند که هم بزرگترین خطا و هم بزرگترین موفقیت او را برشآقا. به نظر من، بزرگترین موفقیت خاتمی در حادثه شوم قتل‌های خانومجیره ‌ای و بزرگترین خطای وی پذیرفتن حکم حکومتی بود.

– عملکـــرد خاتمی را روی هم رفته چطور ارزیابی می کنید؟

یزدی: کارنامه عملکـــرد جناب آقا خاتمی را در مجموع مثبت ارزیابی می‌نمایم.

-: از حمایت خود از خاتمی در سالهای ۷۶ و ۸۰ پیشیمان نیستید؟

یزدی: خیر.

– اگر شما جای خاتمی بودید، چه می کـــردید؟

یزدی: کارهای عملی برای هستفاده از نیروی ۲۲ میلیون رای دهنده در جهت تعدیل ساختارهای حقیقی نهادها و مسئولان قدرتمند را به اجرا می‌گذاشتم.

– برخی  خاتمی را با مصدق مقایسه و تشبیه  کـــردند؛ شما با این مقایسه و تشبیه موافقید؟ شباهت ها و تفاوت های مشی خاتمی با مصدق چه می تواند باانجام گرفت؟

یزدی: وجوه مشابهی میان خاتمی و مصدق وجود دارد. شاه و دربار، خاندان سلطنتی، ارتش، مالکین بزرگ، حزب توده، ایادی انگلیس، سیهست‌های خارجی، همه با مصدق مخالف بودند. خاتمی هم با مخالفت گسترده محافظه‌کاران در نهادها و سازمان‌های مختلف قدرتمند و همچنین تحرکات قدرت‌های خارجی مخالف روبرو بود. از این نظر (یعنی نیروی گسترده مخالف)قابل مقایسه می‌باشند. اما مصدق قبل از نخست وزیری رهبر جنبش ملی بود و بعد از آن هم، مقام و موفقیت رهبری را حفظ کـــرد و بر طبق الزامات آن در همکنشی مستمر با آقام آگاهانه عمل نمود. اما جناب آقا خاتمی،‌ نه سابقه رهبری جنبش ابداًح‌طلبی را داشت، و نه ادعا و یا اراده آن را داشت. در حالی که هستفاده از نیروهای آقامی حامی‌اش نیازمند عمل به مقتضیات رهبری جنبش بود.

مصدق سابقه و تجربه کافی برای ایفای نقش نخست وزیری و مدیریت کلان کشور را داشت، اما خاتمی فاقد یک چنین سابقه و تجربه‌ای بود. همچنین وجوه شخصیتی مشابهی، نظیر صداقت، اعتقاد به گفتار، پاکی و امانت، در هر دو شخصیت قابل مشاهده و توجه می‌باانجام گرفت.

-بعضی از ابداًح طلبان می گویند تا ابداًحات رهبر نداشته باانجام گرفت؛ موفق نخواهد انجام گرفت؟ با این تحلیل موافقید؟ فرآیند انتخاب این رهبر چطور باید باانجام گرفت؟ آیا شما هم مثل برخی از همفکرانتان به نظریه پایان دوران ابداًح طلبی درون حکومتی اعتقاد دارید؟

یزدی: بله، باید تفاوت میان الزامات یک مدیر جمهور ابداًح طلب با رهبر جنبش ابداًح‌طلبی را تشخیص داد. در دوران هشت ساله گذشته، خاتمی نقش رهبری جنبش را نداشت، و گروه‌های سیاسی ابداًح طلب درون حاکمیت هم نه توانمندی ایفای این نقش را داشتند و نه در این رهستا عمل کـــردند. سیهست چانه خانومی از بالا و فشار از پایین برای ابداًح ساختارهای حقیقی واقع‌ بینانه بود. اما ابداًح طلبان درون حاکمیت تنها اجرای بخش نخست این سیهست، یعنی چانه‌خانومی از بالا را کافی دانستند و به تدارک عِده و عْده برای بسیج سازمان یافته آقام، به منظور حمایت از ابداًحات و یا فشار از پایین نپرداختند.

ین خلائی هست که بعد از این دوره مشاهده می‌شود و نخستین گام ابداًح‌طلبان می‌بایستی رفع این خلاء باانجام گرفت. اما رهبری فردی امکان‌پذیر نیست. یعنی فردی که واجد شرایط باانجام گرفت و بتواند چنین نقشی را ایفا نماید وجود ندارد. یک حزب یا گروه سیاسی هم به تنهایی نمی‌تواند چنین نقشی را برعهده بگیرد. تنها راه، تشکیل یک جبهه با شرکت احزاب و نیروهای ابداًح‌طلب معتقد به دموکراسی و متعهد به الزامات ان می‌باانجام گرفت.

در مرحله نخست، پایانی احزاب و گروههای داوطلب و آماده برای شرکت در این جبهه می‌بایستی درباره میثاق یا منشور این جبهه با هم به توافق برسند. طبیعی هست که این منشور نمی‌تواند در برگیرنده پایانی مواضع هر یک از این گروهها باانجام گرفت. بلکه باید میان سقف و کف مواضع و مطالبات بر سر یک نقطه مشترکی با هم به توافق برسند. در مرحله دوم، آنان بایستی چگونگی همکاری جمعی میان خود را شفاف تعریف کنند و براساس تجارب گذشته کارهای عملی برای پیشگیری از سیطره یک گروه بر جامعه و در نتیجه فروپاشی آن را پیش‌بینی کنند. در مرحله سوم، سیهست‌های راهبردی برای تبدیل نیروی بالقوه آقامی خواهان ابداًحات را به یک نیروی بالقوه اثرگذار فعال را بررسی کـــرده و به اجرا درآورند.

– عوامل حضور آقام در انتخابات برخلاف پیش بینی هایی که در محافل داخلی و خارجی مبنی بر تحریم آقام انجام گرفته بود چه بود؟ از بین این دلایل “تنوع کاندیداها، تبلیغات و مشکلات معیشتی آقام” کدام عامل را در حضور گسترده آقام موثرتر می دانید؟

یزدی: براساس آمارهای غیرحتمی منتشر انجام گرفته توسط برخی اخانومهادهای حتمی، پیش‌بینی می‌انجام گرفت که حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد واجدین شرایط در نهمین دوره انتخابات ریهست جمهوری شرکت کنند. یعنی بین ۵۵ تا ۶۰ درصد شرکت نکنند، اما خودداری این تعداد از جمعیت از شرکت در انتخابات، پایانا به دلیل یا علت تحریم برخی از گروهها و یا تبلیغات رادیوهای خارجی نبود. به نظر می‌رسد این جمعیت را باید به سه گروه تقسیم کـــرد: نخست‌ گروهی که در هر حال و صرف نظر از شرایط و جو سیاسی منفعل هست و علاقه­ای به شرکت در انتخابات ندارد. در پایان کشورها، حتی در جوامعی که دموکراسی نهادینه انجام گرفته هست درصدی از واجدین شرایط به طور دائم از حضور در پای صندوق‌های رای خودداری می‌نماید.

– و گروه دوم؟

یزدی: دوم ؛ گروهی که به شرکت در سرنوشت و دادن رای علاقمند هست و احساس مسئولیت می‌کند، اما ناامید انجام گرفته هست. دنبال اصلی جنبش ابداًح‌طلبی، ابداًح انحرافات، قانون‌گریزی‌ها و سایر مسایل و مشکلات، از طریق تغییر در ساختارهای حقیقی، یعنی رفتار مسئولان و کنشگران حکومت بود و نه تغییر در ساختارهای حقوقی (قانون اساسی). تجربه هشت ساله دولت جناب آقا خاتمی و مقابله‌هایی که با این دولت انجام گرفت، احتمال موفقیت در تغییر ساختارهای حقیقی را به انجام گرفتت کاهش داد و موجب انجام گرفت که امید به ابداًح ساختارهای حقیقی، درچارچوب ساختارهای حقوقی فعلی ازبین برود یا کاهش پیدا کند. بنابراین، اخانومظر این گروه‌، شرکت درانتخابات بی‌معنی و فاقد ارزش و اعتباروعملی بیهوده محسوب می‌انجام گرفت. درحالی که گروه نخست، جمعیتی از نظر سیاسی خاموش بود. این گروه جمعیتی از فعالان سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت و معتقد به عدم شرکت در انتخابات در تبلیغ مواضع خود فعال بودند و از امکانات محدودی که داشتند، هستفاده می‌کـــردند.

 سوم؛ گروهی از جمعیت که علاقمند به شرکت در سرنوشت و رفتن به پای صندوق‌های رای بود، اما حضورش مشروط به آن بود که آرایش نیروهای سیاسی به هنگام انتخابات چگونه شکل بگیرد. در واقع حضور یا عدم حضور این بخش از «امتناع» کنندگان، به پلن‌ها و سیهست‌های احزاب و گروه‌های سیاسی مورد اعتماد و توجه آقام، یا این بخش از جمعیت، بستگی داشت.

هنگامی که نیروهای سیاسی ابداًح‌طلب درون حاکمیت و اپوزیسیون یا احزاب بیرون از حاکمیت (نظیر نهضت آزادی ایران و سایر فعالان ملی ـ مذهبی) با گروه دوم یاد انجام گرفته در بالا هماهنگی نکـــردند و بر اساس پلن‌های راهبردی تعریف انجام گرفته خودشان و درچارچوب منافع ملی اعلام حضورمشارکت نمودند، این بخش از جمعیت از حالت بی‌تفاوتی یا بی‌تصمیمی بیرون آمد و به صحنه فعال انتخابات وارد انجام گرفت. در آماری که در بالا اشاره انجام گرفت، آمده بود که از کل جمعیت، حدود ۳۰ درصد نقل کرد بودند که هنوز تصمیمی برای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات نگرفته‌اند. از میان همین جمعیت بود که درصدی از آنها با ورود ابداًح طلبان بیرون از حاکمیت به صحنه انتخابات وارد انجام گرفتند.

–  نقطه گسست و اضمحلال تئوری تحریم انتخابات چه بود؟

یزدی: تحریم انتخابات علی‌الاصول حرکتی «سلبی» و نه «ایجابی»؛ «منفعل» و نه «فعال» محسوب می‌شود. اما در شرایطی هم ممکن هست به عنوان یک نافرمانی مدنی، حرکتی مثبت و فعال محسوب شود. باید یادآور انجام گرفت که میان «تحریم» و «عدم شرکت» یک تفاوت جدی وجود دارد و همچنین میان شرکت یا عدم شرکت یک شخصیت حقوقی نظیر یک حزب سیاسی ـ با شخصیت حقیقی ـ منطقهوند ـ در انتخابات تفاوت وجود دارد. شرکت یک حزب سیاسی در انتخابات یعنی، کاندیدا معرفی می‌کند، پلن می‌دهد و یا از کاندیدایی حمایت می‌کند و آقام را به شرکت در انتخابات دعوت می‌نماید یا ممکن هست در انتخابات شرکت نکند و نه کاندیدایی معرفی کند و نه از کاندیدایی حمایت نماید و نه آقام را به شرکت درانتخابات دعوت نماید. در شرایطی ممکن هست گروه یا گروه‌های سیاسی، از این مرحله گامی فراتر بردارند و انتخابات را تحریم نمایند یعنی آقام را به عدم شرکت در انتخابات دعوت و ترغیب نمایند. اتخاذ چنین تاکتیکی به وضعیت و فضای سیاسی جامعه و رابطه احزاب با آقام بستگی دارد. اگر چنانچه نیروهای آقامی آنچنان سازمان یافته باشند و رابطه احزاب سیاسی با جامعه به گونه‌ای شکل گرفته باانجام گرفت که حرکت‌های سیاسی گسترده آقامی با پلن احزاب سیاسی هماهنگی پیدا کـــرده باانجام گرفت، تحریم انتخابات می‌تواند به عنوان نوعی نافرمانی مدنی مفید و موثر باانجام گرفت. در غیر این صورت تحریم انتخابات به عنوان اقدامی سیاسی که موجب تغییر در رفتارهای حقیقی حاکمان بشود، نمی‌باانجام گرفت.

– برخی ها از مساله”آرای سازماندهی انجام گرفته” در انتخابات یاد کـــردند، تحلیل شما از این مساله چیست؟ از نظر شما آیا ما واقعا با آرای سازماندهی انجام گرفته مواجه بودیم یا خیر؟ پیامدهای این نوع آراء در جامعه چیست؟

یزدی: شواهد و قرائن همگی حاکی از آن هست که در مورد جناب آقا احمدی‌نژاد، به خصوص در دوره نخست، آرای سازماندهی انجام گرفته وجود داشته هست. در دور نخست احمدی‌نژاد تبلیغاتی نداشت، نه پوستری چاپ کـــرده بود و نه پرده‌ای بر در و دیوار آویخته بود. در نظرسنجی‌ها، نفر ششم یا هفتم بود. یک فعال سیاسی – فرهنگی شناخته انجام گرفته‌ای هم (مثل بقیه کاندیداها) نبود. اگر کارنامه وی در منطقهداری پایتخت هم مثبت ارزیابی شود، حداکثر می‌توانسته هست در آرای حوزه انتخابیه پایتخت موثر باانجام گرفت نه در منطقههای دیگر. عضو یک حزب سیاسی فراگیر هم نبود و هیچ حزبی هم از او حمایت نکـــرد. پس سوال اساسی پاسخ داده نانجام گرفته این هست که وی چگونه توانست آرایی زیاد از سایر کاندیداها، که تبلیغات فراوان و گسترده‌ای هم در همه جا داشتند به دست آورد؟ اعتراض کاندیداهای دیگر، نظیر کروبی، هاشمی و معین به تخلفات انتخاباتی (احتمالی) در دور نخست می‌باانجام گرفت که موجب انجام گرفت احمدی‌نژاد به دور دوم برسد. برای پی بردن به آنچه اتفاق افتاده هست شمارش مجدد آرای حوزه هایی مثل اصفهان و شیراز می‌توانست پرده از اسرار بردارد. مطلب روشن هست و به قول معروف تنها خواجه حافظ شیراز از آن بی‌هشدار هست. اما در مورد پیامد این نوع سازماندهی در آرای ریخته انجام گرفته به صندوق‌ها، قطعا موجب افزایش بی‌اعتمادی آقام به نهادها و ساختارها و کاهش اعتبار انتخابات و زبان نظام جمهوری اسلامی هست.

– سرنوشت و فردا جریانات شکست خورده و پیروز انتخابات نهم به نظر شما چه خواهد انجام گرفت؟

یزدی: تاثیر انتخابات بر هر یک از این جریانات متفاوت هست و بستگی به اهداف و پلن‌های آنان در انتخابات دارد. احزاب و گروه‌های بیرون از حاکمیت، نظیر نهضت آزادی ایران و سایر نیروهای ملی ـ مذهبی، اگر چه کاندیدا معرفی کـــردند و بعد از رد صلاحیت‌ غیرقانونی کاندیدای آنها، ازکاندیداتوری دکترمعین حمایت کـــردند، اما چون دنبال راهبردی آنها پیشبرد فرآیند دموکراسی بود، علیرغم عدم انتخاب کاندیدای مورد حمایت‌شان، آنها درانتخابات شکست نخوردند بلکه پیروز هم بودند و از فرصت انتخابات به طورموثری در ایجاد ارتباط با آقام و مخاطبین خود و حضور درصحنه، به رغم همه فشارهایی که علیه آنها اعمال انجام گرفته هست، بهره بردند.
اما شکست درانتخابات برای جریان‌های ابداًح‌طلبی که دنبال اصلی آنها ادامه حضوردر درون حاکمیت بود، بر معقولات سیاسی و اجتماعی آنان با یکدیگر و بیرون از آنها، تاثیرگذار هست.

شکست برخی از جریان‌های رهست و محافظه‌کار، به خصوص گروه‌های قدیمی و شناخته انجام گرفته، موجب تغییراتی در معقولات آنها با نهادهای درون حاکمیت و گستره فعالیت‌های متعدد آنها خواهد انجام گرفت. اما نهاد و جریان پیروز هم، به دلیل چگونگی راهکارهای اعمال انجام گرفته در پیروزی و چالش‌های انجام گرفتید سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیش رو در سطح ملی و بین‌المللی، نمی‌تواند به این پیروزی خیلی تکیه کند. این انتخابات موجب تانجام گرفتید و تعمیق شکاف میان مسئولان انجام گرفته هست. فرآیند «همه با هم»، در عصر انقلاب که موجب پیروزی انجام گرفت، پس از انقلاب جای خود را به «همه با من» داد. این فرآیند در انتخابات ریهست جمهوری به نقطه اوج و نهایی خود رسیده هست و به همان میزان هم بر شکنندگی و آسیب‌پذیری نظام افزوده انجام گرفته هست.

-برخی از صاحبنظران، انتخابات نهم را نقطه پایان ابداًحات درون حکومتی و حذف ابداًح طلبان حکومتی می دانند، آیا شما با این نظر موافق هستید؟

یزدی: نه من معتقد نیستم. اگر در نظر بگیریم که دنبال اصلی جنبش ابداًح‌طلبی ایران تغییر در ساختارهای حقیقی بوده هست نه ساختارهای حقوقی، اکنون پرسش اساسی حیاتی و سرنوشت‌ساز این هست که آیا این جریان پایانیت خواهی که با هدایت انتخابات اخیر پایانی قدرت را یکپارچه کـــرده هست، می‌تواند بدون تغییر در رفتارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود و بدون اعتنا به قانونمندی‌های حفظ قدرت، با همان روش‌های گذشته ادامه بدهد یا خیر. پیش‌بینی رفتار مجموعه جدید، پس از تمرکز قدرت، مشکل هست. اما نباید فراموش کـــرد که تنها دو راهکار در برابر این مجموعه قرار دارد. یا تغییر و تغییر از رفتارها یعنی قبول تغییر در ساختارهای حقیقی را می‌پذیرند و یا اینکه اگر نپذیرند، ضرورت تغییر در ساختارهای حقوقی اجتناب‌ناپذیر واقعیت خود را بر آنان تحمیل خواهد کـــرد.


– به نظر شما احزاب در انتخابات موفق تر بودند یا افراد بدون وابستگی به احزاب؟

یزدی: اکثر کاندیداها یا وابستگی حزبی و گروهی داشته‌اند یا مورد حمایت و تایید احزاب و گروه‌ها بوده‌اند.

– تحلیل شما از شکست جناب آقا هاشمی در دور دوم با توجه به اختلاف بالای آراء چیست؟

یزدی: تعداد عامل را می‌توان درشکست جناب آقا هاشمی موثردانست. نخست آرای سازماندهی انجام گرفته هست به نفع جناب آقا احمدی‌نژاد. دوم روحیه و ذهنیت آقام ما به گونه‌ای هست که در رقابت میان یک غیرروحانی با یک روحانی، غیر روحانی را به روحانی ترجیح می‌دهند. آن رابطه و نفوذی که روحانیون در دوران انقلاب در میان آقام داشتند اگر به کلی از بین نرفته باانجام گرفت، به انجام گرفتت کاهش پیدا کـــرده هست. سوم اینکه جناب آقا هاشمی رفسنجانی، علاوه بر روحانی بودن از مسئولان و کارگردانان اصلی حکومت در طی ۲۷ سال گذشته می‌باانجام گرفت و کارنامه این دوره در افکار عمومی آقام مقبولیت تعدادانی ندارد.

 حتی هنگامی که برخی از ابداًح‌طلبان به عنوان جلوگیری از سلطه فاشیسم، آقام را به حمایت از هاشمی رفسنجانی دعوت کـــردند، برخی از آقام تصورشان از فاشیسم هاشمی بود نه احمدی‌نژاد. چهارم اینکه احمدی‌نژاد خود را نماد ساده زیستی و صداقت و خدمتگزار معرفی کـــرده بود. در حالی که در نزد افکار عمومی، هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش منطقهت نیکوی نداشتند و تبلیغات منفی فراوانی نیز شده بود. با وجود این به نظر می‌رسد عامل نخست یعنی آرای سازمان یافته به نفع احمدی‌نژاد تعیین کننده بوده هست و اگر نبود، احتمال پیروزی هاشمی رفسنجانی بالا بود.

– جناب آقا یزدی! آیا به نظر شما  ناکامی جناب آقا هاشمی به معنای خداحافظی روحانیان با منصب ریهست جمهوری هست؟

یزدی: به نظرمی‌رسد، تصمیم‌ گیرندگان اصلی با توجه به آنچه درباره روابط روحانیون با آقام اشاره کـــردم، ترجیح داده‌اند که مدیر مجلس و مدیر جمهور روحانی نباشند. بازگشت روحانیون به ریهست قوه مجریه و مقننه زیاد دور از ذهن هست اما این جابجایی‌ها موجب تغییر تعدادانی در قضاوت و ذهنیت آقام نسبت به روحانیون نخواهد انجام گرفت. 

– فردا جناب آقا هاشمی و نیروهای حامی او را چگونه ارزیابی می‌کنید به طور خاص کارگزاران ساخانومدگی.

یزدی: شکست جناب آقا هاشمی را نباید معادل خروج یا حذف او ازمعادلات سیاسی دانست. جناب آقا هاشمی درمیان شخصیتهای سیاسی، اجتماعی،‌ اقتصادی درون حاکمیت وروحانیان و علمای قم و منطقهستان‌ها هواداران جدی دارد. جناب آقا هاشمی می‌داند چه اتفاقی افتاده هست و به همین دلیل هم در اعتراض خود می‌گوید شکایت به خدا می‌برد!!  

اما آنچه اتفاق افتاد، هاشمی را بر سر دو راهی سرنوشت نهایی سیاسی‌اش قرار داده هست. شاید بهتر آن بود هاشمی در دور دوم انصراف می‌داد و از حضور در انتخابات خودداری می‌کـــرد. که هم به نفع خودش هم به نفع نظام بود.

در حال حاضر قضاوت درباره فردا ایشان کمی عجولانه هست. اما کارگزاران، همانقدر که اعلام کـــرده‌اند ممکن هست با تشکیل جبهه اعتدال به سازماندهی نیروهای هوادار خود و ادامه فعالیت به تناسب وضع جدید بپرداخانومد.

– به نظر شما این شکست به معنای باخانومشستگی سیاسی جناب آقا هاشمی هست؟

یزدی: تصورنمی‌کنم جناب آقا هاشمی آمادگی باخانومشستگی را داشته باشند. تجربه گذشته نشان می‌دهد که جناب آقا هاشمی خود را با شرایط زیاد متنوع هماهنگ می‌سازد.

– آیا تجربه ناکامی جناب آقا هاشمی منجر به شکاف در روحانیت سیاسی و ایجاد قطبهای جدید در روحانیت خواهد انجام گرفت؟

یزدی: نهمین دوره انتخابات ریهست جمهوری، آرایش نیروهای سیاسی هوادار حاکمیت را نیز تغییر داده هست. شکاف در میان روحانیت سیاسی که با جداانجام گرفتن جمعی از روحانیون از «جامعه روحانیت» و تشکیل «جامعه روحانیون» و … و سپس موضع‌گیری‌های تند و شفاف جناب آقا منتظری و پیامدهای ناشی از آن تا جداانجام گرفتن جمعی از مدرسین و پژوهشگران جوان حوزه علمیه قم از نهادهای سنتی، آغاز انجام گرفته بود، در جریان این انتخابات ابعاد تازه ‌ای پیدا کـــرده هست و رو به رانجام گرفت می‌باانجام گرفت.

– آیا قبول دارید حمایت و دفاع تلویحی شما و ملی مذهبی ها از هاشمی در دور دوم؛ یک اشتباه هستراتژیک بود؟ حزب مشارکت به ادامه این ائتلاف با هاشمی رفسنجانی ابراز علاقه کـــرده، شما و حزب متبوعتان هم به ادامه این ائتلاف علاقه دارید؟ حیاتیترین پیامدهای انتخاب احمدی نژاد را در عرصه داخلی و خارجی چه می دانید؟

یزدی: دربیانیه اخیری که نهضت آزادی ایران درهمین رابطه اخیرمنتشر کـــرده ، برخی از این پیامدها در عرصه داخلی و خارجی بررسی انجام گرفته هست. می‌توانید به همان جا مراجعه کنید. همه ملی ـ مذهبی‌ها از جناب آقا هاشمی حمایت نکـــردند و آنها که حمایت کـــردند، همچنان از آن حرکت خود دفاع می‌کنند. بعضی‌ها هم، در ارزیابی مجدد، آن را اشتباه دانسته‌اند. اما از ائتلاف جبهه مشارکت با هاشمی هشداری ندارم و نهضت آزادی ایران هم پلن‌ای برای پیوستن به این ائتلاف ندارد.

– آیا شما احتمال پیروزی احمدی نژاد را می دادید؟

یزدی: خیر ـ نه من، بلکه هیچ یک از نظرسنجی‌ها و آمارها هم آن را نشان نداده بود. پرسش و ابهام اصلی هم در همین نکته نهفته هست.

– یکی از فعالان دانشجویی گفت که بعد از انتخابات نهم، چارچوب فعالیت سیاسی گروهها و احزاب دچار تغییر خواهد انجام گرفت و احزاب و گروهها و شخصیت هایی که خواهان فعالیت در چارچوب فعلی هستند از نهضت آزادی تا انصار حزب الله در یک طیف جدید قرار خواهند گرفت و کسانی که می خواهند چارچوب موجود را تغییر دهند در طرف دیگر قرار خواهند گرفت، آیا با این تحلیل موافقید؟

یزدی: در این پرسش دو نکته مطرح هست : نخست اینکه آیا احزاب و گروه‌های سیاسی دچار تغییر و تغییر خواهند انجام گرفت یا خیر؟ با این تحلیل موافقم. ابداًح‌طلبان درون حاکمیت که سیهست راهبردی آنان حفظ مواضع درحاکمیت بود،درانتخابات شکست خوردند، بنابراین لاجرم می‌بایستی سیهست‌های راهبردی خود را به تناسب شرایط بعد از انتخابات تغییر دهند. این امریعنی امکان نزدیک انجام گرفتن گروههای ابداًح طلب درون حاکمیت با نیروهای سیاسی بیرون ازحاکمیت، به خصوص آنها که‌ نظیر نهضت آزادی ایران، خط قرمزی برای مقامات و نهادها محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر، حتی در میان محافظه‌کاران تغییراتی قابل پیش‌بینی هست. گروه جدیدی که قدرت را بطور یکپارچه به دست گرفته هست، از محافظه‌کاران قدیمی عبور نمود. شواهد و قرائن نشان می‌دهد که اگر گروه جدید بخواهد به آنچه در جریان انتخابات نقل کرد هست، عمل کند، شکاف میان جناحهای محافظه‌کار عمیق‌تر خواهد انجام گرفت و فاصله میان محافظه‌کاران قدیمی با مرکز ثقل قدرت جدید افزایش خواهد انجام گرفت.

اما با قسمت دوم این پرسش موافق نیستم. یعنی این تغییرات موجب نزدیکی نهضت آزادی با انصار حزب‌الله نخواهد انجام گرفت. حزب‌الله یک گروه منسجم مستقل اخانومهادهای قدرت نیست. اختلاف نهضت آزادی ایران با این نهادهای قدرت، اساسی و راهبردی هست. تصور نمی‌کنم این نهادها آماده برای تغییر در سیهست‌ها و پلن‌های خود، به نفع حقوق و آزادی‌های اساسی ملت و حاکمیت آقام باشند.

– آیا نشانه های تولد طیف محافظه کاران جدید یا به تعبیری اصولگرایان جدید، در فضای سیاسی کشور دیده می شود؟ آیا می شود این تحلیل را داشت که حامیان احمدی نژاد به دو طیف نسبتا متفاوت تقسیم می شوند، محافظه کاران سنت گرا و محافظه کاران پیچیده و نیمه مدرن، چون در جریان انتخابات، بخشی از جریان اصولگرا زیاد پیچیده عمل کـــرد، دکتر احمدی نژاد خودش هم عضو جامعه اسلامی مهندسین – که یک تشکل نیمه مدرن در رهست محسوب می شود- هست و هم مورد حمایت اقشار سنتی و روحانیونی مثل آیت الله  مصباح و …؟

یزدی: همانطور که اشاره انجام گرفت شکاف در جبهه محافظه‌کاران نیز تکمیلا مشهود هست و بعد از انتخابات، به تدریج ویژگی‌ متفاوت خود را نشان خواهد داد اما در این پرسش شما یک تعارض وجود دارد و آن عدم تشابه میان محافظه‌کاران به قول شما شبه مدرن با نیمه مدرن درجناح رهست، که احمدی‌نژاد را به آنان وابسته دانسته‌اید، با روحانیان سنت‌گرایی از نوع جناب آقا مصباح یزدی وجود ندارد. به نظر می‌رسد این نوع گروه ‌بندی شما فاقد انسجام منطقی و واقع‌گرایانه هست.

– شما در مورد انتخابات شوراهای دوم گفتید که آقام خودخانومی کـــردند، آیا این تعبیر را در مورد انتخابات نهم هم به کار می برید؟

یزدی: خیر، در انتخابات شورای منطقه پایتخت، کاهش از ۱۱ درصد واجد شرایط در انتخابات شرکت کـــردند. آرای سازمان داده انجام گرفته یک جریان خاص توانست از این فرصت هستفاده کند و با سابقه‌ترین کاندیدایش، دکتر شیبانی، با حدود ۵/۲ درصد آرای واجدین شرایط، به شورا راه پیدا کند. اگر آقام به جای ۱۱ درصد، بیست درصد شرکت می‌کـــردند، کسان دیگری انتخاب می‌انجام گرفتند. در انتخابات اخیر ریهست جمهوری ترکیب مشارکت آقام چنین نبود. بنابراین تحلیل رفتار آقام در این انتخابات با انتخابات شورای منطقه متفاوت خواهد بود.

-بزرگترین و حیاتیترین درسی که نهضت آزادی از انتخابات نهم گرفت، چه بود؟ 
یزدی: شرکت فعال در انتخابات، برای هر حزب سیاسی فرصت معقول در رهستای ایجاد رابطه با آقام و اثرگذاری بر فرآیند تغییرات سیاسی هست. شرکت نهضت آزادی ایران در نهمین دوره انتخابات ریهست جمهوری این امر را بار دیگر تایید کـــرد.

 
– آیا نتایج انتخابات موجب آن خواهد انجام گرفت که نهضت آزادی هستراتژی و خط مشی یا احیانا ایدئولوژی  خود را تغییر دهد؟

یزدی: خیر، سیهست‌های راهبردی نهضت آزادی ایران که شامل کوشش برای پیشبرد آقامسالاری و تامین حقوق و آزادی‌های اساسی ملت با انگیزه ملی و دینی هست وهمچنین ایدئولوژی اسلامی نهضت، در چارچوب قرائت‌های تعریف انجام گرفته توسط موسسین و رهبران و آنچه در مرامنامه و بیانیه‌ها و قطعنامه‌های حتمی آمده هست تغییری پیدا نخواهد کـــرد. اما پلن‌ها و خط مشی‌ها که در خدمت تحقق اهداف هستراتژیک می‌باشند، متناسب با شرایط ممکن هست تغییر و تغییر پیدا ‌کنند.

-: آیا نشانه هایی شبیه ضربه ۵۴ و  در فضای فعلی برخی از گروههای دانشجویی مشاهده و رصد می کنید؟ با توجه به اینکه شما از فعالان دانشجویی در دهه ۳۰ و ۴۰ بودید و دارای تالیفاتی هم در این زمینه هستید، چشم انداز فردا جنبش دانشجویی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این جنبش به اسلام گرایی خواهد پیوست یا در سکولاریسم ذوب خواهد انجام گرفت؟

یزدی: اگر منظور شما از ضربه سال ۱۳۵۴، اعلام علنی مارکسیست انجام گرفتن رهبری سازمان مجاهدین خلق نخستیه می‌باانجام گرفت نه، من هیچ وجه تشابهی میان آن ضربه و شرایط کنونی جنبش دانشجویی نمی‌بینم.

ضربه کنونی به جنبش دانشجویی از ناحیه گروه غیردینی یا ضد دینی و الحادی صورت نگرفته هست. 

علاوه بر این، جنبش دانشجویی در طی سالیان دراز بعد از انقلاب، اهرم اعمال سیهست‌های حاکمیت بوده هست. در طی ۸ سال گذشته، این جنبش به تدریج از این موضع فاصله گرفته هست و به نیروی منتقد قدرت و حکومت تبدیل انجام گرفته هست. این تغییر و تغییر هزینه‌هایی را بر این جنبش تحمیل کـــرده هست. از سال ۱۳۶۰ و بروز درگیری‌های گسترده و تعطیل دانشگاه‌ها و باز انجام گرفتن مجدد آنها، شاید در هیچ زمانی به اندازه هشت سال گذشته، دانشجویان تحت فشارهای سیاسی و حقوقی، خانومدان و اخراج و تعلیق و … نبوده‌اند.

این نوع رفتار با دانشجویان، جنبش دانشجویی را لاجرم به موضع‌گیری‌های نه تنها سیاسی علیه حاکمان بلکه به روند جدایی جنبش دانشجویی از قرائت‌های دینی حکومت نیز وادار ساخته هست. اما این بدین معنا نیست که جنبش دانشجویی به سمت ذوب انجام گرفتن در سکولاریسم خواهد رفت. بلکه نگاهی عمیق تر و درازمدت به این جنبش حاکی از آن هست که نسل جدیدی از دانشجویان معتقد و وفادار به قرائت‌های جدید از اسلام، در رهستای مواضع روشنفکری دینی رانجام گرفت خواهد کـــرد. اگر چه گرایشات غیردینی نیز جایگاهی بهتر از گذشته، در میان دانشجویان پیدا خواهد کـــرد.

– ظاهرا بعد از ناکامی های متعدد اپوزیسیون سلطنت طلب خارج از کشور در تشکیل یک جبهه واحد علیه جمهوری اسلامی، برخی از عناصر داخلی به خارج مهاجرت کـــرده (مثل برخی روخانومامه نگاران دوم خردادی و …)  در صدد تشکیل اپوزیسیون جدیدی در خارج از کشور هستند و درصدد جلب حمایت غرب و به خصوص اروپا از خود نیز هستند. در این رهستا کنفرانسی هم اخیرا با حمایت احزاب سبز اروپا برگزار کـــردند، نخستا شما این تحلیل را قبول دارید و ثانیا این نوزاد جدید احتمالی اپوزیسیون را چطور ارزیابی می کنید؟ چه فردا ای برای آن پیش بینی می کنید؟

یزدی: من از تغییراتی که شما به آنها اشاره کـــردید و از کنفرانسی که نام بردید رویدادی ندارم و بنابراین نمی‌توانم تحلیلی ارائه بدهم.

– چشم انداز فردا مجموعه اپوزیسیون در فضای فردا جامعه چیست و عملکـــرد آنها در انتخاب نهم چه بود؟

یزدی: بدیهی هست که نهمین دوره انتخابات ریهست جمهوری، آرایش نیروهای سیاسی را تغییر داده هست. برخی از گروه‌ها یا احزابی که «پوزیسیون» محسوب می‌شوند، به بیرون از دایره حاکمیت پرتاب انجام گرفتند و در کنار «اپوزیسیون» موجود قرار گرفته‌اند. این گروه‌ها، دیر یا زود به توافق پیرامون همکنشی و همکاری با یکدیگر بر محور مشترکات خواهند رسید و بر فرآیند تغییرات ابداًح‌طلبانه تاثیرگذار خواهد بود.

-چالشهای پیش روی دولت احمدی نژاد از نظر شما چیست؟

یزدی: دولت جدید با چالش‌های جدی در سطح ملی و بین‌المللی روبرو می‌باانجام گرفت. نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح ملی با پنج بحران و چالش‌های جدی روبرو هست که عبارتند از سیاسی، اقتصادی، مدیریت، ایدئولوژیک و فرهنگی (هویت). اما حیاتیترین بحران پیش روی دولت جدید، اقتصادی هست. محافظه کاران در طی هشت سال ریهست جمهوری خاتمی، از بعد اقتصادی دولت را به چالش کشیدند. این امر سبب انجام گرفت که سطح انتظارات و خوهسته‌های اقتصادی آقام، به انجام گرفتت بالا برود تا آنجا که بخش قابل توجهی از پلن تبلیغات انتخاباتی جناب آقا احمدی‌نژاد (و همچنین جناب آقا کروبی) به طرح مطالبات اقتصادی اختصاص داده انجام گرفته بود.

– آیا به نظر شما  دولت جدید می‌تواند به این چالش‌ها پاسخ بدهد؟

یزدی: بستگی دارد به ماهیت «پاسخ‌ها». اگر چالش‌های اقتصادی صرفا در چارچوب «تنگی معیشت» یعنی شکاف میان متوسط درآمدها و هزینه‌های خانواده تعریف شود، و راه ‌حل فوری آن هم اختصاص سهمی از درآمد نفت به هر خانواده دانسته شود، همانطور که اعلام کـــرده اند، بی‌تردید، این امر نه تنها باعث کاهش شکاف نمی‌گردد، بلکه برتصویر بر وخامت اوضاع خواهد افزود. در تعداد اظهارنظری که از جناب آقا احمدی نژاد درباره برخی از مسایل اقتصادی نقل انجام گرفته هست نظیر بورس، سیستم بهره بانکی، و … نشان می‌دهد که درک ایشان از مسایل اقتصادی علمی نیست. با این نوع نگاه‌ها به مسایل اقتصادی نمی‌توان به چالش‌های کنونی پاسخ داد.

حل یا کاهش بحران اقتصادی پیش‌شرط و پیش‌ نیازهایی دارد که با آنچه جناب آقا احمدی‌نژاد و حامیانش درباره دموکراسی، توسعه سیاسی و حقوق و آزاد‌ی‌های اساسی آقام نقل کرد‌اند در تعارض هست. پاسخ به چالش‌های اقتصادی بدون حل بحران‌های سیاسی امکان‌پذیر نیست.به نظر می‌رسد دولت جدید با چالش‌های اجتماعی نیز روبرو شود. در سطح بین‌المللی نیز دولت جدید با چالش‌های جدی روبرو هست.

–  حیاتیترین فرصتهای دولت احمدی نژاد چیست؟

یزدی: دولت جدید درآمد زیاد نیکوی از نفت را در اختیار دارد. قوای سه گانه با هم و هر سه قوه با مقام رهبری هماهنگ هستند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که محافظه‌کاران و سنت‌گرایان هنگامی که قدرت را یکپارچه به خود منحصر می‌ساخانومد و رقیب قدرتمندی که آنها را به چالش بطلبد در برابرشان نیست، احساس قدرت و اعتماد می‌کنند و در نتیجه، حاضر به تعدیل مواضع خود و تغییر در سیهست‌ها و روش‌های کارکـــردی می‌شوند. ژاپن یک نمونه زیاد نیکوی هست. تغییرات ژاپن از زمان امپراطور میجی آغاز انجام گرفت. میجی نماینده محافظه‌کاران و سنت‌گرایان و با شعار حفظ سنت‌ها روی کار آمد. اما با واقع‌بینی توانست راه حرکت ژاپن را تغییر بدهد. بعضی از نقل کردگویان این جریان، از الگوی ژاپن اسلامی نقل کرد نقل کرد‌اند. تا چه اندازه این نقل کرد جدی یا معنادار هست؟ روشن نیست. به نظر می‌رسد یک فرصت زیاد حیاتی و شاید آخرین فرصت نه فقط برای این جریان، بلکه برای کل نظام جمهوری اسلامی فراهم انجام گرفته باانجام گرفت. اگر نتوانند از این فرصت هستفاده درست به عمل آورند، هم خودشان و هم نظام  باخانومده نهایی خواهد بود.

– چشم انداز فردا بحران هسته ای و اختلاف ایران و غرب را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا به نظر شما احتمال برخورد نظامی ولو محدود بین ایران و آمریکا وجود دارد؟ امکان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد را چقدر جدی ارزیابی می کنید؟

یزدی: اگر ایران نتواند بر سر فعالیت‌های هسته‌ای خود با اتحادیه اروپا به توافق برسد،‌ احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و صدور قطعنامه علیه ایران، زیاد زیاد خواهد بود. بخشی از پیامدهای چنین قطعنامه‌‌ای ممکن هست اقتصادی (تحریم صادرات نفت و واردات کالا)، نظامی شامل عملیات محدود (هستفاده از امکانات نظامی و بستن ورود و خروج کشتی‌ها از ایران و به مقصد ایران در دهانه تنگه هرمز در آب‌های بین‌المللی)، باانجام گرفت. پلن آمریکا برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را جدی می‌بینم اما موفقیت آن، بستگی به سیهست‌های دولت جدید ایران دارد.

-به عنوان سوال آخر، یادم می آید در یکی از مصاحبه های رویدادی از آخرین دیدارتان با امام خمینی(ره) یاد کـــردید، نخستین دیدار شما با امام کی بود ؟ ملاقاتتان در مورد چه بود؟ در مورد این آخرین دیدارتان در سال ۶۴ با بنیانگذار جمهوری اسلامی توضیح دهید؟ چه نکاتی در این گفت وگو مطرح انجام گرفت؟

یزدی: نخستین دیدار من به اتفاق مرحوم دکتر چمران و مهندس توسلی با امام در سال ۱۳۴۶ بود ـ‌ شرح این دیدار در کتاب «یادنامه چمران» (انتشارات قلم ۱۳۸۳) آمده هست- اما آخرین دیدارم در فروردین ۱۳۶۴ بنا به درخوهست و دعوت ایشان بود و حدود ۹۰ دقیقه به طول انجامید. محور مذاکرات پیرامون جنگ بود. ایشان نظراتشان را بیان کـــردند و من هم توضیحاتی دادم که دلیل ادامه جنگ به نفع ایران نیست. قرار بر این انجام گرفت که گفت وگوها در فرصت‌های دیگر ادامه پیدا کند اما چنین فرصتی پیش نیامد. برخی  مایل به تجدید دیدار و ادامه مذاکرات ما نبودند.

***


گفتگو با محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی:

سلامتی: قبول دارم “معین” کاندیدای معقولی برای ابداًح طلبان نبود// آقام در انتخابات نهم آگاهانه رای دادند//از نظام هستیم و نظام را هم از خودمان می دانیم

موقعیت و مواضع سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در میان دو طیف مدرن و سنتی ابداًح طلبان یعنی حزب “مشارکت” و “مجمع روحانیون مبارز” قابل تعریف و شناسایی هست، به نظر می رسد بعد از سه شکست متوالی حزب مشارکت در انتخابات اخیر و آراء و اقبال غیرمنتظره به “مهدی کروبی” در انتخابات نهم باعث انجام گرفته هست که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به بازتعریف موقعیت خود بپردازد.رویدادگزاری “مهر” در ادامه سلسله گفت وگوهای خود در خصوص تحلیل پیامدهای انتخابات نهم و بررسی آخرین آرایش نیروهای سیاسی با صاحبنظران مختلف، به سراغ ” دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی” رفته هست؛ گروهی که اگر ادعا شود، “کلیدی ترین عضو جبهه ابداًحات” هست، نقل کردی به گزافه نیست. “محمد سلامتی” را در طبقه چهارم وزارت کار و امور اجتماعی- در حالی که مشغول مشاهده توضیحات “محمد جهرمی” وزیر پیشنهادی کار در جلسه رای اعتماد بود- ملاقات کـــردیم؛   متن این گفت وگو را از نظر می گذرانید:

– جناب آقا سلامتی ! عوامل حضور گسترده آقام  در انتخابات نهم ریهست جمهوری را برخلاف تحریم های داخلی و خارجی و زیادی از گمانه ها در خصوص عدم شرکت آقام، چه می دانید؟

سلامتی: معمولا تایمی در آستانه انتخابات جوی مساعد حاکم باانجام گرفت موجب می شود که گروه ها و احزاب و اقشار مختلف آقام حضور نیکوی را به هم برسانند. در آستانه انتخابات دوره نهم ریهست جمهوری این شرایط به وجود آمد. یکی از حیاتیترین دلایل شرکت گسترده آقام در انتخابات این بود که صدا وسیما برخلاف رویه گذشته خود شیوه نیکوی را در پیش گرفت.

دستگاه های مختلف و مسئولین هم به نیکوی عمل کـــردند و این موجب انجام گرفت گروه های سیاسی از هر طیف و جناحی در انتخابات حضور داشته باشند وآقام هم تشویق به حضورشوند و اقلیت های قومی و مذهبی نیز دلیلی برای شرکت در انتخابات پیدا کنند. قشرهای مختلف آقام نیز با تبلیغات نیکوی که انجام گرفت و حضور گسترده ای که احزاب داشتند تشویق انجام گرفتند که در انتخابات حضور  دانشجویان، کارگران، کشاورزان و غیره با شعارهایی که داده می انجام گرفت و مطالبی که ارائه می انجام گرفت تشویق به حضور انجام گرفتند و می توان گفت که نشاط سیاسی که لازم بود در انتخابات داشته باشیم به وجود آمد و همین موجب گستردگی حضور انجام گرفت و خوشبختانه دیدیم که آقام با این احساس که کاندیدای مورد نظرشان در انتخابات حضور دارد و مطالباتی که دارند توسط این کاندیدا می تواند پیگیری شود در صحنه حاضر انجام گرفتند.

 این می تواند تجربه نیکوی برای انتخابات فردا باانجام گرفت. به این شکل که اگر بخواهیم انتخابات نیکوی داشته باشیم باید با سعه صدر برخورد کنیم و اجازه دهیم که همه گروهها  احساس کنند کاندیدای مورد نظرشان در صحنه هست و می توانند به او رای دهند. رسانه های گروهی، به خصوص رسانه هایی که از بیت المال تغذیه می شوند باید بی طرفانه برخورد کنند و از همه طیف ها دعوت کنند که مواضع خود را اعلام کنند و میزگردهایی که می تواند آقام را به انتخابات حساس تر کند، تشکیل داده شود. در این انتخابات دیدیم که این موارد اجرا انجام گرفت و تاثیر آن را هم دیدیم.به صورت حتم مسائل منفی هم در این انتخابات کم نبود. تخریب هایی که به شکل گسترده در عرصه انتخابات شد برخلاف پایانی موازین اخلاقی، مذهبی و روابط انسانی بود.

-منظورتان از  تخریب ها، تخریب چه کسی هست؟ هاشمی، معین، قالیباف یا احمدی نژاد؟ 

سلامتی: تخریب هایی در مورد افراد و گروه های مختلف بود که به صورت حتم لازم به نام بردن از آنها نیست. بر هم زدن جلسات، میتینگ ها و نقل کردرانی ها و برخورد با نقل کردران ها که از طرف گروه ها و احزاب مشکوک و یا گروه هایی که وابسته به یک طیف خاص بودند که باعث لطمه زدن به گروه و حزب خاصی انجام گرفت که متاسفانه لطمات کمی هم نبود ولی به هر حال جو مساعد به این تخریب ها غلبه کـــرد .

– جناب آقا سلامتی!  برخی از “آراء سازمان یافته” در انتخابات صحبت می کنند، آیا این موضوع به نظر شما صحت دارد؟

سلامتی: دخالت سازمان داده انجام گرفته، روحیه آقام و گروه ها را زیاد تخریب کـــرد و انتخابات را از راه خود خارج کـــرد که کار نادرستی بود و به خصوص که در این کار از بودجه های نهادهای خاص هم هستفاده انجام گرفت و باعث خدشه در انتخابات انجام گرفت. انتخاباتی که به نیکوی می توانست نشاط و جو سالم سیاسی را تقویت کند، اعتماد عمومی را به وجود بیاورد و همبستگی ملی را تقویت کند، با این نوع مسائل خدشه دار انجام گرفت.

– یعنی سازمان مجاهدین انقلاب این انتخابات را مخدوش تلقی می کند؟

سلامتی: نه! عده ای به دنبال سوءهستفاده از نوع برگزاری انتخابات به نفع جریان خودشان بودند. در مرحله نخست با همین رای نادرست عده ای رانجام گرفت کـــردند اما در مرحله دوم علی رغم اینکه به انتخابات خدشه هایی وارد انجام گرفت اما مشخص انجام گرفت که رای آقام به چه کسی هست و رای آقام شفاف تر و قاطع تر بود. نکته حیاتی دیگر پیامد این نوع آراء هست، یعنی آرای ساماندهی انجام گرفته، این می تواند بدبینی گروه ها به بخشی از حکومت که قدرت را در دست دارد، به وجود آورد که اینها از هر امکان و نهادی سعی می کنند به نفع خودشان هستفاده کنند و سرخوردگی بخشی از جامعه به قسمتی از حاکمیت که در امر انتخابات دخالت کـــرده و همینطور سرخوردگی بعضی از شخصیتههست که این سرخوردگی ها و یاس ها کارایی نظام را پایین می آورد؛ اعتماد ملی را کاهش می دهد و امنیت ملی را تضعیف می کند و در فردا از این ظرفیت و پتانسیل نظام نمی شود به نیکوی هستفاده کـــرد. آن بخش از حاکمیت که این شیوه را پیش گرفته باید آن را ترمیم کند، اعتماد عمومی را جلب کند و با تقویت دمکراسی و آزادی و به حتمیت شناختن حقوق منطقهوندی ، افراد و گروه ها و به خصوص توجه زیاد به مطالبات آن قشر از آقام که احساس می کنند به آنها توجه زیادی نانجام گرفته هست، این مسائل را رفع کند.

– نیکو با فرض ادعای شما، این ترمیم و بازسازی چگونه می تواند رخ دهد تا در انتخابات بعدی آقام و گروهها این اطمینان را داشته باشند که دیگر چنین مواردی رخ نخواهد داد؟

سلامتی: در حال حاضر، حاکمیت یکدست انجام گرفته هست و در واقع طیف گسترده ای از جناح مقابل، ابداًحات کارهای سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی، امنیتی و غیره  را در اختیار دارند. اینها برای اینکه بتوانند اعتماد بخش دیگری از جامعه را جلب  کنند باید نخستا به شعارهایی که دادند پای بند باشند و درثانی بر خلاف آن چیزی که در سابقه آنها مشخص انجام گرفته عمل کنند به این مفهوم که آنها آزادی های  منطقهوندی، مدنی، سیاسی و گروهی را رعایت نمی کـــردند.

 سعی می کـــردند در ارتباط با نفوذ قوه قضاییه با جناح مخالف برخورد کنند و برای به وجود آوردن اعتماد نباید این مسائل را ادامه دهند. نباید از طریق نهادهایی که در آنها نفوذ نسبی یا مسلط  دارند سوءهستفاده کنند و نباید دنبال پرونده سازی برای گروه ها و اشخاص باشند. نباید بگیر و ببند داشته باشند. نباید آزادی ها را محدود کنند. اجازه داشتن نشریه به گروه ها و تشکیلات سیاسی بدهند و آزادی بیان را تقویت کنند و با سعه صدر برخورد کنند و نهادهای عمومی را تقویت کنند. حق منطقهوندی را رعایت کنند و نهادهای مدنی را تقویت کنند. اینها لازمه یک نظام انقلابی و اسلامی هست و در چارچوب قانون اساسی هست.

 سابقه اکثریت اینها این را نشان نمی دهد اما الان که حاکمیت را به طور تکمیل در دست دارند باید این کارها را انجام دهند که اعتماد عمومی را جلب کنند و وحدت ملی را تقویت کـــرده و مقاومت آقام را در مقابل بیگانگان افزایش دهند و اگر این کار را نکنند خدای نکـــرده جامعه روز به روز از درون تهی می شود، موضع گیری های گروه ها، احزاب و شخصیت ها علیه هم افزایش پیدا می کند و به همین نسبت امنیت ملی کاهش پیدا می کند و مقاومت ملی در مقابل برخورد و تجاوز بیگانگان تضعیف می شود.

 من آنچه که به اینها توصیه و مجددا تاکید می کنم این هست که آزادی بیان و مطبوعات و قلم را رعایت کنند ، حرمت اشخاص را رعایت کـــرده و دنبال پرونده سازی برای اشخاص و گروه ها نروند . دنبال این باشند که نشاط سیاسی و رقابت سیاسی سالم در جامعه حاکم شود و اجازه دهند انتقاد از حکومت و مسوولین تقویت شود و عادی تلقی شود. اگر این کار را بکنند هم موضع خود را مستحکم کـــرده اند و هم دوام خود را افزایش می کنند وهم رقیب خود را به موضعی منطقی تر می کشانند و حتی رقیبشان را به سمتی می برند که به آنها کمک کند و جو همدلی در جامعه بوجود می آید اما در غیر این صورت وضع زیاد اسف باری خواهیم داشت.

– بحث دیگری که در مورد انتخابات مطرح هست، انتخاب جناب آقا معین به عنوان کاندیدای ابداًح طلبان هست، بعضی ها می گویند دلیل شکست ابداًح طلبان این هست که جناب آقا معین کاندیدای معقولی برای حزب شما نبود و آن مقبولیت و کاریزمای لازم را نداشت، آیا شما این نقل کرد را قبول دارید؟

سلامتی: این را قبول دارم که گروه ها باید کسی را کاندیدا کنند که از حضور فعال سیاسی در اجتماع برخوردار و افزایش کار کـــرده باشند و هر چه کاهش کار کـــرده باشند پوئن منفی دارد و کاهش موفقیت آمیز هست.اما همه این مسائل در این خلاصه نمی شود کما اینکه کاندیدای پیروز انجام گرفته جناح مقابل از معروفیت افزایشی برخوردار نبود و در مرحله دوم به دلیل شعارهایی که داد پشتوانه پیدا کـــرد و زیادی از کسانی هم که در عرصه انتخابات حضور به هم رساندند مطرح نبودند. جناب آقا معین هم با اینکه مطرح نبود، ولی انتخاب انجام گرفت به صورت حتم ممکن بود که کاندیدای معقولتری از طرف سازمان پیدا شود و این هم جای نگرانی داشت که ممکن بود کسی بتواند افزایش رای بیاورد اما رد صلاحیت شود که این هم یک نقطه ضعف بود برای کسانی که می توانند در عرصه انتخابات حضور به هم برسانند، یک طیف به آسودهی آنها را رد صلاحیت کنند.

-جناب آقا سلامتی به دلیل اینکه سازمان شما جناب آقا معین را به عنوان کاندیدا معرفی کـــرد آیا  حزب شما می تواند مسولیت این شکست و ناکامی را خود به عهده بگیرد؟ 

سلامتی: جناب آقا معین را سازمان و مشارکت با هم انتخاب کـــردند و ابتدا مشارکت، ایشان را معرفی کـــرد و سپس سازمان. ولی به هرحال گروه هایی که کاندیدایی را  مطرح می کنند و آن نامزد رای  نمی آورد، مسولیتش از طرف گروه حمایت انجام گرفته و پذیرفته می شود. اما عرض کـــردم همه شکست طیف ابداًحات مربوط به این قضیه نبود بخشی از آن مربوط می شود به شیوه طرف مقابل که از راهکارهای غیرقانونی هستفاده کـــرد و توانست کاندیدای خاص خود را به مرحله دوم برساند.من قبول دارم که جناب آقا معین با توجه به شعارهایی که داد و اینکه افزایش طیف نخبگان را نماینده فکری می کـــرد افزایشین رای که می توانست بیاورد را آورد. ولی طیف ابداًحات رای افزایشی داشت. جناب آقا کروبی حضور داشتند و بخش حیاتیی از آراء هم برای جناب آقا هاشمی بود و بخشی هم برای جناب آقا مهرعلیزاده بود و در مجموع آرایی که به جبهه ابداًحات داده انجام گرفت با مجموعه آرایی که به طیف مقابل داده انجام گرفت آنطور که من هشدار دارم تقریبا کاهش نبود که افزایش بود اما آراء شکسته انجام گرفت و آن هم به این دلیل بود که جبهه ابداًحات نتوانست کاندیدای واحدی را ارائه کند که به صورت حتم همین موضوع در جناح مقابل هم رخ داد و ما به تدریج باید آماده باشیم که این طور قضایا در آستانه انتخابات امری غیرطبیعی تلقی نشود

.تجربه انتخابات دوره نهم، مجلس هفتم و دومین دوره شوراها به ما می آموزد که توقعمان از جناح این باانجام گرفت که پایان مواضعشان در امر انتخابات باهم منطبق باانجام گرفت و اینکه حتما یک کاندیدا یا کاندیداهای مشترک داشته باانجام گرفت مثلا در انتخابات مجلس یا شوراها و این را باید بپذیریم که در انتخابات چون دیدگاه ها متفاوت هست و طیف گسترده ای را تشکیل می دهد. هر جناح دیدگاه خاص خود را دنبال می کند و درست هست که در مقاطع مختلف نظرهای واحدی برای موضع گیری های خاص در امور معین دارند اما در امر انتخابات نباید انتظار داشت مشترکا یک حرف را بخانومند.

– فکر می کنید اگر مهندس موسوی کاندیدا می انجام گرفت، رای می آورد؟

سلامتی: به نظر من به دلیل اینکه اکثر احزاب در این قضیه متفق القول بودند و آقام هم ایشان را قبول داشتند، رای می آوردند.

 – بحث دیگری که در مورد انتخابات مطرح انجام گرفت این بود که اصولگرایان برای فریب ابداًح طلبان، ابتدا جناب آقا قالیباف را به صحنه آوردند یا او را متقاعد به حضور در صحنه کـــردند و ابداًح طلبان،  بخصوص بخش مطبوعاتی و رسانه ای آنها، شروع به تخریب قالیباف کـــرد و از احمدی نژاد غافل انجام گرفتند و جناب آقا احمدی نژاد در این حاشیه امن رانجام گرفت کـــرد و نهایتا با یک جهش بزرگ در روزهای آخر پیروز مرحله نخست انجام گرفت. آیا شما با این تحلیل موافق هستید؟

سلامتی: بعضا نقل کرد می شود که این مورد از ابتدا یک نقشه بوده ولی من نمی توانم این را به طور تکمیل بپذیرم . طیف مقابل فکر می کـــرد که جناب آقا قالیباف با سبک و سیاقی که در پیش می گیرد می تواند ایشان را نیکو پیش ببرد و در این مورد هم جدی بودند. اما تایمی که مسائلی پیش آمد که این مسائل هم در این مکان قابل طرح نیست، نظر آنها برگشت و با یک شیوه سازمان داده انجام گرفته به جناب آقا احمدی نژاد کمک کـــردند وبا این کمک ایشان به مرحله دوم رسیدند.

 در مرحله دوم هم با اینکه به شکل سازمان داده انجام گرفته به  ایشان کمک انجام گرفت اما اصل رای که ایشان آوردند از ناحیه شعارهایی بود از طرف ایشان داده انجام گرفت و کارساز هم بود. طیف وسیعی از جامعه نسبت به عملکـــردها ناآسوده بود و شعارهای عدالت طلبانه از قبیل طرفداری از قشر ضعیف و محروم اثر خود را به جا گذاشت و در حقیقت مرحله دوم یک مرحله رقابت قابل درکی بود و فقط کار سازمان داده انجام گرفته نتوانست موثر واقع شود بلکه شعارها توانست موثرتر باانجام گرفت. جناب آقا هاشمی نمادی تجربه انجام گرفته بود و این تجربه پاسخگوی نیاز طبقه محروم و متوسط جامعه نبود. طیف هایی که از ایشان هم حمایت کـــرده بودند شعارهایی نداده بودند که بتواند پاسخگوی قشر ضعیف باانجام گرفت و جناح مخالف از این خلا هستفاده کـــرد.

–  آیا شکست جناب آقا هاشمی به معنای خداحافظی روحانیت با منصب ریهست جمهوری هست؟ و مثلا همانطور که جناب آقا حداد عادل برای نخستین بار به جای یک منصبی که از ابتدای انقلاب، روحانیون  بر آن تکیه داشتند، یعنی ریهست مجلس، نشست در بقیه معقول و پست ها هم به همین شکل پیش خواهد رفت. به نظر شما این گمانه چقدر می تواند منطقی باانجام گرفت؟

سلامتی: ببینید من شکی ندارم که به دلیل عملکـــرد بعضی از روحانیون لطمه انجام گرفتیدی به روحانیت و حتی به اسلام وارد انجام گرفت. شیوه های بی تقوایی، شیوه غلط مدیریتی و ناسازگار با مفاهیم اسلامی به شکل جدی لطمه زده هست. اما لطمه جدی آنطور نیست که به اشخاص روحانی بی اعتمادی تکمیل باانجام گرفت. کما اینکه ما در این انتخابات هم دیدیم که هم روحانی بود هم مکلا. در دور نخست جناب آقا کروبی رای قابل قبولی آورد و خود جناب آقا هاشمی هم همینطور و مکلاها به مراتب کاهش رای آوردند این نشان می دهد که هنوز هم بین اشخاص و مواضع کلی که ممکن هست به یک طیف نسبت داده شود تمایز وجود دارد.

 آقام به شخص نگاه می کنند که ببینند پلن، دیدگاه ها و وعده هایی که می دهد چیست و با توجه به این موارد و سابقه اجرایی که شخص دارد گرایش پیدا می کنند و رای می دهند و به این مورد که شخص مورد نظر مکلا هست یا روحانی کاری ندارند. اما به هر صورت، شیوه های عملی که برخی از روحانیون در پیش گرفتند لطمه زیادی به روحانیت و اعتقادات آقام زده هست.

http://resimkoy.xyz/wp-content/uploads/2017/10/16-2.jpg

-با توجه به نتایج انتخابات نهم آیا شما با این نظر موافق هستید که بعضی ها می گویند رفتار سیاسی آقام ایران  قابل پیش بینی نیست و روندی علمی ندارد؟

سلامتی: نه این درست نیست. به نظر من اگر تعبیر درستی وجود داشته  باانجام گرفت آراء آقام  قابل پیش بینی هست. من بارها می گفتم که نظرسنجی هایی که یک تا دو ماه قبل از انتخابات میانجام گرفت دقیق نیست. به این دلیل که قشرهای خاصی از جامعه را پوشش می دهد و به عمق جامعه نفوذ نکـــرده زیرا عمق جامعه و توده آقام هنوز مساله انتخابات برایشان جا نیفتاده هست و تصویر العمل خاصی را نشان نداده اند و با حساسیت به انتخابات نگاه نمی کنند و زمانی می توان نظرسنجی ها را دقیقتر تلقی کنیم که یک هفته تا ۱۰ روز به انتخابات مانده که آقام در آن زمان نسبت به انتخابات حساس تر انجام گرفته اند.

خوشبختانه بعد از سالهای زیادی که از انقلاب گذشته آقام نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی ازجمله انتخابات حسهستر انجام گرفته اند. آنها آگاهانه تر تصمیم می گیرند گرچه هنوز هم که هنوزه چه در کشور ما چه در کشورهای دیگر، اقشاری از جامعه تحت تاثیر نخبگان خود قرار می گیرند و با آگاهی تکمیل رای نمی دهند اما آنها روز به روز کاهش انجام گرفته اند. به نظر من، آقام در این انتخابات آگاهانه تر رای دادند به این معنی که مثلا در دور نخست، گذشته از کار سازمان داده انجام گرفته ای که انجام انجام گرفت ما ملاحظه کـــردیم که قشر وسیعی از نخبگان به اشخاص خاصی رای دادند، قشر وسیعی از توده آقام با توجه به شعارهایی که ازسوی کاندیداها داده انجام گرفت به آنها رای دادند. مثلا جناب آقا کروبی با توجه به شعارها و دیدگاه خاصی که ارائه کـــرد از مقبولیت خاصی بین محرومین جامعه برخوردار انجام گرفت و علی رغم نظرسنجی هایی که انجام گرفته بود رای قابل ملاحظه ای را داشت. این رای با توجه به پلن ایشان داده انجام گرفت. در مورد دیگر کاندیداها هم همینطور بود که بر اساس شعارهایی که دادند رای آوردند که این را می توان رای آگاهانه نامید. به صورت حتم آقام ممکن هست گاهی به دلیل عدم انجام قولهای داده انجام گرفته از طرف مسوولین به آنها بدبین شوند و یا راه دیگری را غیر از آنچه نظام و قانون اساسی اقتضا می کند در پیش بگیرند اما این نمی تواند نهادینه شود و آقام متداوم به مسوولین بدبین شوند.

 در آستانه انتخابات به دلیل جوی که بوجود آمد آقام آن را یک جو متفاوت و با نشاط و متعادل احساس کـــردند و به این نتیجه رسیدند که صداقت این جو افزایش از ناصداقتی آن هست و رقابت منطقی بر آن حاکم هست. آقام مجذوب این جو انجام گرفتند و توجه شان به پلن ها،  شعارها و شخصیت کاندیداها انجام گرفت و به هر کدام از اینها اعتماد کـــردند. هر قشری که دنبال مطالبات خود بود این صداقت را در نامزد خود یافت. روشنفکران به یک شکل و توده آقام هم به شکلی و تنوع کاندیداها نیز اعتماد عمومی را افزایش کـــرد و دولتآقاان باید به این نکته هم توجه خاص داشته باشند که تایمی کاندیداها از طیف های مختلف حضور به هم می رسانند اعتماد عمومی افزایش به کل حرکت نظام و کشور جلب می شود.

 تایمی این اعتماد جلب انجام گرفت دیدیم که ۳۰ میلیون نفر حضور به هم رساندند به خصوص در دور دوم که تعداد رای دهندگان در این دوره نشان داد که در آقام، اعتماد به وجود آمده هست و آقام احساس کـــردند کسانی پیدا انجام گرفته اند که می خواهند مطالبات آنها را پیگیری کنند. پس ما هرچه اعتماد عمومی را بوجود بیاوریم آقام هر چه افزایش تحریک می شوند که در مسائل سیاسی و اجتماعی حضور داشته باشند پس باید به گروه ها و اشخاص میدان داد. جو نیکوی را ایجاد کنیم، جو بگیر و ببند و تخریب نباانجام گرفت. جو پلیسی بوجود نیاوریم چون اگر جو پلیسی بوجود بیاوریم جامعه به سمتی سوق پیدا خواهد کـــرد که قابل کنترل نخواهد بود.

– آرای آقام رای به “اشخاص” بود و یا “احزاب و گروه ها”؟ و آیا اصولا احزاب در این انتخابات موفق بودند؟ 

سلامتی: به نظر من، رای توده آقام به شعارها بود و این شعارها می توانست در اشخاص انعکاس پیدا کند و پتانسیل و ظرفیت این اشخاص می توانست ملاک بهتری باانجام گرفت و برای این پلن ها و این شعارها می تواند پیگیری شود. در واقع آقام به اشخاص و پلن ها توامان رای دادند. 

– فکر نمی کنید که شعارهای زیادی از کاندیداها در افزایش موارد شبیه به هم بود؟ شعارهایی که برای رفع نیازهای آقام و یا رفع مشکلات جامعه داده می انجام گرفت؟

سلامتی: نه شعارها تکمیلا یکی نبود. مثلا جناب آقا معین افزایش شعارهای دمکراسی و حقوق بشری داد.جناب آقا هاشمی شعارهای رانجام گرفت تولید می داد و در آخر توجهی هم به قشر متوسط داشت اما نه به آن انجام گرفتت و غلظتی که جناب آقا احمدی نژاد داشتند. شعارهای هر کدام از نامزدها با هم متفاوت بود و اگر هم شما احساس کنید که مجموعه شعارها یکی بود، غلظت بیان هر کدام با هم فرق داشت. یکی غلظت شعارهای دمکراسیش افزایش بود و یکی محرومین و طبقات متوسط را افزایش مد نظر داشت و یکی تولید را که هر کدام از کاندیداها با این عناوین افزایش شناخته می انجام گرفتند. بنابراین آقام نخست به شعارها رای می دهند و سپس به خود شخص که آیا می توانند به او اعتماد  کنند یا نه؟ و به هر دوی اینها رای می دهند ممکن هست بعضی از اینها شعارهایشان به هم نزدیکتر باانجام گرفت ولی به این بستگی داشت که آقام چقدر به آنها اعتماد دارند.

– آیا شما قبول دارید که حمایت ابداًح طلبان در دور دوم از جناب آقا هاشمی اشتباه بود؟ از این حمایت پشیمان هستید؟

سلامتی: تایمی جناب آقا هاشمی کاندیدا انجام گرفت تعداد تا از گروه های جبهه دوم خرداد نیز ایشان را کاندیدا کـــردند. همانطور که تعداد نفر از گروههای ابداًحات، جناب آقا کروبی و معین را کاندیدا کـــردند. بنابراین تایمی در مرحله دوم این یک امر عادی بود که ابداًح طلبان از جناب آقا هاشمی حمایت کـــردند به این دلیل که بخشی از ابداًح طلبان از ایشان حمایت کـــرده بودند. در واقع، ابداًح طلبان سه کاندیدا داشتند و در مرحله نخست هر تعداد گروهها از کاندیدای خود حمایت کـــردند و در مرحله دوم تایمی از ابداًح طلبان یک کاندیدا باقی ماند همه سراغ حمایت از ایشان رفتند به خصوص که می خوهستند در مقابل طیف محافظه کار قرار بگیرند و این امر عادی و طبیعی بود که همه ابداًح طلبان از جناب آقا هاشمی حمایت کنند و اشتباه هم تلقی نمی شود.

– شما در مورد دلایل پیروزی جناب آقا احمدی نژاد به آرای ساماندهی انجام گرفته و شعارهای جذابی که در طول رقابت ها داد، اشاره کـــردید، آیا صرفا همین دو دلیل باعث پیروزی احمدی نژاد انجام گرفت؟ 

سلامتی: دلایل را می توان از هر دو سمت بیان کـــرد. اینکه جبهه ابداًحات ضعف هایی داشته هست . در مدت این هشت سال که دولت و مجلس را در دست داشته قاعدتا کارهایی را انجام نداده هست که بتواند اقشار مختلف آقام را به سمت خود جلب کند. 
– نمونه ای از کارهایی را که باید انجام میداده و نداده را می توانید نام ببرید؟ 

سلامتی: به طور مثال باید محرومین را به طرف خود جلب می کـــرد و کارگران را نسبت به خود معتمد می ساخت و یا به قشر متوسط کمک می کـــرد و مشکلات  قشر محروم و کشاورز را حل می کـــرد، باید کارهایی برای این اقشار انجام می داد که ملموس بود و ارتباط منظم با آنها داشت که هیچ کدام از این کارها انجام نانجام گرفت. اینها ضعف هایی بود که طیف ابداًحات داشت و باعث انجام گرفت که آقام از آنها ناراضی انجام گرفتند و در ادامه این نارضایتی آقام به سمت شعارهایی رفتند که می توانست مطالبات آنها را تامین کند.

– دلایل حضور خاص و تمایل نظامیان به حضور در صحنه انتخابات چه بود؟ چون دو نفر از نامزدها، یعنی جناب آقاان رضایی و قالیباف نظامی بودند، نقل کرد می شود که نظامیان در ایران یکی از گروههای محذوف بودند و در این دوره، میدانی برای عرضه خود پیدا کـــردند و جامعه هم تقریبا به آنها اقبال نشان داد، آیا به نظر شما حضور این قشر به طور خاص قابل بررسی هست؟

سلامتی: من فکر می کنم که ما نباید در ارتباط با این قشر خاص بگوییم نظامیان این حضور را داشتند زیرا نخستا اگر نظامیان در عرصه سیاسی حضور داشته باشند زیاد فاجعه خواهد بود . یعنی اگر سپاه، نیروی انتظامی، بسیج و ارتش در عرصه سیاسی حضور داشته باشند جناحی عمل می کنند و طیف گسترده ای از جناح مقابلشان را به خودشان بی اعتماد می کنند و این به لحاظ امنیتی فاجعه خواهد بود و به همین دلیل هم بود که امام (ره) این قشر را بر حضر داشت که موضع گیری سیاسی داشته باشند و هر کس که این کار را بکند به کشور خیانت می کند .

 اما بعضی نظامیان که می خواهند در عرصه سیاسی حاضر شوند می توانند هستعفا داده و در این عرصه فعالیت کنند . بنابراین تایمی جناب آقا قالیباف و جناب آقا رضایی در این عرصه حاضر انجام گرفتند بعد از هستعفا دادنشان بود پس نمی توان گفت نظامی بودند. دیگر بعد از هستعفا دادن نظامی نبودند دیگر موضع آن شخص مطرح هست که از چه توانایی برخوردار هست و تایمی این شخص ، حتی اگر قبلا نظامی هم بوده ، وارد صحنه می شود آقام نگاه می کنند که ببینند این شخص چه پلن هایی دارد و چه شعارهایی می دهد، اگر به شعارها اعتماد کـــردند روی سابقه آن شخص تحقیق می کنند که آیا  در سابقه خود قولی داده که عمل کند و مدیریت نیکوی داشته یا نه. این مکان دیگر مدیریت را ارزیابی می کنند و رایی که داده می شود به توان مدیریتی آنههست.

 -حیاتیترین چالش ها و فرصت های پیش روی دولت جناب آقا احمدی نژاد چیست؟

سلامتی: حیاتیترین چالشها عمل به شعارهای داده انجام گرفته از طرف ایشان هست زیرا آقام انتظار دارند که این شعارها دقیقا و در اسرع تایم اجرا شود و توقع تکمیل هم دارند و تحلیل من این هست که هیچ بهانه ای هم وجود ندارد. اینها نمی توانند بگویند که کسانی نگذاشتند ما فلان کار را انجام دهیم چون همه چیز در کنترل خودشان هست. تایمی جبهه ابداًحات می گفت که نگذاشتند ما کاری انجام دهیم منظورشان این بود که برای مثال از طریق نفوذ در قوه قضائیه یا ارگان های دیگر اجازه انجام کار به آنها داده نانجام گرفت . ولی اینها نمی توانند این حرفها را بخانومند یعنی جبهه ابداًحات در وضعی هست که هیچ ابزاری برای کارشکنی ندارد و به صورت حتم جبهه ابداًحات هم چون این شعارها را شعارهای آقامی تلقی کـــرده می گوید ما آرزو می کنیم این شعارها عملی شود.

 بنابراین هیچ بهانه ای برای عملی نکـــردن این شعارها ندارد. بخصوص که از لحاظ امکانات هم در وضع بی سابقه ای هستند به طوری که هنوز چهار پنج ماه از نخست سال که نگذشته، کل بودجه پیش بینی انجام گرفته تحصیل انجام گرفته و بقیه آن هر چه که باانجام گرفت اضافه هست. پس اماکانات زیاد وسیع هست، یکپارچگی تکمیل هست ، ابزارها همه در اختیارشان هست و باید بتوانند کار انجام دهند و اگر نتوانند زیاد نگران کننده هست. شعارهای مختلف دادند ، هم شعارهای عدالت جویانه و هم شعارهایی مبنی بر قدرتمندتر کـــردن کشور و ایجاد شرایط بهتر و رعایت آزادیها، پس با توجه به وجود امکانات برای عمل کـــردن به این شعارها اگر نتوانند به آنها عمل کنند شرایط بدی به وجود می آید. پس حیاتیترین چالش همین هست.