resimkoy

آیا قرآن نظریه داروین را رد می کند؟

۱۴ مرداد ۱۳۹۶

قرآن صریحأ تاکید میکند که آفرینش «انسان» از خاک آغاز انجام گرفته هست و طی مراحل و تطورات گوناگون تبدیل به انسان ، عالیترین موجود خانومده در آخرین مرحله تتکمیلی میشود.و طبق احادیث عدیده پیش از آفرینش آدم و این عالم و نسل حاضر ، عالمهایی و نیز نسلهایی از همین نوع بر این زمین میزیسته اند .

خلاصه نظریه تتکمیل انسان این هست که انسان کنونی که با نام علمی انسان خردمند خردمند مشخص می‌شود زیرگونه‌ای از انسان خردمند هست که خود از انسان رهست‌قامت تتکمیل یافته و انسان رهست‌قامت هم از انسان ماهر تتکمیل یافته بود. همگی این جانداران در سردهٔ انسان جای می‌گیرند که گونه‌های متعدد دیگری هم از آن برخهسته بودند (مانند انسان نئاندرتال و انسان رهست‌قامت) اما امروزه نسل پایانی آن‌ها منقرض انجام گرفته‌هست. انسان خردمند در حدود ۲۰۰ هزار سال پیش در شرق آفریقا پدیدار انجام گرفت و گروه‌های کوچکی از آن‌ها در حدود ۵۰ هزار سال پیش به دیگر نقاط دنیا مهاجرت کـــردند، به این ترتیب نسل پایانی انسان‌هایی که در خارج از آفریقا خانومدگی می‌کنند به این مهاجران می‌رسد.

به نقل resimkoy، زیادی از ادیان این نظریه را خلاف تعلیمات دینی خود تلقی می‌کنند و با پذیرفته انجام گرفتن و یا تعلیم آن مخالفت می‌کنند. این موضوع در کشورهایی مانند آمریکا از مسائل جنجالی سیاسی کنونی می‌باانجام گرفت و غالباً تعداد زیادی از اعضای جناح‌های محافظه‌کار بر ضد تعلیم این نظریه در مدارس دولتی فعالیت می‌کنند. مخالفت با تتکمیل گروهی از مسیحیان را به تلاش برای جایگزین کـــردن آن با مفهوم طراحی هوشمند رهنمون کـــرده‌هست.

اما اخیرا واتیکان مدعی انجام گرفته‌هست که این نظریه با دیدگاه مسیحیت درباره خلقت تطابق دارد. به نقل مهر به گرازش از تلگراف، اسقف اعظم جیانفرانسکو راواسی مدیر شورای پاپی فرهنگ واتیکان اظهار داشت درحالی که کلیسا نسبت به نظریه داروین در گذشته رویکـــرد نیکوی نداشته‌هست، ایده تتکمیل را می‌توان در سنت آگوستین و سنت توماس آکویناس دنبال کـــرد.

جوزپه تانزلا نیتی هستاد الهیات دانشگاه پاپی سانتا کراس در رم یادآور انجام گرفته‌هست که سنت آگوستین متأله قرن چهارمی هرگز با واژه تتکمیل آشنایی نداشت اما می‌دانست که انواع خانومدگی به آرامی در طول زمان متغییر می‌شوند. آکویناس نیز در قرون وسطی چنین دیدگاهی داشته‌هست.

آیاتی در قرآن هست که با تامل در آن می شود گفت نظریه داروین(تتکمیل انسان) با آموزه های قرآنی و وحیانی سازگار نیست::

«ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون»آل عمران/۵۹

«همانا مثل عیسی(ع) در پیش خداوند همانند مثل آدم هست که خداوند او را از خاک آفرید. و سپس به او گفت موجود شو پس انجام گرفت.»

«خلق الانسان من صلصال کالفخار»الرحمن/۱۴

«خداوند، ‌انسان را از گل خشک همانند سفال بیافرید.

بله پایان آیاتی را که خلقت انسان از خاک را مطرح می‌کند با نظریه داروین معارض هست ؛دلیل که می‌گوید انسان از خاک آفریده انجام گرفته نه از موجود قبلی که خانومده بوده هست.

قرآن صریحأ تاکید میکند که آفرینش «انسان» از خاک آغاز انجام گرفته هست و طی مراحل و تطورات گوناگون تبدیل به انسان ، عالیترین موجود خانومده در آخرین مرحله تتکمیلی میشود.

« کسی که آفرینش همه چیز را نیکو کـــرد و آفرینش انسان را از گل آغاز نمود » سجده ۷

و نیز قرآن آفرینش هر موجود خانومده را از آب میداند :

« و هر موجود خانومده ای را از آب آفریدیم » انبیا ۳۰

« و خداوند پایان جنبندگان را از آب افرید برخی از آنها بر شکم میروند برخی بر دوپا و برخی برچهارپا حرکت میکند خداوند هر چه بخواهد می آفریند که خدا بر هرکاری توانا هست» نور۴۵

قرآن در عموم آیات مربوط به آفرینش آدم روی این محور تاکید میکند که در افرینش او کاری خاص و برجسته شده و آن حلول روح الهی در پیکر مادی هست که آنرا از سایر موجودات که پیش از او آفریده انجام گرفته اند ، متمایز میکند و این خود متاسیون و جهشی هست در روند آفرینش .

بدین ترتیب موجودی بر این کره خاکی بوجود آمده هست که از آن پس یکه تاز کره زمین میشود؛ یکه تازی بی معارض که هیچ موجودی از موجودات قبل از او توانایی ندارد او را محدود کند.

ماجرای آفرینش آدم در قرآن چنین ترسیم انجام گرفته هست ،

که انسان در جریان تغییر مادی و دگرگونیهای فیزیولوژیک [۱]

به مرحله ای از مراحل آفرینش میرسد که به « نفخۀ روح الهی » نام میگیرد [۲]

و آفرینشی دیگر می یابد [۳]

و در راه عادی طبیعی خود به یک جهش الهی و ملکوتی دست می یابد و موجودی برتر میشود [۴]

بدانگونه که حتی فرشتگان در برابر او خضوع میکنند [۵]

و نیروهای معنوی جهان هم منحصرأ رام او انجام گرفتند .[۶]

آفرینش آدم و اعتراض گونه ملائکه

« هنگامیکه خدایت به فرشتگان فرمود : من جایگزینی را در زمین قرار خواهم داد…» بقره ۳۰

جانشین یا جایگزینی آدم به چه معنی هست و آدم در زمین بجای کیست ؟

برخی نقل کرد اند : او خلیفه الله ، بجای خداوند هست که به حق حکمرانی میکند ؛ اما این معنی بعید هست ، زیرا خداوند در شئون خداوندیش جای خالی ندارد تا دیگری بجای او بنشیند ،

خداوند پیامبران می فرستد و کتب مشتمل بر احکام و تکالیف نازل میکند ، پیامبران و هر که در خط آنها هست احکام و وحی دریافتی را به دیگر مکلفین میرسانند ، عنوان منطبق بر اینها سفارت ، رسالت و نبوت هست نه خلافت .

قول دوم آنست که ادم و نسل او جانشینان فرشتگان انجام گرفته اند که آنها پیش از آدمیان سکنه زمین بوده اند . این قول نیز مخدوش هست ، زیرا کیفیت خلقت زمین با خلقت ملائکه متناسب و سازوار نیست و چنین کاری از حکیم صادر نشود.

قول سوم انست که آدم و فرخانومدانش جایگزین جننیان هستند که براین زمین میزیسته و عامل تبهکاری و خونریزی بوده اند این قول نیز به قول دوم شبیه هست و مخدوش هست.

قول چهارم که صحیح هست آنست که ادم و نسلش جایگزین آفریده ای مکلف و صفاتی مشابه حالات و صفات آدمیان که براین زمین خانومدگی میکـــرده اند

چنان که آفرینش این نسل نیز چون دوران خود را سپری کند جای خود را به نسلی مشابه به این نسل که آفرینش آنها سازوار آفرینش دگرگون انجام گرفته ی زمین باانجام گرفت بسپارد

و طبق احادیث عدیده پیش از آفرینش آدم و این عالم و نسل حاضر ، عالمهایی و نیز نسلهایی از همین نوع بر این زمین میزیسته اند .
حتی برخی از آیات قرآن این معنا را میرسانند :

« آیا ما به آفرینش نخست خسته انجام گرفته ایم ؟! خیر بلکه این افریدگان هم اکنون در حال تبدیل به آفرینشی نویین می باشند» ق ۱۵

« آیا روزگارانی دراز بر انسان نگذشت که چیز قابل بیانی هیچ نبود ؟!» انسان ۱

« دلیل به خداوند شکوهمندانه نگاه نمیکنید در حالی که شما را در مراحل و خلقتهای گوناگون آفرید » نوح۱۳و۱۴
«پروردگار تو (از خلق) بی نیاز و به همه مهربان هست. اگر بخواهد شما را (از روی زمین) ببرد و همه را فانی کند .آنگاه پس از شما هر که را خواهد جانشین شما کند . چنان که شما را از ذریه گروهی دیگر پدید آورد.»انعام ۱۳۳

در برخی روایات که در اینباره آمده تعبیراتی مانند « الف الف عالم و الف الف ادم» بکار برده انجام گرفته که مراد از این لفظ میلیون نیست بلکه منظور از این تعبیر مبالغه و بیان کثرت هست ؛ یعنی چه زیاد ؟!

امام علی (ع) : « بنی آدم هفتاد جنس بوند همه انها از نسل آدمند جز یاجوج و ماجوج ( اقوام یوچانگ و مانچو) »[۷]

باز از امیر المونین روایات انجام گرفته که حضرت در پاسخ به کسی که پرسید قبل از ادم ابوالبشر که بوده ؟ فرمود : آدم ، وی سئوال خودرا تکرار کـــرد ، فرمود : اگر صد بار هم بپرسی خواهم گفت ادم.[۸]

ابو حمزه ثمالی گوید : امام سجاد – ضمن حدیثی مفصل ــ به من فرمود : تو گمان داری که خداوند آفریده ای را پیش از شما نیافریده ؟

آری بخدا سوگند هزار هزار ادم و هزار هزار عالم افریده که تو در اخرین آن عالمهایی [۹]

نیز از امام باقر روایات انجام گرفته : خداوند پس از فنای این خلق و این عالم ،خلق و عالمی دیگر پدید می آورد که او را به یگانگی پرستش کنند با زمین و آسمانی دیگر (دگرگون انجام گرفته ) ،

انگاه فرمود : آیا میپنداری جز شما بشری نیافریده ؟ چنین نیست بلکه هزار هزار عالم و هزار هزار ادم آفریده که تو آخر آن عالمهاو اخر آن ادمهایی .[۱۰]

و بسا نقل کرد گونه ملائکه :« آبا کسی (یا کسانی) در زمین جای میدهی که در آن تبهکاری کند و کشتار و نماید ؟! در حالی که ما تو را تسبیح و تقدیس میکنیم و هرگز سر از بندگیت برنتابیم ..» اشاره به همان افریده های مشابه باانجام گرفت.

« و گفتیم ای آدم تو وهمسرت در این باغ سر سبز و پر نعمت سکنی گزینید و از نعمتهای ان هرچه خواهید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که در اینصورت از ستمکاران به خویش خواهید بود»

«اما این بهشت که قرآن انرا به «جنه» ( باغ سرسبز) تعبیر کـــرده آن بهشت جاوید نیست که خداوند در غیب به مومنان وعده داده هست .

حسین بن بشار از یاران نزدیک امام صادق گوید : از امام راجع به بهشت ادم – که بر اثر ترک نخستی از ان بیرون انجام گرفت ــ پرسیدم .

فرمود : آن بهشتی در این دنیا بوده که ماه و خورشید در آن طلوع میکـــرده و اگر بهشت جاوید بود از آن بیرون نمیانجام گرفت. [۱۱]

و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو…»

یعنی : آنها ( ادم و حوا و ابلیس یا ادم و حوا به لحاظ نسل و ذریه آنها) را گفتیم : ( از منزلت خویش یا از خوشی و تنعم ) فرود آیید ( و ازاین پس ) دشمن یکدیگر باشید ( ابلیس با ادم و نسل او یا فرخانومدان ادم با یکدیگر به مقتضای سرشت ). بقره ۳۶

_____________________________
۱- حج۲۲
۲- سجده ۹
۳- حج۲۲
۴- اسرا۷۰
۵- ص۷۳
۶- در میان آیات قران تنها یک آیه هست که روی آفرینش معجزه آسای ادم نکیه دارد که آن آیه ۵۹ سوره آل عمران هست .

« همانا مثل سرگذشت عیسی پیش خدا نظیر سرگذشت ادم هست او را از خاک بپداخت سپس(ثم = میتواند به معنای بعد از مدت طولانی باانجام گرفت) بدان گفت باش پس چنان انجام گرفت»

این ایه بدنبال آیاتی آمده هست که مربوط به حضرت عیسی هست و همواره تاکید میکند که عیس مخلوق خدهست نه فرخانومد خدا و انچه در سرگذشت عیسی امده که وی از مریم به دنیا آمده ،

بی آنکه پای انسان دیگری به عنوان پدر در کار باانجام گرفت دلیل نمیشود که عیسی پسر خدا خوانده شود ، زیرا پیدایش این فرخانومد از مادر ، بدون دخالت پدر ، یک رویداد خارق العاده بود که به ارادۀ خداوند رخ داده هست ،

همچنانکه پیدایش ادم یعنی جاندار دارای روح الهی که باعث انجام گرفته از همه موجودات برتر و متمایز شود نیز یک رویداد خارق العاده و اعجاز گونه بوده هست که به اراده خداوند بوده هست.

ملاحضه میشودکه در این آیه این نکته نهفته هست که آفرینش ادم و افرینش عیسی همسانند.

ایا کسی میتواند ادعا کند که قران با انچه دربارۀ آفرینش حضرت عیسی نقل کرد روند طبیعی و علمی و عمومی انسانها و پایان موجودات را در طول زمان و تولد انها را از پدر و مادر نفی کـــرده هست ؟

مسامأ خیر زیرا قرآن در دهها ایه نظام توالد و تناسل را از نشانه های قدرت و حکمت آفریدگار جهانیان شآقاه هست.» (اندکی تصرف در تلخیص)

در اينجا توجه به دو نکته لازم بنظرمي‌رسد:

الف ـ به نظر مي‌رسد که در آيه ۵۹ سوره آل عمران « مثل عيسى عندالله کمثل آدم» مي‌توان وجه شبه را به تعداد گونه تصور کـــرد:

۱ـ تشبيه از جهت پدر نداشتن آدم و عيسي(ع).

۲ـ تشبيه از جهت خلقت هر دو از خاک با واسطه (يعنى مواد غذائى تبديل به نطفه، علقه … تا انسان انجام گرفت ) و در عيسي(ع) اين کار از طريق حضرت مريم (ع) شد و در آدم(ع) از طريق انسانها يا انسانهای نسل قبل از او و بالاخره میمنونها.

۳ـ‌تشبيه از جهت نبوت هر دو باانجام گرفت. ۴-تشبيه از جهت علم و عقل هر دو باانجام گرفت. ۵ـ تشبيه از جهت اصل خلقت از خاک (در مقابل مسيحيان که عيسى (ع) را خاکى نمي‌دانستد )

وجه شبه‌هاي شماره سه و چهار در آيه مورد بحث از جمله «کن» (ادامه آيه) برداشت مي‌شود. ولى به نظر مي‌رسد جمله « ثم قال له کن فيکون» در مقام بيان وجه شبه نباانجام گرفت

بلکه مرحله دوم خلقت را بيان مي‌کند که ايجاد روح هست و در پایان افراد انسان وجود دارد که در آيات ديگر تحت عنوان « نفخت فيه من روحي» به آن اشاره انجام گرفته بود.

وجه شبه نخست با توجه به شأن نزول، نزديک‌تر از وجه شبه سوم و چهارم هست. اما به هر حال فقط وجه شبه دوم يا پنجم در خود آيه تصريح انجام گرفته هست. دلیل که جمله (خلقه من تراب) بيان وجه شبه عيسي(ع) و آدم(ع) هست. که فقط به خاک اشاره کـــرده هست.

ب : در مورد خلقت عيسى (ع) از خاک دو احتمال وجود دارد:

۱ـ‌خلقت بلا واسطه از خاک ۲

ـ خلقت باواسطه سلسله موجود از خاک(و همين دو احتمال در مورد آدم نيز وجود دارد.»

اما خلقت بلاواسطه از خاک در اينجا صحيح نيست دلیل که حضرت عيسي(ع) بلا واسطه از خاک آفريده نانجام گرفته هست بلکه از جسم مريم(ع) بود که مريم (ع) با واسطه مواد غذائى او را از خاک بوجود آورد.

پس فقط وجه شبه دوم (خلقت با واسطه از خاک) باقى مي‌ماند و اين مطلب شاهدى بر نظريه تتکمیل هست نه بر نظريه ثبات انواع.

به صورت حتم اين احتمال نيز در آيه فوق بعيد نيست که بگوييم وجه شبه پنجم مراد هست دلیل که مسيحيان نجران اصل خلقت عيسى (ع) و خاکى بودن او را قبول نداشتند و او را غير مخلوق و ماوراء‌طبيعى مي‌دانستند .

پس آيه درصدد رد اين نظر آنههست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاک نيست . يعنى آيه درصدد رد اين نظر آنههست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاک نيست.

يعنى آيه درصدد بيان واسطه و عدم واسطه نيست پس نمي‌تواند دليلى بر نظريه تتکمیل انواع يا ثبات انواع باانجام گرفت. (دکتر محمدعلی رضایی کتاب پژوهشایی در اعجاز علمی قران)

۷- روضه کافی حدیث۲۷۴
۸- بحار ج ۲۵/۲۵و۲۶
۹- همان
۱۰- سفینه البحار + توحید شیخ صدوق
۱۱- بحار ج۶/۲۸۴+ روایتی از امام باقر نیر بدین مضمون هست.

ولی راجع به تتکمیل برتصویر (از انسان به حیوان) آیه ای هست:

سـوره الـمـائـده:
بگو: آيا شما را از كسانى كه در نزد خدا كيفرى بدتر از اين دارند رویداد بدهم؟ كسانى كه خدايشان لعنت كرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بـوزيـنـه و خـوك گردانيده هست و خود بت پرستيده اند؟ اينان را بدترين جايگاه هست و از راه رهست گم گشته ترند. (۶۰)